خانم و آقای جئون هردو محقق باستان شناس هستند و برای اولین بار برای یک ماموریت کاری مجبور به ترک دو هفتهایه فرزندشون میشوند اما مشکل اینجاست که چه کسی مسئولیت نگهداری از جونگکوک ده ساله پرجنب و جوش رو قبول میکنه؟؟؟
🍕 اسم: دو هفته لعنتی
🍕 ژانر: کمدی، فلاف
🍕 محدوده سنی: ندارد
🍕 کاپل: نامجین
نام فیک :my white wolf
کاپل : چانبک
ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف
خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی...
پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟
« من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد »
« بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد .
"دوباره بگو..."
با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ...
بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد .
"د...ددی!"
فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ...
"فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... "
به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد .
"چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... "
"ددی...اههه"
.
_ بابای من، از بابای تو متنفره!
+ خب که چی ؟! بابای منم همینطور!
.
وقتی نامجون، مهندس معمار پروژه رو اخراج میکنه و توی سایت دنبال یه مهندس معمار با ویژگی های خاص میگرده، چشمش به رزومه ی مستر کیم میخوره!
و چی میشه وقتی میفهمه اون پسر، همون مردیه که تا سر حد مرگ ازش متنفره؟!
کاپل اصلی= نامجین( به همراه فسقلیاشون، تهکوک)
کاپل فرعی= یونمین
ژانری= طنز / عاشقانه/ کمی درام/ امپرگ
.
in #namjin
in #vkook
in #fanfic
in #yoonmin
in #bts
in #bts
Name: My daddy
Writer: maya^^
ژانر:روزمره،اسمات،ددی کینک،فلاف،عاشقانه💖
کاپل:چانبک / کایسو / هونهان
❌کامل شده❌
بکهیون یه منحرف کوچولو🍓 بود و با سیاستش هر چیزی که دلش میخواست رو بدست میاورد!
ولی وقتی هوس یا عشق در یک نگاه اتفاق میافته بک میتونه جلوی اون غریزه مالکیت خودش رو بگیره؟!
اون به پارک چانیول به جای اینکه به چشم هیونگه جدیدش نگاه کنه تنها تصوری که ازش میکنه یه ددی فوق هاته💫!
چانیول استریتی که دوست دخترش🌸 تمام زندگیشه و به مسائل گی و هر چرت دیگه ای اصلا اهمیت نمیده❎!
و بک برای بدست آوردن ددیش فقط یه راه به مخ کوچیکش میرسید و اونم بدن عالیش بود🔞!