ویکوک
39 stories
Aquamarine by _Mohi_03
_Mohi_03
  • WpView
    Reads 39,379
  • WpVote
    Votes 8,071
  • WpPart
    Parts 45
~ Completed ~ • آکوامارین • در چشمهای پسرک خیره شد و حتی توان‌پلک‌زدن را هم نداشت.آن چشمها آبی بودند.رنگ آبی ای که به اندازه آن جواهر آکوامارین خاص و درخشان بودن.جین برای بار دوم در زندگی اش عاشق رنگ ابی شد.عاشق رنگ‌ خیره کننده آن چشمها.... 💎 Genres: Romance,Omegaverse 💙 Main Couple: Jinkook ❤ Side Couple: Sope
Blue strawberry by nocte_cattus
nocte_cattus
  • WpView
    Reads 32,132
  • WpVote
    Votes 6,099
  • WpPart
    Parts 37
«کامل شده√» یه بچه که مادرش رو از دست داده یه پدر که همسر عزیزش جلو چشماش پر پر شد، ولی اینا همه شروع داستان بودن. یک دوست شایدم فرشته محافظ از طرف اون زن به سمت اون پدر و پسر فرستاده می‌شه. اون فرد قراره کمکش کنه، با بدخلقی هاش کنار بیاد و بچه رو بزرگ کنه. درواقع اون دو مرد خیلی خنگن نمی‌فهمن توی این مدت عاشقش هم دیگه شدن. به نظرتون با شیطنت های پسر کوچولوی داستان این دو نفر بهم میرسن؟ کاپل: کوکجین
𝐌𝐞𝐭𝐚𝐧𝐨𝐢𝐚|✔︎ by Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    Reads 97,989
  • WpVote
    Votes 12,248
  • WpPart
    Parts 18
"متانویا به معنی کسی که مسیر ذهن و قلب شمارو تغییر داده،مثل یک معجزه!" "من ازت بزرگترم و مهم تر از همه پدر یه بچه ام پس باید بهم بگی هیونگ!" "خب که چی؟ من اینجا یه بیبی بوی کیوت که خیلی زود پدر شده،بیشتر نمیبینم!تو هیونگ من نیستی اما پدر یه بچه هستی و البته بیبیِ من!" 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧,𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐟𝐮𝐧,𝐟𝐢𝐜 𝐜𝐡𝐚𝐭,𝐫𝐞𝐚𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
Teach me by SetiSin
SetiSin
  • WpView
    Reads 295,226
  • WpVote
    Votes 24,041
  • WpPart
    Parts 30
تهیونگ قراره با بهترین پسری که توی تمام زندگیش شناخته به زودی ازدواج کنه ولی تابحال هیچ چیزی رو جز بوسیدن با هوسوک تجربه نکرده و از طرفی هم میخواد توی رابطه با همسرش بهترین باشه. دوستش دکتری رو در همین زمینه بهش معرفی میکنه که توی این قضایا کمکش کنه. اما اتفاقاتی رخ میده که تمام معادلات بهم میریزه. Name: Teach Me Couple: Verse Translator: Seti Genre: Smut , Romance , Fluff
Together by Meh_FoX
Meh_FoX
  • WpView
    Reads 11,483
  • WpVote
    Votes 1,748
  • WpPart
    Parts 18
با صدای تهیونگ از خواب پریدم و با تعجب به سمت نامجون برگشتم _چیشده؟ نامجونم هم به علامت ندونستن شونه هاشو بالا انداخت همون لحظه در با شتاب باز شد و تهیونگ خودشو پرت کرد تو اتاق _هیونگ کمککک همون لحظه جیمین با صورت سرخ وارد شد _تهیونگ لعنتی بیا بیروووننن..... 《سرنوشت باهم بودنشون》 couple:sope,namjin,vkook genre: angst,little comedy,happyend
Evil Beta|Verse| by GiSsOo_oO
GiSsOo_oO
  • WpView
    Reads 12,513
  • WpVote
    Votes 1,489
  • WpPart
    Parts 10
