Setarmmm's Reading List
23 stories
My family [S1 Completed] by Melody7979
Melody7979
  • WpView
    Reads 2,498
  • WpVote
    Votes 465
  • WpPart
    Parts 14
جیمین قبلا توی زندگیش تصمیم گرفته که خونواده‌اش رو به خاطر پول ول کنه! حالا برگشته تا همه چیز رو درست کنه،ولی خونواده‌اش نمیدونن که جیمین ۱۲ سال پیش چرا ولشون کرده.... ******************************* جیمین با شنیدن صدای گریه جیهون،میخواست مثل وقت‌هایی که جیهون روی زمین می‌افتاد و گریه میکرد،اشک‌هاش رو پاک کنه و بغلش کنه تا دیگه گریه نکنه ولی باید میرفت. ******************************* جیهون مچ جیمین رو گرفت و دستش رو از روی سر ریوجین برداشت:《به ریوجین دست نزن،اون دیگه بچه نیست!》 جیمین با دیدن گاردی که برادرش گرفته بود،تک خنده‌ای کرد:《باشه دیگه به دوست دخترت دست نمیزنم.》 ******************************* °•کتاب My Family رو دنبال کنید تا بیشتر با خونواده‌ی کارکترها آشنا بشید•° ➦کارکتر:جیهون،جیمین،ریوجین،یونجون،سونوو،فلیکس،.... ➦ژانر:خانوادگی،مدرسه‌ای،دخترپسری ➦وضعیت:پایان یافته(فصل اول) ➦نویسنده:melody7979@
𝐎𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭 by Sakuraa_chan
Sakuraa_chan
  • WpView
    Reads 867
  • WpVote
    Votes 43
  • WpPart
    Parts 2
| Oneshot | | محتوای این وانشات‌ها برای رده سنی -18 سال مناسب نیست. | • نویسنده: Sakura • چنل تلگرام نویسنده: @Bdmmdr_sa
HE SHOULD DIE࿐ by FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    Reads 29,111
  • WpVote
    Votes 4,147
  • WpPart
    Parts 39
جنی درست همون قسمتی که گفت لمس نکنه رو با سر انگشت هاش لمس کرد. به ثانیه نکشید نفس کشیدنش تغییر کرد، قفسه سینه‌اش بالا و پایین می‌شد و تند تند نفس می‌کشید... چشم‌هاش رو روی هم گذاشت و لب تر کرد: -چرا اینکار رو می‌کنی؟ به قدری محکم لبه های وان رو نگه داشته بود که رگ های دستش برجسته شدن و سر انگشت هاش به سفید تغییر رنگ دادن... جنی با نگرانی، ازش فاصله گرفت و صورتش رو بین دست هاش گرفت: -حالت خوبه!؟ وقتی جنی خواست از جاش بلند بشه، رون پا هاش رو تو چنگش گرفت و محکم نگه داشت: -می‌خوای بدونی با لمس جایی که نباید چی کار کردی؟ جنی با ترس به چشم‌هاش خیره شد. بعد کمی مکث بخاطر حس قدرتی که از ترسی که تو وجود دختر شکل گرفته بود به وجود اومد، ادامه داد: -بیا تا نشونت بدم! ░G░e░n░e░r░☟ M̳y̳s̳t̳e̳r̳y̳ ̳ ̳M̳a̳f̳i̳a̳ ̳S̳m̳u̳t̳ ̳D̳r̳a̳m̳ #full ✷ #𝐹 ✷
My New Life ( One Shot ) by SarahLuv1
SarahLuv1
  • WpView
    Reads 2,083
  • WpVote
    Votes 230
  • WpPart
    Parts 1
یه وانشات طولانی ، هیجانی و عاشقانه از یونمین :)♡ همه چیز از جایی شروع میشه که جیمین توسط باند قاچاقچی شهر دزدیده میشه ! ژانر : ددی کینک - امپرگ - اسمات - خشن - جنایی کاپل : یونمین #YoonMin #Oneshot #Smut #Mpreg #Harsh #Criminal #DaddyKink
🔞Seducer daddy🔞 by taevau
taevau
  • WpView
    Reads 349,237
  • WpVote
    Votes 37,100
  • WpPart
    Parts 36
