ArmyJeon248's Reading List
73 stories
CRUEL YOU || Kookv by Evaliogen
Evaliogen
  • WpView
    Reads 32
  • WpVote
    Votes 3
  • WpPart
    Parts 1
امگایی به نام تهیونگ به خاطر فلج بودنش از سوی خانواده ی پدریش طرد میشود‌. از سوی دیگر او طبق وصیت نامه ی پدریزرگش موظف میشود تا پسرعموی الفا خود ازدواج کند. این در حالیست که جونگکوک هم از امگا متنفر است و میخواهد هر چه زودتر از شرش خلاص شود. *** کاپـل اصلیـ﴿کوکوی﴾ فَـرعــی﴿یـونوی، کوکمین﴾ ژانر﴿امگاورس، امپرگ، رمنس، بی ال﴾ رده سنی﴿۱۸+﴾
Memories of Alhambra | Hopemin, vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 1,067
  • WpVote
    Votes 231
  • WpPart
    Parts 3
┊Summary: این فیکشن ساید استوری یا اسپین آف فیکشن در امتداد رود سن هستش بچه ها. فلش فوروارد داره به آینده و زندگی خانواده کیم و دو تا دختر نوجوونشون، این‌بار در کنار زوج کلمنتاین و کورالین نشونمون میده. هر دو کاپل به یه اندازه‌ن اما چون قراره با گذشته هوپمین بیشتر آشنا شیم هوپمین کاپل اوله :) خیلی دوستش دارم و امیدوارم دوستش داشته باشین💫 ┊Teaser: Along the seine river after story _ خوابت نبره ها، شب کار داریم. _ دیوونه ای؟ پیر شدم ولی کم کار نه! جونگکوک باز هم خندید و این‌بار بوسه ای به سرش زد. مرد چشمهاش رو بست و با لبخندی زمزمه کرد: _ مرد میانسالتو دوست داری؟ _ خیلی زیاد! _ مرد میانسالت هم دوستت داره! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, Young adult, smut ┊Couple: Hopemin, vkook ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Tuesday
PURE║VKOOK by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 235,942
  • WpVote
    Votes 20,475
  • WpPart
    Parts 39
«جئون‌جونگکوک برای نجات پدرش دست به انجام هر کاری زد ، حتی امضاء کردن قرارداد بردگی خودش...» ❈نام‌اثر: |پــاکـــ| ❈کاپل: ویکوک ❈ژانر: روانشناسی / دارای صحنه‌های ناقض حقوق انسانی +18 / انگست / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پایان‌یافته]✓ •رفتار تمام شخصیت‌ها ریشه‌ی روانشناسی دارد. درصوتی که قادر نیستید با این ژانر ارتباط برقرار کنید لطفاً مطالعه نفرمایید. •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
Ai no DNA  by Bora444
Bora444
  • WpView
    Reads 10,942
  • WpVote
    Votes 1,278
  • WpPart
    Parts 17
سلام، من نویسنده فیکشن Ai no DNA هستم. این فیکشن از همه لحاظ با فیکشن هایی که خوندید تفاوت داره. از آشنایی گرفته تا عشق ... همه متفاوت از بقیه فیکشن هاست. امیدوارم از این فیکشن خوشتون بیاد. نویسنده: مین بورا
𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖫𝗂𝗅𝗒 | لیلیومِ سیاه by JN_6969
JN_6969
  • WpView
    Reads 22,460
  • WpVote
    Votes 2,331
  • WpPart
    Parts 24
⤷𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄𝖫𝗂𝗅𝗒 。𖦹°‧ _ (لیلیوم سیاه) ᯓ𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌:: 𝗈𝗇𝗀. •𝒞𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾𝗌≫ "𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃/𝖸𝗈𝗈𝗇𝗆𝗂𝗇" 𝜗ৎ𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌→𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾(𝗆𝗉𝖾𝗋𝗀), 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗆𝗎𝗍, 𝖿𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖺𝗀𝖾 𝗀𝖺𝗉... 🎀𝖢𝖺𝗍𝖾𝗀𝗈𝗋𝗒<𝟥 '𝖿𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇' °قصه‌ی لیلیومی که از همون اول پژمرده به دنیا اومد... قلب کوچیکش مالامال زخم بود، ریه‌هاش هم‌پای روزگارش نفس‌گیر.° وقتی جفتش رو پیدا کرد، با رویای یه زندگی شیرین به خواب نرفت؛ ولی تقدیر همیشه از پشت خنجر می‌زنه..! خانواده‌ی جئون قانون خودشونو دارن.. قانونی که میگه یه بی‌اصل و نسب هیچوقت لیاقت همسری جئونِ بزرگ رو نداره. حالا تهیونگ مونده و جفتی که سردتر از زمستونه، و جهانی که به جنگش اومده... «اگه عشق برای بعضیا هدیه‌ست، برای بعضیا هم زنجیره.. تهیونگ، لیلیوم کوچولوی قصه‌ی ما... می‌تونه بین این همه سیاهی، هنوز نفس بکشه؟» 𝖳𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽:[𝖧𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖤𝗇𝖽] 𝖡𝗒 જ⁀➴ 𝖩𝖭 ☆اگه به سناریوهایی که توش یه باتمِ مظلوم، بیچاره و مهربون گیر یه تاپِ سرد و کثافت افتاده، علاقه دارین... به‌شدت پیشنهاد میشه(⁠^⁠^⁠) [⛔این اثر هیچ‌گونه ارتباطی با زندگی شخصی اعضا ندارد..!]
Before we met (Taekook AU) by savagev99
savagev99
  • WpView
    Reads 249,234
  • WpVote
    Votes 30,025
  • WpPart
    Parts 48
فن فیکشن کوک‌وی/ویکوک . . . _قبل از اینکه منو ببینی کی بودی ؟ تهیونگ سرش رو بالا اورد و به جانگکوک نگاه ناباوری انداخت ، اون حق نداشت از قبلا حرف بزنه . _تو نمیتونی... نمیتونی همینجوری بیای و بری و بخوای من همون ادم قبلی باشم عوضی . تهیونگ ضربه ی محکمی به شونه ی جانگکوک زد، توقع داشت مثل همیشه پسر کوچیک بخنده و بگه شوخی کرده ولی نگاه جانگکوک که روی زمین قفل شده بود بهش میگفت این جدیه و مثل چیزی که از قبل براشون واضح بود داشت اتفاق میوفتاد ...
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 388,029
  • WpVote
    Votes 47,763
  • WpPart
    Parts 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
NOIR [BARCODE 2] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 78,306
  • WpVote
    Votes 11,370
  • WpPart
    Parts 30
نُوا یعنی چی؟... زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا! وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی. وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته. نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره... . . سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن. سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن. سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن. مجبورن تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن. هنوز میتونن حرف بزنن ثابت کنن که هنوز زندن! این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد... ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی کاپل: VKOOK / SECRET +دختر پسری
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 240,546
  • WpVote
    Votes 33,415
  • WpPart
    Parts 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
Silk Rules Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 49,646
  • WpVote
    Votes 6,399
  • WpPart
    Parts 12
‌‌ درست وقتی ال‌ پادرینو جئون تازه داشت با جای خالی همسر و پسرش کنار می‌اومد، دِین سنگین یه دوست قدیمی روی شونه‌هاش افتاد. مراقبت و پیداکردن یه همسر برای پسر کیم اون‌قدرها هم نباید سخت می‌بود؟ البته این فکر تا قبل‌از ملاقات کردن اون پسر بود‌. ژانر: امگاورس، ایج گپ، مافیا، عاشقانه، اسمات.