🤧🤕⚰🍷
93 stories
Hate Me Master, Hug Me Master  by a4w4_fiction
a4w4_fiction
  • WpView
    Reads 12,958
  • WpVote
    Votes 2,615
  • WpPart
    Parts 18
سهون، به تازگی شغل جدیدی به عنوان راننده‌ی شخصی پیدا کرده بود‌. کافی بود هر روز بشینه توی اون آموزشگاه و به رییس آروم و زیباش خیره بشه که چطور بوم‌های سفید رو رنگ میزنه. و بعد هم هرشب برسونتش خونه و محو شدنش پشت درهارو تماشا کنه. آسون، تکراری و آروم به نظر میاد نه؟ اما... رییس جوونش رازهایی داشت. شاید شب‌های اون پسر، چیزی متفاوت با روزهاش بود! و شاید وظایف سهون میتونست چیزی فراتر از رانندگی باشه. این‌بار، میتونست قلم رو به دست بگیره و خودش نقاش باشه. و بومش؟ بدن بی نقص لوهان. ♠️♦️♠️♦️♠️♦️♠️♦️♠️♦️ Name: HMHM Genre: romance, angst Couples: HunHan, ChanBaek, yoonmin, secret
𑁍᪥Spiraea𑁍᪥ by fujinsasha
fujinsasha
  • WpView
    Reads 148,015
  • WpVote
    Votes 26,927
  • WpPart
    Parts 57
بکهیون علی‌رغم سختی‌ها امگای خوشبختی بود. تو یه محله قدیمی و صمیمی به همراه برادر کوچیک‌ترش زندگی میکرد و توی زندگیش فقط دنبال یک چیز بود، آرامش. منتظر بود آلفایی که از نوجوونی به‌همدیگه علاقه داشتن بهش پیشنهاد بده تا جورچین خوشبختی ناچیزش، کامل بشه. ولی همه‌چیز شروع به دگرگونی کرد و به ویرانی رسید وقتی رفتار نامزدش عجیب شد و سروکله آلفایی با عطر سدار لبنانی تو زندگیش پیدا شد... . . ‌. اسم: اسپیریا᪥𑁍 کاپل‌ها: چانبک، هونهان، چانگمین&تهیانگ ژانر: امگاورس، رومنس، درام، مافیایی (محدودیت سنی +18🔞) نویسنده: #SASHA
لاپوتا جهانی بین اسمان و زمین مکانی که گناهکاران عاشق به اونجا تبعید میشن  by KimkotenAmir
KimkotenAmir
  • WpView
    Reads 41
  • WpVote
    Votes 10
  • WpPart
    Parts 2
لاپوتا هنوز زندست چانیول ... ما تا زمانی که لاپوتا نفس بکشه زنده ایم
Oleander [Completed] by luna_w03
luna_w03
  • WpView
    Reads 5,948
  • WpVote
    Votes 1,088
  • WpPart
    Parts 10
تصویری از این قاتل در دست نیست و اثر انگشتی وجود نداره. فقط یک اسم مستعار، "اولندر". بکهیون اولین روزی که مسئول پرونده شد پیامی دریافت کرد"به بازی خوش اومدی بک" اولندر واقعا کی بود؟ قاتلی بیخیال، دیوونه و پر از حماقت. قاتلی که قهوه رو دوست نداره اما آبنبات چوبی رو چرا. کسی که عاشق میشه... عاشق لوهان. داوین کوچولوی کیوتش. Genre: Action, Romance, Criminal, Smut Couple: Hunhan Writer: luna
نگاهم کن | Look At ME by Noqreh
Noqreh
  • WpView
    Reads 95,246
  • WpVote
    Votes 21,300
  • WpPart
    Parts 49
Fiction (فصل اوّل-کامل شده) •Genre: هیجانی/معمایی • رمنس/کمدی • اسمات/درام •Couple: Chanbaek,Kaisoo,Hunhan,Vkook •Read on: mostly 3 days a week. •Nc +18🔞 🌈(فصل دوّم در حال آپ) ••Author: نُقره 💫 - Noqreh ••Start: 08.Jan.20 توجّه!توجّه! : این فیک کاپل اصلی و فرعی نداره.. داستانِ همه به طور مساوی روایت می‌شه.. چون نویسنده همه رو دوست داره! 😍 A summary of the Story: هر آدمی بالاخره یک نقطه‌ی زمانی از زندگیش، می‌ایسته و به پشت سر نگاه می‌کنه.. تا ببینه جایگاهی که الآن ایستاده، نتیجه‌ی کدوم یک از تصمیم‌گیری‌هاش بوده.. چهار دوست .. با چهار سرگذشت متفاوت الآن در اون نقطه ایستادن و به راهی که پشت سر گذاشتن، خیره شدن.. یکی نگاهش خشمگینه.. یکی بهت‌زده.. چشمهای یکی خیس از اشک.. و دیگری.. با سری خمیده به روی زانوهاش سقوط می‌کنه.. « چانیول، کافه‌ای در گوشه‌ای از شهر داره با مشتری‌های محلی و باحال.. امّا چی می‌شه اگه یک روز یک "مشتری خاص" واردِ کافه‌اش بشه؟.. کسی که تمام معادلاتِ زندگیِ خودش و اطرافیانش رو بهم بریزه! » " نگاهم کن" هیجانی/رمنس • فلاف/کمدی • اسمات/ هپی اندینگ چانبک - کایسو- هونهان - ویکوک کاری از " نُقره " .
