𝙍𝙚𝙫𝙚𝙪𝙨𝙚's Reading List
6 قصص
Hidden Badge 2 بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 211,088
  • WpVote
    صوت 24,020
  • WpPart
    فصول 33
⋆ ─ بــــــــخــــــــشی از فیــــــــــــــــک: - می‌شه... لمست کنم؟ - می‌خوای؟ - فاک... آره... چشم‌هاش با بدجنسی درخشیدند و رعشه‌ای به تنم انداختند که همزمان با فاصله گرفتن لب‌هاش، بی‌اختیار ناله‌ای کردم و به لحن مرموزانه‌اش گوش سپردم: - چقدر می‌خوایش؟ - خـ... خیلی. - اونقدری هست که با نگام برام بیای؟ ‌⋆ ─ خــــــــلاصــــــــه: بعد از سه‌سال چه اتفاقی برای رابطه‌ی کوک و تهیونگ میوفته؟ کوک همونی که به داشتن طبع آرومش معروف بود می‌مونه یا صبرش لبریز می‌شه و روی سرکشش رو حتی به رخ جفتش هم می‌کشه؟ تهیونگی که همیشه حرف حرف خودش بوده، قراره چطور با این کوک کنار بیاد؟ ‌⋆ ─ اطــــــــلاعــــــــات فیــــــــــــــــک: ‌⋆ Genre: Omegaverse , Smut , Romance, Fluff ‌‌⋆ Up: پنج‌شنبه‌ها
Hidden Badge بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 561,672
  • WpVote
    صوت 42,165
  • WpPart
    فصول 19
Genre: omegaverse/smut/romence/fluff Up:کامل شده خـلـاصـه فـیـکـشـن ↧ جـونـگ‌کـوک 🎃 یه گرگ سـفـید امگاست که بعد ازهیجده سالگی نشون جفتش رو بدنش ظاهر شده اما جفتی وجود نداره....این در حالیه که هیچ امگایی 🌝 بدون حضور جفت، نشونش ظاهر نمیشه...در همین بین هم یکی از گرگ های سـیـاه ⚫️ که نوع برتری از گرگ ها هستن و هر کدوم یه قدرت خاص دارن جـیـن و نشون می کنه...آدم هایی که میان جین و ببرن نشونه ای از نشان جین ندارن و مجبور میشن کوک رو هم همراه خودشون ببرن. چی میشه وقتی که وارد محوطه‌ی 🚧 گرگ های سیاه شدن کـیـم تـهـیونـگ معروف و ببینه؟ کیم تهیونگی که بر خلاف گرگ های سیاه و با توجه به شایعه ها قدرتش بیشتر از یکیه. چی میشه اگه این دو مـوجـود خاص سر راه هم قرار بگیرن؟✨🧨 ╴#HiddenBadge
Fuck me like u do! ver vkook بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 14,564
  • WpVote
    صوت 1,262
  • WpPart
    فصول 1
اون یه قاتل بود. نه یه قاتل معمولی...! اون قانون ها و معیار های خاصی برای انتخاب شکار هاش داشت! اولین قانونی که براش حائز اهمیت بود و جایگاه اول رو به خودش اختصاص می داد؛ چیزی نبود جز: "آدم های معمولی و بچه ها شکار محسوب نمی شن" دومین معیارش برای کشتن تنها یک کلمه بود. "پول" درسته بیشتر قاتل ها برای پول کار می کنند و آدم می کشند اما هیچ کس به گرد پای هیولایی مثل تهیونگ نمی رسه. کسی اسم واقعی شو نمی دونست! مشتری هاش اون و به اسم "وی" می شناختند و رقیب هاش به اسم "هیولا"...! تنها خودش می دونست که اون هیچ وقت قرار نیست به هیولایی تبدیل بشه که فقط دنبال پوله! پس مشکلی با صدا زدنش با همچین عنوانی نداشت و شاید یه جورایی از این لقب لذت هم می برد.
The Notebook  بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 3,726
  • WpVote
    صوت 330
  • WpPart
    فصول 5
حوصله‌ام سر رفته بود که نوشتم، حوصله‌ات سر رفت بخون.
Fuck me like u do! ver chanbaek بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 4,080
  • WpVote
    صوت 429
  • WpPart
    فصول 1
اون یه قاتل بود. نه یه قاتل معمولی...! اون قانون ها و معیار های خاصی برای انتخاب شکار هاش داشت! اولین قانونی که براش حائز اهمیت بود و جایگاه اول رو به خودش اختصاص می داد؛ چیزی نبود جز: "آدم های معمولی و بچه ها شکار محسوب نمی شن" دومین معیارش برای کشتن تنها یک کلمه بود. "پول" درسته بیشتر قاتل ها برای پول کار می کنند و آدم می کشند اما هیچ کس به گرد پای هیولایی مثل چانیول نمی رسه. کسی اسم واقعی شو نمی دونست! مشتری هاش اون و به اسم "اِچ" می شناختند و رقیب هاش به اسم "هیولا"...! تنها خودش می دونست که اون هیچ وقت قرار نیست به هیولایی تبدیل بشه که فقط دنبال پوله! پس مشکلی با صدا زدنش با همچین عنوانی نداشت و شاید یه جورایی از این لقب لذت هم می برد.
+9 أكثر
Don't look back! بقلم themeowthe
themeowthe
  • WpView
    مقروء 1,311
  • WpVote
    صوت 113
  • WpPart
    فصول 1
یه سناریوی کوتاه...!
+22 أكثر