در حال آپ میخونمଘ
100 stories
🧸𝑻𝒆𝒅𝒅𝒚🧸 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 10,359
  • WpVote
    Votes 2,055
  • WpPart
    Parts 10
پارک چانیول آلفایی بود که قلبش رو متعهد به هیچکسی نمی‌دونست. درسته که بدجوری از امگاها خوشش میومد اما اون‌ها رو فقط برای یک شب می‌تونست تحمل کنه نه بیشتر...درست در بین ریتم بهم ریخته‌ی زندگیش، یک روز و کاملا ناگهانی خودش رو وسط ماجرایی دید که هیچ راه فراری براش وجود نداشت. و منشا این دردسر هم امگا کوچولویی با رایحه‌ی شیرین بیسکوئیت بود. 🧸🍪🧸🍪🧸🍪🧸 فیک: تدی کاپل: چانبک، هونهان ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
💌 About Falling in Love 💌 by _Leviathan_Fiction_
_Leviathan_Fiction_
  • WpView
    Reads 97
  • WpVote
    Votes 31
  • WpPart
    Parts 3
هرکدوم از ما تو قسمت خاک‌خورده‌ی ذهنمون یه‌سری ترس‌ها داریم. ترس از آب... از تنهایی... شاید هم ترس از دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن... اما عادت کردیم نقاب بزنیم و خودمون رو بدون هیچ ترس و ضعفی نشون بدیم. زندگی برام تموم شده بود تا اینکه دیدمش!! همه‌چیز بعد دیدن اون عوض شد؛ حتی رنگ آسمون. از اون روز به بعد بود که فهمیدم آبی چه رنگیه. رنگی که در تضاد با موهاش بود، مخصوصا وقتی که توی آب می‌رقصید. لحظه‌ای که صدای کوبش قلبم رو شنیدم، فهمیدم راه گریزی واسم نمونده. من مبتلا شده بودم... به نوری که قسمت تاریک وجودم‌ رو روشن می‌کرد. داستان ساده بود؛ من عاشقش شدم و یادش دادم عاشقم بشه. 💛 ғιcтιoɴ: #AboutFallingInLove 🩷 coυple: chanbaek 🩵 ɢeɴre: romance- dram 💚 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: @yasibbh
𝐝𝐞𝐩𝐫𝐢𝐯𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐚 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝𝐨𝐧𝐞 by Rasa_fansy
Rasa_fansy
  • WpView
    Reads 134
  • WpVote
    Votes 32
  • WpPart
    Parts 3
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 ➪ 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 ➪ 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐃𝐫𝐚𝐦 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍 ➪ @Fancy_fiction ❗𝐒𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧 𝟏 𝐅𝐮𝐥𝐥❗ معشوقه‌ی محبوبم! بخشیدن من شاید سخت‌ترین جدال زندگی‌ات شود اما محبتی که به تو تقدیم کردم، به تمام سنگدلی‌ها و جدایی‌ها می‌ارزید. ترس من در زندگی فراموش شدن بود، تو مرا اما از یادت ببر! «آینده هر چه که بود برای بکهیون از همان لحظه‌‌ای که فکر می‌کرد شروع شده، به پایان رسیده بود.» : من انقدری دوستت داشتم که حاضر شدم برای کنارت موندن، با تنها ترسم رو به رو بشم. تو این رو نخواستی چانیول هیونگ. تو هیچوقت نذاشتی که یه فرصت داشته باشیم. + داشتی؟ از تمام حرف‌های پسر تنها همان را شنیده بود. دوستت داشتم!
SHARP by SHOGOL
SHOGOL
  • WpView
    Reads 510
  • WpVote
    Votes 143
  • WpPart
    Parts 7
همه چیز با دیدار امگای نوجوون قانون شکن و رئیس آلفای بخش جرائم سازمان یافته توی راهروی اداره ی پلیس شروع شد. مسیرشون هیچوقت نباید یکی میشد. دو خط موازی به هم نمیرسن تا وقتی یکیشون بشکنه. ژانر: امگاورس، جنایی، درام، روانشناختی کاپل: چانبک، هونهان(فرعی) نویسنده: shogol رده سنی: +18 روزهای آپ: جمعه میتونین اسپویل ها و فکت های این داستانو توی چنل تلگرام دنبال کنین storytellerru@
life insurance by DelvinDsp
DelvinDsp
  • WpView
    Reads 134
  • WpVote
    Votes 17
  • WpPart
    Parts 2
قضاوت؟ اشتباه؟ حماقت؟ چه کلمه ای میتونست زندگی بیون بکهیون رو توصیف کنه؟ مگه چه کار اشتباهی انجام داده بود که باید تاوانش رو اینشکلی پس میداد؟ پارک چانیول فرشته نجاتش بود یا فرشته مرگ؟ التماس؟ گریه؟ چیکار نکرده بود برای بخشیده شدن برای جرمی که مرتکب نشده بود؟ اون بیمه عمر نداشت...