🔞گروگان Hostage🔞 by Huni_fiction
Huni_fiction
  • WpView
    Reads 21,747
  • WpVote
    Votes 3,153
  • WpPart
    Parts 40
سهون یکی از خطرناکترین رئیس باند مواد مخدر و چانیول همکارو مثل برادرش! اونا تو مسیری قدم برداشتن که دیگه راهی برای برگشت ندارن.... °°°°°°° _من یه پسر ۱۸ ساله تنها بودم... هیشکیو نداشتم،تنها کسایی که داشتم دردا و کینه هایی بود که بزرگ شدنو بزرگ شدن... تا اینکه الان این شدم... اوه سهونی که هیشکی جرأت نمیکنه حتی بهش نگاه کنه!! °°°°°°° °°°° ربوده شدن لوهان پسر یکی از سرهنگ های اصیل کره بخاطر انتقام از پدرش که برای بارای اوه سهون مشکل ایجاد کرده و شاهد صحنه ربوده شدن: بیون بکهیون،اونا رو تو دردسرای بزرگی میندازه ولی .....عشق.... اونقدرا کله شقه که کاری به بقیه نداره و راه خودشو طی میکنه..... °°°°°°° با هر نعره ای که میکشید لوهانو با دستاش تکون میداد. موفق شده بود اشکشو دربیاره _نه نه گریه نه...داد بکششش گریه کردن کافی نیس برام... چرا از اذیت کردنت حس خوبی بهم دس میده هااا؟؟ چرا انقد عوضیو خودخواهممم؟؟ با صدای بلندی خندید.... °°°°°°°° °°°° سهون به سمتش اومدو شونه هاشو محکم گرفت و با فریاد گفت: _خوب گوشاتو باز کن ببین چی میگم، هنوز کاری که پدرت کرده یادم نرفته تووو هیچ جا نمیررری با هر نعره ای که میکشید لوهانو با دستاش تکون میداد. موفق شده بود اشکشو دربیاره _ولم کننننن...خواهش میکنم...خواهش میکنم ولم کن سهون...منو ول ک
Thief by ruby_rv
ruby_rv
  • WpView
    Reads 21,616
  • WpVote
    Votes 3,581
  • WpPart
    Parts 22
چانیولی که تنها هدفش تو زندگی به دست آوردن قدرت بیشتر و تبدیل شدن به قدرت مطلق آسیا هست و بکهیونی که تو زندگیش فقط آرامش کنار دوست پسرشو میخواد. چی میشه اگه سرنوشت این دوتا به هم گره بخوره؟ چی میشه اگه چانیول داستان مون مجبور بشه زندگی آروم بکهیونو بهم بزنه...؟ و انقدر طماع بشه که بخواد خودش رو بخشی از زندگیش بکنه...؟ 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐜𝐡𝐚𝐧𝐛𝐞𝐚𝐜𝐤~𝐡𝐮𝐧𝐡𝐚𝐧 𝐠𝐞𝐧𝐞𝐫:𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞_𝐬𝐦𝐮𝐭_𝐚𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧_𝐜𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥 𝐫𝐮𝐛𝐲.𝐫𝐯
Wild by LKOAVIE
LKOAVIE
  • WpView
    Reads 10,067
  • WpVote
    Votes 1,277
  • WpPart
    Parts 23
🖤وحشی🖤 روزهای آپ: شنبه 📎 ژانر: عاشقانه تاریک / DDLB/ درام روانی/ اسمات کاپل: چانبک / هونهان وقتی پسری یاغی و بی‌پناه به نام بکهیون، با مردی مرموز و ددی‌طور به اسم چانیول روبه‌رو می‌شه، هیچ‌کدوم نمی‌دونن که این دیدار، زندگی هر دوشون رو زیر و رو می‌کنه. چانیول نمی‌تونه بدون بکهیون زندگی کنه... و برای داشتنش، راهی جز دزدیدنش نمی‌مونه. تو این خونه، امنیت یعنی تسلیم شدن... و عشق، یعنی زنده موندن وسط تاریکی. از طرف دیگه، سهون و لوهان، با رابطه‌ای پر از وابستگی و لطافت، نشون می‌دن عشق می‌تونه هزار چهره داشته باشه. 🔒‌ دو داستان، دو عشق، یک درد مشترک: فرار از تنهایی.
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 30,741
  • WpVote
    Votes 5,386
  • WpPart
    Parts 33
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
YOU'RE NOT MINE by jimsuminimin
jimsuminimin
  • WpView
    Reads 23,122
  • WpVote
    Votes 4,832
  • WpPart
    Parts 58
اون افسانه ی مسخره ی جفت حقیقی رو شنیدی؟ ازش متنفرم همه میدونن چقدر مزخرفه... البته که همچین چیزی وجود نداره... اما چرا وقتی بهش نگاه میکنم تمام افسانه های غیرواقعی برام واقعی میشن؟ 🤍🩶