عشق🍓
11 stories
I think it was my fault by ciel_1385
ciel_1385
  • WpView
    Reads 2,534
  • WpVote
    Votes 362
  • WpPart
    Parts 8
این بوک فقط در مورد شیپ دازای و چویاست دلبندانم از بقیه ی بانگو نمی نویسم😜 امیدوارم خوشتون بیاد 🐣 اگع خواستین به پیجمم یع سر بزنین 🐥 ♫︎خلاصه ی داستان♫︎ چویا یه دانش آموز دبیرستانیه که از قضا یه انسان نما هم هس و چی میشه اگع سال بالاییش دازای از این موضوع با خبر بشع؟ 🚫برای افرادی که اوتاکو نیستن یا یاعویی دوس ندارن اصلا توصیه نمیشه 🔞این داستان داری صحنه های باز سکس هستش اگه جنبه ندارین نخونین و وسلام دیگع بدو بخون😂
falling  by Zahra2007sara
Zahra2007sara
  • WpView
    Reads 5,174
  • WpVote
    Votes 528
  • WpPart
    Parts 23
چرا؟ ازم می‌پرسی چرا؟ انتظار داری وقتی میپری وقتی سقوط می‌کنی وقتی درست از جلوی چشمم رد میشی وقتی میبینم داری دور میشی انتظار داری هیچ کاری نکنم؟وتیسم و نگاه کنم؟ آه پسر ..پس تو هنوز من رو نشناختی .. یا باید بگم .. نمیشناختی این وانشات برگرفته از فن فیک falling نوشته نویسنده GirloftheScouts است این لینک داستان اصلی است https://www.wattpad.com/story/203812976-falling من فقط ترجمه و تغیر دادم به زبان فارسی با اجازه از دوست عزیز نویسنده 🙃♥️♥️ {داستان آنگوینگ هست } Why? You ask me why? What are you waiting for when you jump When you fall When you pass right in front of my eyes When I see you go away Do you expect me to do anything? Oh boy .. so you still do not know me .. Or should I say .. You did not know This video is taken from fanfic falling by the author(((/GirloftheScouts65))) . This link is the main story https://www.wattpad.com/story/203812976-falling I just translated and changed it to Persian With the permission of a dear friend of the author
Mysterious story𖠌 by dazai_osamu17
dazai_osamu17
  • WpView
    Reads 269
  • WpVote
    Votes 10
  • WpPart
    Parts 3
خب خلاصه بگم... چویا خواننده معروفیه آتسوشی بازیگره و اکوتاگاوا کنار دست منه در آخر میرسیم به خودم.... -اون احمق به شهرت چندساله من لطمه زد، امشب کنسرت اجرا میکنیم نمیزارم برام تعیین تکلیف بکنه! _اروم باش نمیتونه کاری بکنه، باید خودتو کنترل کنی. +بهترین راه اینکه زمان اجرای کنسرت بندازی عقب. -واقعا؟ مثل اینکه یادت رفته بازرسه! بد قواره احمق! شهرت... ازادی.... مقام... آرامش...
You have no choice by NaromiOsamu
NaromiOsamu
  • WpView
    Reads 11,885
  • WpVote
    Votes 1,430
  • WpPart
    Parts 20
You can not decide to live You have no right تو نمیتونی تصمیم بگیری که زندگی کنی هیچ حقی نداری
𝕾𝖙𝖆𝖗𝖙 𝖆𝖓 𝖊𝖓𝖉  by NaromiOsamu
NaromiOsamu
  • WpView
    Reads 9,792
  • WpVote
    Votes 1,362
  • WpPart
    Parts 29
𝕿𝖍𝖆𝖙'𝖘 𝖗𝖎𝖌𝖍𝖙 ... 𝖑𝖔𝖛𝖊 𝖎𝖘 𝖓𝖔𝖙 𝖘𝖔𝖒𝖊𝖙𝖍𝖎𝖓𝖌 𝖎 𝖈𝖆𝖓 𝖚𝖓𝖉𝖊𝖗𝖘𝖙𝖆𝖓𝖉 ... 𝖇𝖚𝖙 𝖎 𝖈𝖆𝖓 𝖋𝖊𝖊𝖑 𝖜𝖍𝖆𝖙 𝖎𝖘 𝖇𝖗𝖔𝖐𝖊𝖓 𝖎𝖓𝖘𝖎𝖉𝖊 𝖒𝖊 .. 𝖑𝖎𝖐𝖊 𝖗𝖎𝖌𝖍𝖙 𝖓𝖔𝖜 ... 𝕬𝖓𝖉 𝖎 𝖙𝖍𝖎𝖓𝖐 𝖎𝖙'𝖘 𝖈𝖆𝖑𝖑𝖊𝖉 𝖙𝖍𝖊 𝖍𝖊𝖆𝖗𝖙 .... درسته ... عشق چیزی نیست که من بتونم بفهمم ... ولی من میتونم چیزی که در درونم شکسته است را احساس کنم ... مثل همین الان و فکر‌میکنم اسمش‌ قلب است ...
