best ones✨
36 stories
Ecstasy (kookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 222,038
  • WpVote
    Votes 24,488
  • WpPart
    Parts 20
[ پرستار کیم، فارغ‌التحصیل شده بهترین دانشگاه آمریکا شروع به مراقبت از پسری ویلچر نشین کرد که نه تنها کم حرف و پررو بود بلکه احترام کوچیک‌تر بزرگتری‌هم سرش نمی‌شد! ] "رومنس، فلاف، اسمات." کاپل: کوکوی. تمام شده.
𝗥𝘂𝗻𝗮𝘄𝗮𝘆 𝗕𝗿𝗶𝗱𝗲 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 944,963
  • WpVote
    Votes 113,266
  • WpPart
    Parts 32
[Completed] جونگ کوک تمام عمرش دنبال جفتش می گشت ولی هیچ وقت انتظارشو نداشت وقتی پشت چراغ قرمز داخل ولووی قرمزش نشسته اون امگای لعنتی با کت و شلوار سفید عروسیش توی ماشین بپره و داد بزنه "گاز بده!" ______________ -[با فکی قفل شده به چشم های معذب پسر کوچیک تر خیره شد. - گذاشتی... مارکت کنه...؟ شمرده شمرده و با صدای سردی پرسید و قدم های آرومشو به سمت تهیونگ برداشت. - گذاشتی امگای منو مارک کنه؟ با نیشخند زهرآگینی پرسید و تهیونگ درحالی که لبشو می گزید با استرس دستشو روی گردنش گذاشت تا مارک کمرنگش رو پنهان ‌کنه. این جونگ کوک رو حتی بیشتر عصبی کرد. - حالا چیکارت کنم؟ یا نه... چطوری بکنم؟]- 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,+𝟏𝟖 "روز آپ: دوشنبه ها" 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
『 𝑨𝑴𝑶𝑵𝑮 𝑻𝑯𝑬 𝑪𝑳𝑶𝑼𝑫𝑺 ᴬᵁ 』 by Cherrythk
Cherrythk
  • WpView
    Reads 126,939
  • WpVote
    Votes 15,407
  • WpPart
    Parts 17
"اتمام یافته" وقتی عکستو میفرستی برای منیجر کمپانی مدلینک تا قبولت کنن ، اما اشتباهی عکستو میفرستی برای پسری که ماهیت اصلیش از همه کس پنهانه ، و بدجور گیر میوفتی ! ✦₊˚COUPLE : KOOKV 𐙚 GENRE : ROMANCE , FLUFF , SMUT, FANTASY
Appa (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 296,900
  • WpVote
    Votes 25,888
  • WpPart
    Parts 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
Daddy's Cutie by Xllariell
Xllariell
  • WpView
    Reads 75,225
  • WpVote
    Votes 7,902
  • WpPart
    Parts 33
زندگی همیشه عادلانه نیست. بعضی وقتا چیزی درونت داری که میترسی به هرکسی نشونش بدی ولی وقتی شخص خاصت رو پیدا کنی حاضری همه چیزت رو در اختیارش بذاری تهیونگ پسر ۲۸ ساله تاجر کره اس که سادیسم داره و از سمت پاپا و باباش نامجون و جین مدام تحت فشاره تا با دختری برای اینده کاری ازدواج کنه و جونگکوک په خرگوش عجیبه که میتونه به انسان تبدیل بشه و منتظر صاحبی هست که اون رو نوازش کنه و دوستش داشته باشه تا خود واقعیش رو بهش نشون بده. سرنوشت چطوری این دو نفر رو روبروی هم قرار میده ؟ ............................................................................... داستان : کیوتیِ ددی ژانر : هیبریدی، بی دی اس ام و فول اسمات کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی: یونمین و نامجین نویسنده: سایا
Little Rose(kookv) by gannehz
gannehz
  • WpView
    Reads 33,349
  • WpVote
    Votes 5,703
  • WpPart
    Parts 26