جانگکوک پسر گی ای🏳️‍🌈 که تو بار کار میکنه و تهیونگ پسری که مطمئنه استریته و از گیا بدش میاد چی میشه اگه جانگکوک نقطه ضعف پسر رو پیدا کنه و بخواد اذیتش کنه؟ ⛓ کاپل : کوکوی (کوک : تاپ_ته : باتم) کاپل فرعی : (یونمین ) ژانر : رومانتیک ، دراما ، یکم کمدی ، مدرسه ای ، اسمات 💦 ، (میبی بی دی اس ام 🔞👩🏻‍🦯) وضعیت : تموم شده ***** خبب بزارین چند تا نکته رو بگم بهتون • اول اینکه این فیک شامل صحنه های باز اسماته🔞 پس اگه بدتون میاد نخونین❌ •دوم اینکه هر دوشون سال اخر دبیرستانشونه کوک یه سال عقب افتاده و چون از همه بزرگتره همه ازش حساب میبرن •و در اخر اینم بگم که ته یجورایی هموفوبیکه (یجورایی...نه اینکه تنفر داشته باشه) بخاطر همین کوک تصمیم میگیره اذیتش کنه و ... خب بقیشو خودتون بخونین دیگه🥲😂 Ranking : 1 => jungkook 1 => boyxboy 1 => btssmut 1 => btssuga 1 => fanfic 1 => btsboys 1 => btsfanfic Start at : 01/1/1 => 1 , farvardin , 1401 Finished at : 01/6/13 => 13 , shahrivar , 1401
Unwanted love  by jikooklover_iran
jikooklover_iran
  • WpView
    Reads 235,931
  • WpVote
    Votes 30,833
  • WpPart
    Parts 37
جیمین یه دکتر موفق کاملا استریته (خودش اینجوری میگه) و از گی ها بدش میاد و عاشق دوست دخترشه! کوکی برادر جدید جیمین! یه خواننده گی موفق و خیلی تخس که میاد میشه بلای جون جیمین و تمام برنامه هاش رو بهم میریزه :) (این فیک دیگه توی تو پیج اینستا آپ نمیشه و فقط اینجا میزارمش) جیکوک💜
THE FIRST SHOT by izarQWX
izarQWX
  • WpView
    Reads 8,805
  • WpVote
    Votes 746
  • WpPart
    Parts 5
در طول مسیر برگشت به خونه توی بغل جیمین بودم و سرمو به سینش تکیه داده بودم به این فکر میکردم که بهش بگم یا نه ؟! به خونه که رسیدیم از ماشین پباده شدم ، جیمینم اینکارو کرد، باهاش بای بای کردم و به سمت در خونه رفتم اما هنوز درگیر بودم که بالاخره برگشتم و گفتم : جیمینا ! سوالی نگام کرد که دوباره رفتم نزدیکش و‌گفتم : راستش میخاستم بگم بابت امروز خیلی ممنونم و اینکه .... _ اینکه .. با انگشتام بازی کردمو و اب دهنمو قورت دادم گفتم : و اینکه میخام بهت بگم .. من قبلا وقتی مست بودم بهت گفتم اما الان که هوشیارم میخام بگم ... من ... عاشقتم ! #jimin #girl&boy #oneshot #smut
Only wish by Asalyazdnia2000
Asalyazdnia2000
  • WpView
    Reads 57
  • WpVote
    Votes 3
  • WpPart
    Parts 1
خلاصه: سیمین دختری ایرانی که آرزوی آیدول شدن داره... ولی خب چرخ روزگار زیاد خوب باهاش تا نکرد... اما اگه خوش شانسی در خونش رو بزنه چی..؟ اگه صداش باعث بشه به آرزوش برسه چی؟ شخصیت ها:کل اعضا گروه bts ،سیمین (اسمش توی شناسنامه کره ایش:شین یه یون )، فرشته/پارک بو یونگ .... تعداد پارت ها:نامشخص.. زمان پارت گذاری :نا مشخص.... #دختر_پسری
Redemption by redemption_fic
redemption_fic
  • WpView
    Reads 393
  • WpVote
    Votes 16
  • WpPart
    Parts 1
Neighboring boy by SaraEzati
SaraEzati
  • WpView
    Reads 142
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 1
Couple:JIMIN &YOU توی ساختمون که رسید, از جلوی صندوق های پستی رد شد که چشمش به یه پاکت سفید افتاد و بی حواس رفت سمت دَرِ آسانسور و انگشتش رو برد سمت دکمه ی فشار... سرش رو برگردوند سمت صندوق های پستی... اون توی صندوق منه... نامه رو با عجله باز کرد... ژانر:وانشات,عاشقانه,دخترپسری