  " Monster " by Mahizard
Mahizard
  • WpView
    Reads 189
  • WpVote
    Votes 51
  • WpPart
    Parts 6
[ ⁹ ] [ مانستر ] روزنامه نگار جوانی که سعی داره راز پنهان آزمایشی قدیمی رو پیدا کنه، با یک مسئول بایگانی همراه میشه و نیمه تاریک علم رو میبینه! یه روز معمولی، مثل بقیه روز ها ما انتخاب شدیم. دست همدیگه رو گرفتیم و بیخبر از آینده، مسیر رو دنبال کردیم. اونها فقط یک جمله رو مدام تکرار میکردن: قراره درمان بشید! GENRE: MYSTERY, ANGST, CLASSIC, PSYCHOLOGICAL COUPIE : CHANBAEK, HUNHAN WRITER : Stella
Enchanter by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 610
  • WpVote
    Votes 146
  • WpPart
    Parts 2
❉⨾ #Enchanter ❉⨾Writer: Linbunny ❉⨾Editor: Nova ❉⨾ Couple: Chanbaek | Secret ❉⨾ Genre: Omegaverse | Mpreg | Romance | Psychological | Criminal | Smut ╭──────────.★..─╮ این داستان درباره عشقه... عشقی از جنس بارون. یکی مثل بارونیه که روی خاک خشک می‌باره؛ تلخ و آرومه، اما پر از زندگی. اون یکی مثل بارونیه که از ترس زمین خوردن، خودش رو تو آسمون نگه می‌داره. بکهیون، امگایی اوتیستیک با سندروم ساوانت، یه پروفایلر (چهره‌نگار) تو اداره‌ی فرعی پلیس سئوله. زندگی آروم و یک‌نواختش وقتی زیر و رو می‌شه که می‌فهمه بارداره... و پدرِ اون کوچولو، کسی نیست جز پارک چانیول، آلفای سرد، مغرور و لیدر تیمش. میون پرونده‌های تاریک و پر از رازهای پنهون، عشقی شکل می‌گیره که از جنس بارونه؛ یه‌جا می‌باره تا زندگی ببخشه، یه‌جا می‌باره تا سیل و طوفان راه بندازه... عشقشون هم نجاته، هم نابودی. ╰─..★.──────────
☠️Death Sound🎻 by TRen6104
TRen6104
  • WpView
    Reads 99
  • WpVote
    Votes 19
  • WpPart
    Parts 5
🕯🖋~ تا قبل از اینکه جلوی نفسم گرفته شه یادم نبود هوایی که از بینی به داخل میکشم من رو زنده نگه می‌دارد. می‌خواستم زندگی ها رو به تصویر بکشم و به مراتب نابودشون کنم. نمی‌دونستم این گرداب همه رو داخل خودش میکشه و آب دریا رو هم درگیر چرخه اش می‌کنه. *** صدای فریاد ها نشون می‌داد هنوز زنده است؛ هنوز می‌تونه امید داشته باشه که یه دست از بالا بکشتش بیرون، اما آخرین دستی که گرماش رو حس کرد و به گرفتنش امیدوار شد خودش اون رو توی گردابی از دریای خون انداخته بود. ژانر: بازی بقا، ماجراجویی🔎، انگست، اسمات کاپل: چانبک، کریسلو، لئومین و...(نا معلوم) روز های آپ🗓: ....
My baby shot me down  by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 47,567
  • WpVote
    Votes 7,748
  • WpPart
    Parts 15
🍁نام فیک: My baby shot me down 🍁کاپل: چانبک 🍁ژانر: رمنس، انگست، روزمره 🍁محدودیت سنی: +۱۸ همه ی زخم ها یک روزی خوب میشوند بعضی ها زودتر، بی درد تر ، بی هیچ ردی از بین میروند.. یک روز صبح که لباس میپوشی متوجه میشوی اثری از آن نیست. بعضی زخم ها عمیقترند، ملتهبند، درد دارند، با هر لمس بی هوا سوزشی از زبری روی زخم شروع میشود ریشه میزند به اعصاب دستانت به اعصاب زانوانت به شقیقه ها به ماهیچه های قلبت به چشمانت به کیسه های اشکی گوشه ی چشمانت.. شب ها..به پهلوی راست میخوابی و مراقبی سرباز نکنند.. روزها..روی ان را خوب میپوشانی دلت نمیخواهد کسی زخمت را ببیند دلت نمیخواهد کسی چیزی بپرسد. میدانی انجاست ولی با همه درد و سوزشش دلت می خواهد فراموشش کنی. یک روز صبح که لباس میپوشی متوجه میشوی از زخماهایت تنها خطوط کج و معوج صورتی رنگ مانده و از دردهایت یک یاداوری محو از حسی که مدتها گریبان گیرت بود و حالا دیگر نیست. دیگر نیاز به پنهان کردن هیچ چیزی نداری. از خانه بیرون میزنی. نفسی تازه میکنی. دیگر از خودت و زخم هایت نمی‌ترسی از ادمهایی که زخمی ات میکنند نمیترسی. میدانی همه ی زخم ها یک روز خوب میشوند. حتی آنهایی که از عزیزترین هایت خورده ای.. *نیکی فیروزکوهی