Vampire list
61 stories
𝗪𝗶𝘀𝗵𝗲𝘀 𝗟𝗶𝘀𝘁 by AhuraPk
AhuraPk
  • WpView
    Reads 28,046
  • WpVote
    Votes 3,802
  • WpPart
    Parts 31
•کامل شده• میگن اگه کسی ارزویی داره حتما بهش میرسه! تهیونگ مطمئن بود که هردوشون به ارزو ها و رویاهاشون میرسن و از این رو هردوشون ارزوی همدیگه رو براورده کردن... اما قرار نبود اینطور بشه! قرار نبود ارزوهاشون جا به جا براورده بشه! قرار نبود این کلمه ی سه حرفی با رویاهاشون بازی کنه! توی لیست ارزو هاشون عاشق هم شدن جایی نوشته نشده بود! _________________________________________ عنوان : Wishes List | لیست ارزو ها🕯 نویسنده: AHURAPAKZAD ژانر: جنایی | انگست | رمنس کاپل اصلی: Vmin توجه!!!! اتفاقات این داستان تصورات نویسنده بوده و واقعیت ندارند همچنین اشخاص این داستان تنها نقش یک بازیگر را دارند و از نام ان ها برای بهتر سازی تصورات خواننده استفاده میشود! 🥈#2vmin 🥉#3vmin #4 vmin #5 vimin
𝑰𝒏𝒔𝒂𝒏𝒊𝒕𝒚 | 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 by sheri326
sheri326
  • WpView
    Reads 34,864
  • WpVote
    Votes 3,980
  • WpPart
    Parts 17
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک ، فراموش نشه☆ Name: Insanity Genres: smut dark romance drama psychological Couple: kookmin , vmin Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: #Full [پارت ها طولانی هستند] ☆خلاصه☆ ●"جنون" شاید اسمش قشنگ باشه ، ولی پشت صحنه ای تاریک داره که برای هرکسی قابل رویت نیست جیمین داستان ما منتخب شده تا سر از نیمه ی تاریک شخصی که بیماری "جنون" داره در بیاره... ولی آخر داستان چی میشه؟ ●جیمین باید برای پروژه ی پایان نامش بیماری رو در تيمارستان به عهده بگیره و خوب شدن اون رو تضمین کنه... ولی آیا میتونه این پروژه رو به خوبی و خوشی کنار دوست پسرش تهیونگ‌ تموم کنه و با خیال راحت برای آینده اش برنامه ریزی کنه ! یا محو چشم‌های بیمارش میشه و ناخودآگاه خودش رو تسلیم خواسته هاش میکنه !؟ -------------------------------------------------------- ☆قسمتی از فیک☆ -کوک نکن ،مردم نگاهمون میکنن... سرش رو توی گودی گردن جیمین فرو برد -بزار نگاهمون کنن؛ در هر صورت اونها راجب عشق قضاوت میکنن و همونطور که بینیش رو روی گردن جیمین می‌کشید پوزخندی از سادگی پسر زود باور توی بغلش زد...
Cursed by Kaniuw
Kaniuw
  • WpView
    Reads 556
  • WpVote
    Votes 61
  • WpPart
    Parts 2
اتمام یافته... Gᴇɴʀᴇ ⨟ Historical Romance Drama Angst Cᴏᴜᴘʟᴇ ⨟ Vkook Kookmin قسمتی از متن: - من به اندازه کافی مردم جونی ندارم که برای اشکات بدم. - شاهزاده من، تو زنده‌ای؟!
Forced Kiss by nana_fantang
nana_fantang
  • WpView
    Reads 14,815
  • WpVote
    Votes 2,042
  • WpPart
    Parts 17
نام فیک : forced kiss ( بوسه اجباری ) کاپل اصلی : kookmin فرعی : vmin _ yoonmin بخشی از فیک : _شیفته یه کیس اجباری شدم +هیچکس تا به حال به مهارت اون منو نبوسیده بود
My Boyfriend and My Husband by madgirl_baby_love
madgirl_baby_love
  • WpView
    Reads 10,203
  • WpVote
    Votes 1,074
  • WpPart
    Parts 9
اولاش کوکمین هستش ولی بعدش یکم ویمین میشه کاپل اصلیش کوکمینه ولی این وسط تهیونگ هم جیمین رو دوست داره پایان یافته
Amulet  by oharo_san
oharo_san
  • WpView
    Reads 2,144
  • WpVote
    Votes 221
  • WpPart
    Parts 6
