Kookv
102 stories
𝐀𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐞𝐚||𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 218,298
  • WpVote
    Votes 30,535
  • WpPart
    Parts 29
آن سوی دریا.... 🌊 جئون جانگکوک تاجر صادرات غذاهای دریایی بعد از مشکلات ریوی برای استراحت به یک جزیره به مدت ۶ ماه سفر میکند تو اون جزیره با چیزی.... 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑲𝒐𝒐𝒌𝒗 𝑺𝒊𝒅𝒆 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏-𝒀𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆:𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆-𝑺𝒎𝒖𝒕-𝑴𝒑𝒓𝒆𝒈 𝑺𝒕𝒂𝒕𝒖𝒔:𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 𝑩𝒚:𝑺_𝑻𝑨𝑬𝑯𝑲𝑶𝑶𝑲 (!این فیک ممکنه خیلی تخیلی و فانتزی باشه لطفاً اگه دوست ندارید نخونیید!)
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 167,170
  • WpVote
    Votes 15,296
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 144,096
  • WpVote
    Votes 17,892
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که از درون شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
mi.. sin♡[Kookv]  by kianankouiin
kianankouiin
  • WpView
    Reads 460,783
  • WpVote
    Votes 37,406
  • WpPart
    Parts 56
~♡~ -ژنرال؟ هدف، موقعیت درجه‌ات یا... دوردونه‌ات؟ -شده قانون هم دور میزنم ولی..! از دور دونم نمیگذرم. ـــــــــــــــــــــــــــ بخشی از داستان: «میگی که تموم رفتارات علاقه‌است از روی دوست داشتنه! ولی چرا حتی یکبار بهم نگفتی[دوستت دارم]؟» «حق نداری بدون من نفس بکشی» «من تو عمرم فقط تورو دوست داشتم، دارم، خواهم داشت» «تو بودی خیانت کردی... نابود کردن من انقدر برات راحته؟» «برای داشتن به آغوش کشیدن عطرت.. کُشتن که هیچی! کل دنیارو به آتیش میکشم!» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ _برمیگرده! دوردونه ماله منه! مال من.. گفته بودم اگه کسی به اموالم دست بزنه.. با خونش زمین رو نقاشی میکنم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ☆پایان یافته+افتر استوری☆ Kookv♡ ••GENRE:romance _harsh _Samt _fluff _infatuation_amperg.
Appa (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 268,892
  • WpVote
    Votes 23,961
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
he is my alpha (kookv) by lilylilychan13bl
lilylilychan13bl
  • WpView
    Reads 197,573
  • WpVote
    Votes 15,225
  • WpPart
    Parts 48
تهیونگ فقط ۱۷ سالش بود که مجبور شد با یه فرمانده ی بزرگ و پولدار و از جمله بداخلاق ازدواج کنه و حالا مجبورِ تا یه توله براش بدنیا بیاره...♡ تهیونگ سریع دست الفا رو پس زد ولی الفا لجباز تر سعی کرد شلوارش رو در بیاره. -ولم کن... -وگرنه چی میشه؟‌ فوش خار و مادر آزاده عزیزان✅️ ولی نه به من🚫 روزهای اپ: یه روز یه پارت🫀🤍 کاپل: کوکوی. ژانر: عاشقانه، اسمات، رومنس، ازدواج اجباری، امگاورس
Puppy (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 104,417
  • WpVote
    Votes 11,422
  • WpPart
    Parts 12
←⁩ پاپی تمام‌شده. ✔️ جونگ‌کوک مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئیده. بعد از خیانت افتضاح دوست‌پسرش، باهاش به هم می‌زنه و چند وقت بعدش، شروع به دریافت پیام‌‌های ناشناس‌ عجیب‌وغریبی می‌کنه! کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، اس.مات، فلاف، درام، روانشناسی
The Smell Of You (KookV) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 825,426
  • WpVote
    Votes 85,419
  • WpPart
    Parts 49
کاپل اصلی: کوکوی کاپل فرعی: نامجین و هوپمین خلاصه: تهیونگ امگای فقیر و باهوشیه که توسط بهترین مدرسه کره بورسیه میشه، تهیونگ به محض ورودش، توجه قلدر مدرسه که از قضا، ثروتمندترین و قوی‌ترین فرد مدرسه‌ست رو جلب میکنه... جئون جونگ کوک‌، آلفایی که از امگا ها و ضعفشون متنفره... ژانر ها: امگاورس، انگست، عاشقانه، مدرسه‌ای، اسمات، امپرگ. ‏Start: 03/09/10 End: 04/02/24 Rankings: انگست🥇 کوکوی🥇 🥇Kookv 🥇Vkook 🥇Fic 🥇Taehyung 🥇Jungkook 🥇Jimin 🥇Omegaverse 🥇Namjin 🥇Jin 🥇Farsi 🥇Persian 🥇School 🥇Hopemin 🥇Angst 🥈Romance 🥉Hoseok وضعیت: اتمام یافته✨ *این فیک هنوز افتر استوری هایی برای پارت گذاری خواهد داشت! نویسنده: DESA🐝
Claimed تصاحب شده by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 117,621
  • WpVote
    Votes 6,849
  • WpPart
    Parts 19
Claimed تصاحب شده ژانر: ددی کینک، طنز، پزشکی، روزمره کاپل: کوکوی kookv - yonmin-namjin and ... وقتی یک جراح مغز سرد و موفق، سرپرستی پسری هفده‌ساله با گذشته‌ای سوخته رو قبول میکنه، زندگیش آروم ‌آروم از منطق به احساس کشیده میشه. تهیونگ: «اگه من پسر خوبی باشم... امشب بغلم می‌کنی ددی؟ فقط یه کوچولو؟
Haven [Kookv, Yoonmin] by thatnaomi
thatnaomi
  • WpView
    Reads 28,655
  • WpVote
    Votes 2,986
  • WpPart
    Parts 25
زندگی عاشقان مقیم بلندی‌های کالیفرنیا خلاصه: قصه مردی بد و مردی خوب؛ دوستی به عشق تبدیل میشه. کنارش قصه مردی خیلی بزرگ‌سال‌تر و مردی جوون؛ عشقی که به دلبستگی می‌انجامه. «چرا؟ چون من زن نبودم؟» جونگ‌کوک به خودش اومد و دید وسط داد و بیداد تهیونگ، دلش برای چشم‌های پسر روبه‌روش ضعف رفته. «احمق تو همه‌جا هستی، جلوی چشمای بازم هستی، پشت پلکای بستم هستی، توی بطری آبجومی، لا‌به‌لای بانداژای بوکسمی، چشمات کنار بالشمه، حتی تو اون هودی سبزِ نعنایی که ازت بلند کردم، ها تهیونگ؟» مرد حلقه داشت. وقتی دستای بزرگش، که مثل دستای از گور برخاسته‌ای، رنگ‌پریده و کم‌خون بود، گودی شونه تا کتف جیمین رو نوازش کرد؛ روی انگشتش برق زد. «آخرین باری که همچین چیزی خوردم؛ مهمونی تولد هم‌دانشکده‌ای انگلیسیم بود، نزدیک بیست سال پیش... این آب گوجه‌فرنگیش یه کم زیاد نیست؟» #جدی_نگیرید وضعیت: کامل‌شده ✅ کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: روزمره، عاشقانه، کمدی، اسمات🔞⛔ نویسنده: نائومی