تهیونگ الفایی که اواخر دهه ی سوم زندگیشه و هنوز جفتشو پیدا نکرده ، اما دقیقا یه روز از روزای عادی زندگیش ، امگاشو میبینه ... یه پسر با موهای بلوند و زیبا ! چی میشه اگه توی لحظه آخر که امگا هم متوجه الفاش میشه سر و کله ی یه بتای احمق وارد زندگیش شه و یه تنه توی همه چی پی پی کنه؟ + هیییی آلفاااا من ازت حاملممممم _ چرا مزخرف میگی من تا حالا تو رو ندیدم بتا دستشو روی شکمش گذاشت با غم و غصه فراوان نگاهشو بین امگا و الفا گردوند + باشه آلفا ، من تنهایی میوه ی عشقمونو بزرگ میکنم چند قدم به عقب برداشت ، اشک هایی توی چشماش میجوشید کنار زد برای آخرین بار به اون آلفا نگاه کرد قدماشو تند کرد با صدای کوبیده شدن چیزی و صدای اخ بلند الفا شرورانه خندید .... ................................. _ که از من حامله ای .... نگاه چپ چپی به پسر زیرش انداخت دستاشو محکم تر بالای سرش پرس کرد _ میخوام حامله شدنو قشنگ حس کنی سکوت عمیقی که بین اون‌ دوتا پسر ایجاد شده بود با جمله ی جونگکوک رشته رشته پنبه شد + عام ... فقط مشکلی وجود داره من ... من خب چجور بگم ... من بتام !!! ................................ Verse Writer: Nero آپ : شنبه ها
𝐀𝐩𝐡𝐫𝐨𝐝𝐢𝐭𝐞|آفرودیت  (𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧) by ll_Hanalia_ll
ll_Hanalia_ll
  • WpView
    Reads 99,433
  • WpVote
    Votes 11,416
  • WpPart
    Parts 52
▪︎اگه خواستنِ تو دیوونگیه، عاقل بودن حماقته! [ جئون جونگکوک، وارثِ یه خانواده سُنَتی و معروفه. اما آشناییش با پارک جیمین، افکار کلاسیکش از رابطه و ازدواج رو بهم میریزه! ] ▪︎تکمیل شده ▪︎couple: kookmin ▪︎Ganer: dram,romance,friends,smut ▪︎writer: Hanalia شکارچی شب در حال آپ...
𝗠𝗼𝗻𝘀𝘁𝗿𝗼-ᵛᴼᴼᴷ-ᴷᴼᴼᴷᵛ by VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    Reads 85,253
  • WpVote
    Votes 12,138
  • WpPart
    Parts 8
༄𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖗𝖔 [COMPLETED] + یه آلفای بالغ، ترسیده و مغموم! با رائحه ی گرم! با انگشتای کشیدش صورت روشن پسر زیرش رو نوازش کرد و پوزخندی رو لبش نشوند، ادامه داد: +نترس! سیرابم از خونِ لذیذ یکی از هرزه های همینجا... که فردا صبح قراره عکس جنازش بره روی مجله ها. دستش رو با هر کلمه پایین و پایین تر میبرد و روی تن برهنه ی گرگ زیرش میرقصوند. سرش رو نزدیک تر به گردنش برد و خیره به مارک روی گردنش زمزمه کرد: +الان فقط یه جای داغ و سرخ میخوام که توش بیام... 🔺𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒 : 𝑉𝐴𝑀𝑃𝐼𝑅𝐸. 𝑊𝐸𝑅𝐸 𝑊𝑂𝐿𝐹. 𝑆𝑀𝑈𝑇. 𝑆𝑈𝑃𝐸𝑅𝑁𝐴𝑇𝑈𝑅𝐴𝐿 🔻𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒 : 𝑇𝑎𝑒𝑘𝑜𝑜𝑘-𝑠𝑒𝑐𝑟𝑒𝑡 با احتیاط بخوانید!!!! **𝙲𝚘𝚖𝚙𝚕𝚎𝚝𝚎** 🎗️#𝟤 𝚔𝚘𝚘𝚔𝚟 🎗️#𝟣𝚟𝚔𝚘𝚘𝚔 🎗️#𝟥 𝙻𝙶𝙱𝚃
King Of Dragon |Vkook| by GiSsOo_oO
GiSsOo_oO
  • WpView
    Reads 7,920
  • WpVote
    Votes 1,425
  • WpPart
    Parts 7
چی میشد اگه یه روز از روزای عادی ، وقتی تهیونگ در حال نقاشی از یه منظره ی آبشار توی جنگل بود ، چشمش به پسر مو شکلاتی، با چشمای توسی بیفته که داره زیر زیری اونو میپاد + تو ، چشمات ، به مقدسات قسم خودم دیدم الان رنگ چشمات عوض شد ... قرمز شد ... خودم دیدم