Taennie
19 stories
𝗧𝗿𝗼𝘂𝗯𝗹𝗲-𝘽𝙡𝙖𝙘𝙠𝙩𝙖𝙣 by NiNi22_22
NiNi22_22
  • WpView
    Reads 4,061
  • WpVote
    Votes 487
  • WpPart
    Parts 8
دوستانی با دل های به هم پیوسته 𝑻𝒓𝒐𝒖𝒃𝒍𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒕𝒂𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆.𝒋𝒊𝒏𝒔𝒐𝒐.𝒍𝒊𝒛𝒌𝒐𝒐𝒌.𝒓𝒐𝒔𝒎𝒊𝒏.𝒏𝒂𝒎𝒔𝒐𝒐 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝒐𝒇 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 پاهاشون رو توی ماسه های نرم فرو کردن و به اقیانوسی که حالا اروم شده بود زل زدن الان احساس آرامش داشتن و خوشحال بودن بعد از شنیدن کات اروم از هم جدا شدن و به سمت فیلمبردار ها رفتن تِدی با خوشحالی گفت-مستند in the soopبلکتن آماده ی بخشه جیسو لبخندی زد و به اعضا نگاهی انداخت شاید سفر کردن با دو گروه ایدل فکر بدی نبود به جیمین رزی که در حال لاو ترکوندن بودن زل زد و چشماشو توی حدقه چرخوند و بعد و تهیونگ جنی که دنبال سگاشون توی دریا بودن نگاه کرد با صدای داد جانکوک و دیدن لیسا که شیر موزشو گرفته خندید و حالا اون اینجا بود بین دو گروه بزرگ و بین دوستایی که الان کنارشون آرامش داشت! 𝑷𝒍𝒆𝒂𝒔𝒆 𝒂𝒅𝒅 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒔𝒕 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒎𝒆
《𝐒𝐥𝐨𝐰 𝐃𝐞𝐚𝐭𝐡》 by rozalin_writer
rozalin_writer
  • WpView
    Reads 15,968
  • WpVote
    Votes 1,361
  • WpPart
    Parts 20
"_ دوسم داری؟ +خب...تو همسرمی _ پس عاشقمی؟ تهیونگ با دیدن سکوت جنی، لبخند تلخی میزنه : یونگی... نه؟ بازم جوابی دریافت نمیکنه : دوسش داری؟ دست جنی رو که تصمیم به سکوت گرفته، میگیره و میگه : خودتو ناراحت نکن فقط میخواستم بدونم اگه یه روز نباشم، یکی هست که دلش برام تنگ بشه یا نه!" نویسنده : fairy وضعیت : پایان یافته نام : مرگ تدریجی ژانر : کلاسیک، عاشقانه، انگست، درام کاپل ها : تهنی، یونی
BLACK SUIT || taennie || by singularity066
singularity066
  • WpView
    Reads 20,911
  • WpVote
    Votes 2,121
  • WpPart
    Parts 28
آروم از سر جام بلند شدم و به سمت در رفتم . آروم بازش کردم ، هیچکس نبود ، با قدم ها نوک انگشتی آروم آروم به سمت حیاط رفتم . بادیگارد ها اونطرف بودن و از فرصت استفاده کردم و دویدم ؛ ولی متوجه من شدن ، سرعتم رو بیشتر کردم ولی از بس ترسیدم که پام پیچ خورد و افتادم زمین ؛ منو گرفتن باز بردن تو ولی اینبار به یه اتاق دیگه بردن و نشوندن رو صندلی جلوم یه میز و صندلی بزرگ‌ بود ؛ انگار اینجا اتاق کار هس و صدای آشنایی شروع کرد به صحبت کردن ... شیپ ها : تهیونگ و جنی جونگکوک و لیسا جیمین و رز چانیول و آیرین
Hater by _Anumbperson
_Anumbperson
  • WpView
    Reads 15,217
  • WpVote
    Votes 1,430
  • WpPart
    Parts 19
با عصبانیت بلند شد و درحالی که منیجرش و بادیگاردش گرفته بودنش فریاد کشید: - میکشمت دختره‌ی فضول وحشی. نیشخندی زدم و درحالی که انگشت وسط دوست داشتنیم رو نشونش میدادم گفتم: - فاک یو سِکیا. دستم محکم کشیده شده و منیجرم با تعجب و ترس فریاد کشید: - چند ساعت پیشت نبودم، این چه گندیه که بالا اوردی؟ دستم رو از توی دست‌هاش بیرون کشیدم و درحالی که تلو تلو میخوردم جیغ زدم: - تقصیر من نیست اون عوضی... ادامه‌ی حرفم با دستی که جلوی دهنم رو گرفت، قطع شد. جونگکوک با صدایی که از خشم زیاد بم شده بود آروم زمزمه کرد: - جرعت داری از اون اتفاق حرف بزن، تا ببین چیکارت میکنم دختره‌ی وحشی! نفس عمیقی کشیدم و با اون پایی که کفش داشت محکم روی پنجه‌ی پاش کوبیدم، آخی از درد گفت و من رو روی زمین پرت کرد. write by: maya
oneshots taennie  by starlsljs0277192
starlsljs0277192
  • WpView
    Reads 24,919
  • WpVote
    Votes 1,002
  • WpPart
    Parts 17
این یه بوک وانشات از تهنی هستش. امیدوارم دوستش داشته باشید💕
Revenge (Taennie) by babypinkishgalaxy
babypinkishgalaxy
  • WpView
    Reads 14,129
  • WpVote