Forgeti by KazamaJinalger
KazamaJinalger
  • WpView
    Reads 701
  • WpVote
    Votes 69
  • WpPart
    Parts 4
با اتحاد مافیا و آژانس یه فرصت پیش اومد که دوباره باهم باشن یه فرصت که بتونه دوباره دل چویا رو به دست بیاره اما.... یه کینه قدیمی باعث شد دوباره بینشون جدایی بیوفته یه اتفاق که دازای رو مجبور کرد برای نجات چویا از مرگ برای بار دوم چویا رو ترک کنه و پسش بزنه اونا دوباره میتونن باهم باشن؟ چویا میتونه دازای رو ببخشه؟
You are my heart by KazamaJinalger
KazamaJinalger
  • WpView
    Reads 7,475
  • WpVote
    Votes 1,184
  • WpPart
    Parts 16
*درحال ویرایش* داستان عشق چهار نفر کسایی که از هم متنفر بودن اما با گذر زمان عاشق هم میشن دازای که عاشق چویاست اما به خاطر نفرت چویا ازش نمیتونه به عشقش اعتراف کنه و از طرفی غرورش بهش اجازه نمیده و اکوتاگاوا که بر خلاف دازای شجاعت اینو داشت که به عشقش به اتسوشی اعتراف کنه اما تنها چیزی که اذیتش میکرد این بود آیا اتسوشی هم احساسی به اون داره؟ سرنوشت این چهار نفر چیه؟ اونا میتونن غرورشون رو کنار بزارن و به عشقشون اعتراف کنن؟
Suffer as always  by NaromiOsamu
NaromiOsamu
  • WpView
    Reads 4,377
  • WpVote
    Votes 528
  • WpPart
    Parts 19
I'm afraid he will come As always just in a corner of the dark I hear his voice "Suffer as always" میترسم که بیرون بیاید مثل همیشه در گوشه ای از تاریکی صدایش را میشنوم " مثل همیشه رنج بکش "
Sleeping Love by KazamaJinalger
KazamaJinalger
  • WpView
    Reads 6,674
  • WpVote
    Votes 1,061
  • WpPart
    Parts 31
*در حال ویرایش * داستان عشق یه شاهزاده و خائن:) چویا شاهزاده ای که دازای رو که قصد کشتن خودش و ولیعهد برادرش رو داشت دستگیر میکنه اما نمیدونست چرا باید درباره یه خائن کنجکاو بشه و احساساتی به اون خائن پیدا کنه؟ این احساسات باعث میشن اون جلوی اعدام دازای رو بگیره اما در عوض اونو تبدیل به یه برده کرد و خوب چی میشه اگه دازای بخواد انتقام تمام تحقیر های اونو در عوض کشتنش با شکستن قلبش بگیره:)؟
I'm innocent by Zahra2007sara
Zahra2007sara
  • WpView
    Reads 6,891
  • WpVote
    Votes 944
  • WpPart
    Parts 27
داستان دو شاهزاده یکی ولیعهد و دیگری از خون رئیت داستان برادری /خیانت /بی گناهی /توطئه چویا می‌تونه بی‌گناهیش رو اثبات کنه ؟ The story of two prince One is the crown prince and the other is the blood of the bondman The story of brotherhood / betrayal / innocence / conspiracy Can Chuuya Nakahara prove his innocence?