انیگماها قدرتمندترین و خطرناک ترین آفریده ی الهه ی ماه هستند، اون ها غیرقابل کنترل و با قدرت باورنکردنی، قوی ترین و شکست ناپذیر ترین افراد روی زمین هستند. جئون جونگ کوک انیگمایی سلطنتی که در سن کم به دلیل وجودِ خطرناکش از دهکده ی سلطنتی نیوارا طرد شد و با گذشت زمان قبیله ای به دور از دهکده تاسیس کرد. و حالا پس از گذشت چندین سال... نیوارا برای محافظت از تنها دارایی باارزش حالِ حاضرش، تنها امگایی که پس از سال ها در نیوارا زاده شده، ناچار به درخواست کمک از انیگمای طرد شده میشه. _____________________________ +"اگه ناراحتت میکنه میتونم به جاش دردسر صدات بزنم." امگا این بار کاملا سر جاش نشست و اخم کوچیکی کرد. -"نمیتونی اینجوری صدام بزنی. چون دردسر نیستم." انیگما به حالت متفکر سرش رو کمی کج کرد و همزمان طناب رو از دو طرف گره زد. +"توی یک روز گذشته تقریبا نزدیک بود سه بار از روی اسب بیوفتی،یک بار از مسیر جدا شدی تا دنبال یه خرگوش بری. یک بار هم افتادی زمین و زانوت رو خراش دادی." انیگما با حوصله تعریف کرد و نگاهش رو به سمت پسر چرخوند تا واکنشش رو ببینه. +"حالا که بهش فکر میکنم تو واقعا دردسری،چری." ✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧ omegaverse,smut,romance آپ:یک یا دوبار در هفته✨ writer:ganeh
Mondlicht Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 94,431
  • WpVote
    Votes 15,798
  • WpPart
    Parts 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
He is change by BLACKrosalita
BLACKrosalita
  • WpView
    Reads 177,072
  • WpVote
    Votes 14,987
  • WpPart
    Parts 78
𝐹𝑖𝑟𝑠𝑡 𝑐ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟:𝐹𝑖𝑛𝑖𝑠ℎ𝑒𝑑 تهیونگ داشت با همسر جدیدش داخل پاساژ راه میرفت. اما اون صدا! اون صدای سوته معروفه دوست‌پسر لعنت شده‌ش که خودش با دستای خودش ماشه‌ی اون اصلحه‌ی کوفتی رو روی قلبش چکوند. اما حالا اون اینجا بود،که چیکار کنه؟که طبق قول زندگیشو سیاه کنه؟! . . . "بزن...هم خودتو راحت میکنی هم از دست من خلاص میشی....ولی!...ولی حق نداری اگر به هر نحوی اومدم دنبالت ازم فرار کنی...اگر اومدم دنبالت خوشبختیو برات آتیش میزنم...فهمیدی عشقه جونگ‌کوک؟" Kookv Genre:horror,sadistic,unhappy,stressful,romance. ✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦✦ 𝑆𝑒𝑐𝑜𝑛𝑑 𝑐ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟:𝑈𝑝𝑙𝑜𝑎𝑑𝑖𝑛𝑔. همونطور که تهیونگ در گذشته غرق میشود بی خبر از اطراف ضربات بیرحمانه‌ی خنجر دشمن ها را به جان میخرد تا فقط کنار مرد مورد علاقه‌ش بماند،بی خبر از اتفاقات مهیبی که انتظارشان رو میکشند. KOOKV Genre:horror,romance,little comedy,stressful.
Sugar Cherry [VKOOK] by ZERONT
ZERONT
  • WpView
    Reads 468,099
  • WpVote
    Votes 82,231
  • WpPart
    Parts 40
[Complete] "نگران نباش شوگر من کمک های اولیه رو خوب بلدم." "مطمعنم فقط به خاطر تنفس مصنوعیش رفتی یاد گرفتی." ꪊᦔᧁꪊᦔᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔꪊᧁᦔ جئون جونگ‌کوک، تیکتاکر معروفی که توی لایو باید مجازاتی که فالوراش براش تایین میکنن رو انجام بده.
neutral خنثی(kookv) by gannehz
gannehz
  • WpView
    Reads 19,205
  • WpVote
    Votes 1,862
  • WpPart
    Parts 18
(متوقف شده!) _"وقتی یه آلفا امگاشو مارک می‌کنه، در واقع یه عهد نانوشته می‌بنده؛ یه قول بی‌کلام که از اون لحظه به بعد، هر ضربان قلب امگا، هر اشک و لبخندش، می‌شه بخشی از وجود آلفا. اگه آلفا اشتباهی کنه، اگه حتی یه لحظه باعث رنجش امگا بشه، اون درد دو برابر می‌افته روی دل خودش. چون دیگه فقط مسئول نیست، متعهده... و تعهد، چیزی فراتر از مالکیت یا غریزه‌ست...تعهد یعنی حتی وقتی دلتنگی، حتی وقتی فاصله می‌افته، هنوزم آلفا باید هوای اون امگارو داشته باشه، مثل نفسش و خون توی رگ هاش." •❅──────✧❅✦❅✧──────• امگاورس،رمنس،امپرگ کاپل:ویکوک، یونمین