    Votes 1,065
  • WpPart
    Parts 13
ژانر: مافیا/ پلیسی /شاید اسمات کاپل: تهنی، (شاید) لیزکوک خلاصه: 《جنی، دختری که همیشه تو ماموریتای مخفیانه و ویژه شرکت میکرد و کسی بجز چندنفری که باهاش کار میکردن از وجودش خبری نداشتن، بخاطر انتقام مرگ پدرش وارد به باند مافیا میشه》 پ.ن. روند فیک با فیکای عادی متفاوته، لطفا قبل از شروع، حتما author's note رو بخونین. September 29th 2021
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 by Ayumu_tj
Ayumu_tj
  • WpView
    Reads 5,646
  • WpVote
    Votes 741
  • WpPart
    Parts 22
سکوت شب می‌ تونه دلیلی باشه برای شروع دلتنگی درست از همون لحظه‌ ای كه بدونی شنونده‌ ای نيست برای شنيدن دلتنگی‌ هايت،تمام دلتنگی های من در دو کلمه خلاصه میشه...دوست دارم !؟ شاید اگه این دو کلمه رو به زبون نمیاوردی،من هرشب با چشمایی خیس به یادت نبودم....رفتنت! درسته،رفتن همیشگیت عشق زندگیم♥︎ ژانر:عاشقانه•مافیایی•رازآلود•درام•جنایی تعداد پارت:نامعلوم زمان آپ: نامشخص ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴛᴀᴇɴɴɪᴇ sᴜʙ-ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ʟɪsᴋᴏᴏᴋ,ʀᴏsᴇᴍɪɴ,ᴊɪɴsᴏᴏ وضعیت:متوقف شد(این فیک ممکنه ادامش قرار بگیره یا به کل پاک بشه و از اول با تغییرات جدیدی قرار داده بشه)
𝓕𝓮𝓮𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓪 𝓷𝓮𝔀 𝓵𝓲𝓯𝓮🌱 by starlsljs0277192
starlsljs0277192
  • WpView
    Reads 43,471
  • WpVote
    Votes 3,225
  • WpPart
    Parts 44
🌱 کامل شده 🌱 فکر می‌کرد خوشبختی وجود نداره! فکر می‌کرد عشق معنی نداره! فکر می‌کرد هیچ وقت قرار نیست طعم خوشبختی رو بچشه! نمیتونست نگاه مثبتی به زندگی داشته باشه! حق هم داشت... هر کسی جای اون بود نمیتونست! اما همیشه همه چیز ثابت نمی‌مونه... اون تو اوج نا‌امیدی، امیدش رو پیدا کرد! "احساس یک زندگی جدید🌱" 𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮 : 𝓽𝓪𝓮𝓷𝓷𝓲𝓮 / 𝓳𝓲𝓷𝓼𝓸𝓸 𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮 : 𝓕𝓵𝓾𝓯𝓯 / 𝓓𝓻𝓪𝓶 / 𝓐𝓷𝓰𝓼𝓽 / 𝓡𝓸𝓶𝓪𝓷𝓬𝓮 / 𝓼𝓶𝓾𝓽
𝑆𝐼𝐿𝑉𝐸𝑅 𝑀𝑂𝑂𝑁 by Ayumu_tj
Ayumu_tj
  • WpView
    Reads 854
  • WpVote
    Votes 199
  • WpPart
    Parts 8
مردم میگن افسانه ها همش دروغه و فقط برای سرگرم کردن بچه هاست...درسته اونم همین فکر رو میکرد، تا زمانی که چیزی باعث تغییر زندگی اون شد اون موقع بود که نه تنها افسانه هارو باور کرد بلکه فهمید خودشم جزئی از اونه! ژانر:ماورایی،فانتزی،عاشقانه روز های آپ:نامشخص کاپل اصلی:Taennie(تهنی) کاپل فرعی :Liskook(لیسکوک) ممکنه کاپل های دیگه ای هم داخل داستان اضافه بشن... وضعیت:متوقف شده(این فیک ممکنه ادامه پیدا کنه یا به طور کل پاک بشه و با تغییراتی از اول قرار داده بشه) #BTS#Blackpink #blacktan
𝙏𝙝𝙚 𝙩𝙧𝙪𝙨𝙩_𝙩𝙖𝙚𝙣𝙣𝙞𝙚 by NiNi22_22
NiNi22_22
  • WpView
    Reads 1,714
  • WpVote
    Votes 225
  • WpPart
    Parts 10
علت نابودی ، اعتماد💣🐈‍⬛ 𝑫𝒐𝒏𝒕𝒕𝒓𝒖𝒔𝒕 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝒋𝒊𝒏𝒔𝒐𝒐 𝒕𝒂𝒆𝒏𝒏𝒊𝒆 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏:𝒇𝒊𝒓𝒔𝒕 𝑷𝒍𝒆𝒂𝒔𝒆 𝒂𝒅𝒅 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒔𝒕 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒎𝒆 __ دست های خواهرشو فشار داد و با مهربونی گفت: جنی،دنیا پر از آدمای مکار و خطرناکه برای حفظ جون و روح و جسم خودت بهتره به هیچکدومشون اعتماد نکنی..حتی به منی که خواهرتم! جنی به چشمای رزان زل زد و سری تکون داد ! رزان لبخند ملیحی زد و جنی رو توی آغوش گرفت و بعد برای عوض کردن جو گفت:آیرین حالش چطور بود؟...روحش در آرامشه نه؟ جنی بغضشو قورت داد و سری تکون داد با خودش فکر کرد یعنی امکان داره آیرین توسط کیم تهیونگ دار و دستش به قتل رسیده باشه؟؟؟ کاپل:تهنی،لیزکوک،جینسو 𝑷𝒍𝒆𝒂𝒔𝒆 𝒂𝒅𝒅 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒍𝒊𝒔𝒕 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒎𝒆