خوندم،تموم شد
67 historias
pan rabbit [Completed] por eireneble
eireneble
  • WpView
    LECTURAS 23,636
  • WpVote
    Votos 4,893
  • WpPart
    Partes 13
✤pan rabbit 🍪 Genre: Romance, Comedy, Fluff, Smut Couple: vkook, kookv Sub couple: sope Writer: Eirene Channel : @papacita01 خلاصه: جئون ِ کله آلبالویی، که تکرار ِ غریبانه روز هاش، به عادی ترین شکل ممکن میگذشت. یک روز که از جلوی در کتابخونه محلی رد میشه، محو تماشای ِ هیکل صاحب ِ کتابخونه میشه! و یه علامت سوال بزرگ توی سرش شکل میگیره. چرا الان که سینگله به اون غریبه ی جذاب در خواست نده تا پان رابیت، غذای مورد علاقه اش رو واسش بخره و به یه قرار دعوتش کنه؟! [پایان یافته]
white voice[completed] por chuko_ji
chuko_ji
  • WpView
    LECTURAS 48,691
  • WpVote
    Votos 9,554
  • WpPart
    Partes 27
به آرام ترین شکلی که میشد بهم نزدیک شدی، آنقدری حرفه ای و چیره دست، که حال نمیتوانم تو را دور از خود تصور کنم. آنقدری که باور دارم مال منی،گرچه که من آنقدر بی عرضه ام که نتوانم از اموالم محافظت کنم. همانگونه که کمی پیشتر تمامت را میخواستم،مدتی که گذشت ،قلبت را،پس از آن افکارت ،قانع تر شدم و لب هایت را التماس کردم ،سپس دستهایت ،اما اکنون فقط چشمانت...صدایت... وجودت! کاپل:kookv_yoonmin ژانر:رمنس_درام_اسمات_مدرسه ای [وضعیت:کامل شده] Start: 15 June 2020
「Dear Yoongi 」ᴘᴇʀ ᴛʀᴀɴsʟᴀᴛɪᴏɴ' por MinDowney
MinDowney
  • WpView
    LECTURAS 30,463
  • WpVote
    Votos 6,994
  • WpPart
    Partes 15
[ completed ] «متاسفم، من خیلی خودخواهم.» ≺ ادامه ی "Dear jiminie" ≻ 𝖯𝖾𝗋𝗌𝗂𝖺𝗇 𝖳𝗋𝖺𝗇𝗌𝗅𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇 Couple : YoonMin Genre : Romance, Drama, angst Writer : @Rumaisha08
「Dear Jimini 」ᴘᴇʀ ᴛʀᴀɴsʟᴀᴛɪᴏɴ' por MinDowney
MinDowney
  • WpView
    LECTURAS 41,734
  • WpVote
    Votos 7,696
  • WpPart
    Partes 13
[ Completed ] «برنمیگردی، جیمینی؟» 𝖯𝖾𝗋𝗌𝗂𝖺𝗇 𝖳𝗋𝖺𝗇𝗌𝗅𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇 Couple : YoonMin☽︎ Genre : Romance, Drama, angst Writer : @Rumaisha08
Russian Roulette [L.S] por Herawx
Herawx
  • WpView
    LECTURAS 12,234
  • WpVote
    Votos 1,639
  • WpPart
    Partes 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...
+15 más
Romantic Pornography[L.S] por warnox
warnox
  • WpView
    LECTURAS 23,843
  • WpVote
    Votos 4,270
  • WpPart
    Partes 12
[Completed] وقتی یه نویسنده‌ی سریال‌های آبکی تلویزیون روی خواننده‌ای که هر هفته توی بار مورد علاقش اجرا میکنه کراش داره و نمیتونه جلو بره و باهاش حرف بزنه چیکار میکنه؟ درست حدس زدید راجع بهش مینویسه! ششمین نوشته Cover by lovely @IWontBeTheOne
Sweet Melody  por gemma_n
gemma_n
  • WpView
    LECTURAS 3,725
  • WpVote
    Votos 633
  • WpPart
    Partes 10
همزاد، همراه،هم سرنوشت
God is Dead? | Vkook Completed  por Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    LECTURAS 44,108
  • WpVote
    Votos 5,339
  • WpPart
    Partes 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
˓ 𝗋𝖺𝗂𝗇𝗒 𝖽𝖺𝗒 ⋆ ᳝ ࣪◞ por SadMelodyLikeYou
SadMelodyLikeYou
  • WpView
    LECTURAS 750
  • WpVote
    Votos 126
  • WpPart
    Partes 1
˓ 𝖼𝗁𝖺𝗇𝖨‌𝗂𝗑 ᄿ ֶָ֢֪ smol one-shot
Maaya por Annacind
Annacind
  • WpView
    LECTURAS 1,098
  • WpVote
    Votos 216
  • WpPart
    Partes 15
How the hell did I lose a friend I never had? - آدم‌ها رو از خودت می‌رونی و وانمود می‌کنی اون‌ها عوض‌ان، با اینکه فقط خودت عوضی‌ای. خودت پرتوقع‌ای. نه اینکه بد باشه. همه توقع دارن. اما باید از کسی توقع داشته‌ باشی که بتونه برآورده‌ش کنه، مگه نه فقط خودت رو ناامید می‌کنی و به طرف مقابل حس بد می‌دی. احساس می‌کنم هر جور خلاصه‌ش کنم، کلش اسپویل می‌شه، چون قراره فقط یک داستان خیلی کوتاه باشه. داستان در مورد دختری با مشکلات روحیه که با دوستش زندگی می‌کنه، اما مدت‌هاست که دیگه بینشون رابطه صمیمی‌ای وجود نداره. و اتفاقی می‌افته و باعث می‌شه غم‌های دختر روزبه‌روز کم‌تر بشن...