نام فیکشن : طلسم / Amulet ژانر : فانتزی ، درام ، رمنس ، مدرسه ای شخصیت ها : جیمین ، تهیونگ ، جانگکوک ، نامجون ، یونگی ، جین کاپل : ویمین ، کوکمین ، نامجین نویسنده : اهارو / Oharo روز های آپ : نامشخص خلاصه : پارک جیمین پسر 19 ساله ی دبیرستانی که طی یک تصادف برادر بزرگ ترش رو از دست میده. بعد از اون حادثه ای که تمام مدت فکر میکنه مقصرش خودش بوده،دیگه نمیتونه کسی باشه که قبل از اون اتفاق،سرشار از امید و شکست ناپذیری بود. روزهای روتین و پر از "نفرت به خودش" رو با بیخیالی جلو میبره تا اینکه زندگی باهاش یه بازی رو شروع میکنه ! و تنها آرزویی رو که بی رمق تر از هر وقتی به زبون میاره رو برآورده میکنه. آرزویی که اونو درگیر یه طلسم میکنه! و طلسمی که اونو وادار میکنه دست از جنگیدن با خودش برداره، حتی اگه شده به قیمت اینکه روحش وارد جسم فرد دیگه ای بشه! چنل تلگرام نویسنده : @aamulet
Terrible love by vmin_fiction
vmin_fiction
  • WpView
    Reads 5,381
  • WpVote
    Votes 542
  • WpPart
    Parts 10
عاشق، ثابت میکنه و معشوق به یاد میاره. کاپل اصلی: ویمین کاپل فرعی: کوکمین ✅اتمام یافته✅ الگو: سریال دارک😂 ممکنه اوایل واستون گیج‌کننده باشه ولی کم کم همه چی معلوم میشه. ژانر: انگست، معمایی، طنز، جنایی، سد اند ⚠️هشدار: پایان غم انگیز⚠️ نگید نگفتم😂💋‌‌
 💠 Stay with me 💠 by parkinsook
parkinsook
  • WpView
    Reads 6,594
  • WpVote
    Votes 621
  • WpPart
    Parts 18
boy X boy . boy X girl سلام داستان من از جایی شروع شد که شروع به رویا پردازی کردم و تنبیه ام از وقتی که از تاریکی زندگیم فرار و به سفیدی دنیای بیرون اتاقم پناه آوردم چه میدونستم قراره جاشون عوض بشه و آخر داستان در سیاهی مطلق کف اقیانوس بلعیده بشم داستانم رو بخونین و ازم تنها درس عبرت بگیرین تا هیچ وقت دلبسته شیطان و فرشته زندگیتون نشین .................... این داستانه جیمینیه که دوست پسرتاکسیکشو ، شهرشو و پدربزرگش رو با خیال خام رویاهاش ترک میکنه و به دانشگاه میره و مال بزرگترین شیطان شهر میشه چی میشه اگر این اشتباه رو قبل فراموشیش کرده باشه و نتیجه اش باعث همون فراموشی شده ... فراموشی که به دست دوست پسرش رقم خورده ؟ چرا ؟ برای نجاتش از هویت واقعیش ؟ یا دنیایی که توش شیطان داستانمون حاکم بازیه؟؟ گذشته ای که خیلی دیر برملا میشه چه بلایی قراره سر پسرک بیاره ؟ ......................... خلاصه این داستان در طلاقی عشق و نفرت ها رقم میخوره نفرت عاشقانه جین از نامجون یا عاشقانه هوبی که در فراق کودکش ذره ذره آب میشه بدون اینکه بدونه قاتلش رو شب ها در آغوش و صبح ها بوسه بارون میکنه کوکمین . ویمین . سپ . نامجین . چانبک در فصل دو = + کایسو و کریسلو ژانر فصل 1 : Adventure . زندگی دانشجویی . smat . dram . fantasy فصل 2 : درام . اکشن . پلیسی .Angst. Amnesia . smat 🔞
THE SOUND OF WAR - sope  by letssope
letssope
  • WpView
    Reads 22,823
  • WpVote
    Votes 4,465
  • WpPart
    Parts 21
وضعیت : به پایان رسیده خلاصه : هوسوک پیانیستی که سرباز جنگی ایی که باعث بیخانمان شدنش میشه جانش رو نجات میده و خیلی دیر متوجه حسی به اسم عشق میشه ، حالا باید تصمیم بگیره ! مرگ یا دوباره نواختن؟ کاپل: سپ ، یونسئوک کاپل فرعی: ویکوک ، نامجین ، کوکمین ، ویمین و.... از فن فیکشن حمایت کنید ⁦🕊️⁩
Fe by nejiix
nejiix
  • WpView
    Reads 1,134
  • WpVote
    Votes 196
  • WpPart
    Parts 7
❁ Cᴏᴜᴘʟᴇ: #vkook #vmin ❀ Gᴇɴᴇʀ: Crime. Scienc fiction .Romance دستاش رو جلو اورد و بهم نشون داد. - «این دست‌ها رو نگاه کن... بوی خون رو حس می‌کنی؟ می‌دونی خون رو چی پاک می‌کنه؟» سرم رو تکون دادم. - «فقط خون می‌تونه خون رو پاک کنه...چرخه انتقام هیچ‌وقت به پایان نمیرسه. نفرت تکثیر میشه و یه روزی می‌رسه که از زمین، چیزی جز یه لکه‌ی سرخ که بوی تند آهن میده، چیز دیگه‌ای باقی نمونه...!»