♡︎
10 stories
"the star of my heart"[cockles] by mewrySH
mewrySH
  • WpView
    Reads 52,774
  • WpVote
    Votes 5,835
  • WpPart
    Parts 33
خوب گوش هات رو باز كن و ببين بهت چي ميگم...ميدوني معني اين قرارداد چيه؟معنيش اينه كه من تو رو خريدم،من صاحب تو ام...حالا تو هم بهتره به حرف صاحبت ات گوش كني،چون كالينز،تو هنوز عصبانيت منو نديدي! ______________________________________ فن سريال سوپرنچرال هستيد يا نيستيد،اگه به كتاب هايي با محوريت پسر/پسر علاقه داريد ميتونيد بخونيد اين داستان رو =]
Needle in a Haystack [Minchan] by Binbinstays
Binbinstays
  • WpView
    Reads 14,158
  • WpVote
    Votes 2,194
  • WpPart
    Parts 23
مینهو نمی‌دونه بنگ چانی که همه‌ش چیزای خوب درباره‌ش می‌شنوه همون دوستیه که تو دبیرستان قلبشو شکست.
lilac code | chanho, hyunlix  by silvii_i
silvii_i
  • WpView
    Reads 9,637
  • WpVote
    Votes 1,914
  • WpPart
    Parts 22
بنگ چان به زندگی قبلی اعتقاد نداشت اما چشم های مینهو باعث شدن فکر کنه شاید عشقش نسبت به اون یه جفت چشم ستاره بارون، خیلی قبل از زمانی که برای اولین بار همو تو گلفروشی دیدن شروع شده... اما آیا مینهو هم به اندازه ی چان غرق شده؟ آیا حسی که نسبت به هم دارن از یه جنسه؟ چه بلایی سر قلب چان میاد اگه پسر کوچیک تر آغوشش رو پس بزنه؟ couples:chanho, hyunlix genre: romance, slice of life
𝐔𝐧𝐭𝐨𝐥𝐝 𝐖𝐨𝐫𝐝𝐬 by Radiatafiction
Radiatafiction
  • WpView
    Reads 6,456
  • WpVote
    Votes 1,536
  • WpPart
    Parts 12
با دو فنجان چای به پذیرایی برگشت و روی مبلِ جلوی شومینه نشست. هوای سرد روستای وَجِن از پشت پنجره‌ها قابل تماشا بود ولی توی اون خونه، گرما وجود داشت. مخصوصا وقتی مینهو سرش رو روی پای کریستوفر گذاشت و به شعله‌های شومینه نگاه کرد. کریستوفر چای رو روی میز گذاشت و کتابش رو برداشت. با یک دست کتابش رو نگه داشت و با دست دیگه‌اش مشغول نوازش موهای مینهو شد. - چرا کتابی که خودت نوشتی رو میخونی؟ - این کتاب رو برای تو، درمورد تو نوشتم. پس لازمه هرچیزی که رگه‌هایی از تو درش هست رو بارها و بارها بخونم - تو گفته بودی انسان‌ها ناقص‌ان. همه کلماتی هستن که فقط در کنار هم می‌تونن یک نوشته بسازن. من برای تو هم یک کلمه بودم؟ کریستوفر لبخند زد. کتاب رو بست و مینهو رو بلند کرد. چشم‌هاش رو بوسید و بعد از اون، لب‌هاش رو لمس کرد. - برای من تمام انسان‌ها کلمه هستن ولی تو نه مینهو. تو برای من یک شعر کامل هستی... تو اون دیوان بی نقصی هستی که هیچ کم و کاستی‌ای درش نیست. تو، مینهو هستی... شعرِ من! 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐇𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐟𝐥𝐮𝐟𝐟, 𝐜𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞
Healer I [Completed]  by AylaXee
AylaXee
  • WpView
    Reads 97,447
  • WpVote
    Votes 14,271
  • WpPart
    Parts 71
عنوان: Healer نویسنده: xee ژانر: تخیلی، ام پرگ تعداد قسمت: 69 زوج ها: کایهون، کایسو، چانبک، شیوهان، کریسهو تاریخ شروع: Jun 28, 2015 تاریخ پایان: Oct 15, 2016 توضیحات: چیکار میکردین اگه میفهمیدین مردین و تنها راه فرار از تبعید به جهنم برای شما امضای پیمانی هست که الزامتون میکنه مدت محکومیتتون رو هیلر یکی از شکارچی های روح بشین؟ آیا هیلر بودن بهتر از گذروندن محکومیتتونه؟ معرفی شخصیت ها: اوه سهون: هیلر، 18 ساله، مرگ در اثر تصادف رانندگی، دلیل امضای قرارداد گناهان نابخشودنی، محکوم به 30 سال تبعید به دنیای زیرین، در صورت امضای پیمان نامه 30 سال خدمت به شکارچی تعیین شده از سمت آرکیدیا. کای: شکارچی، 500 ساله، دلیل مرگ نامعلوم،دلیل امضای قرار داد نامعلوم، 500 سال پیش با امضای قرارداد به 800 سال خدمت برای آرکیدیا محکوم شد. سایر شخصیت ها: سوهو: همسفر، مدت خدمت 112 سال مدت باقی مانده خدمت 110 سال لوهان: مراقب، مدت خدمت نامعلوم... شیومین: بالاترین مقام و وارث آرکیدیا فوروارد: کای اینبار دیگه واقعا عصبانی شده بود، سهون پاشو خیلی از گلیمش درازتر کرده بود دستش رو بالا برد و محکم توی صورت سهون پایین آورد از شدت از ضربه سهون عقب عقب رفت و خورد به میز پشت سرش، لیوان آب روی میز همراه سهون به زمین خورد و 1000 تیکه شد. سفیدی چشمای کای شروع کرد به ت
Aquamarine | Sekai / Chanbaek Ver Complete by AylaXee
AylaXee
  • WpView
    Reads 8,182
  • WpVote
    Votes 1,197
  • WpPart
    Parts 13
عنوان: Aquamarine / آکوامارین تعداد قسمت: 13 زوج: سکای، چانبک، کریسهان، نولاس ژانر: تخیلی، عاشقانه، فلافی، اسمات، ام پرگ، طنز نویسنده: Xee تاریخ آپ وانشات: 7 June 2016 | تاریخ شروع آپ فیک: 21 Nov 2016 | تاریخ پایان آپ فیک: 30 May 2017 ‼️فن فیک دارای پلی لیست و فتوبوک میباشد‼️ تیزر: اگر سراغ کتابهای اساطیری بریم و کمی ورقشون بزنیم به افسانه ای از یونان باستان میرسیم، افسانهای پر از گنجهای خفته، گنجهایی پنهان در اعماق آبهای روان، گنجهایی که آکوامارین نامیده شدن، الماس اقیانوس که زمانی از چشم یک پری دریایی دل شکسته سقوط کرد و اولین گنج رو ساخت گنجی که طی سالها هر بار با شکسته شدن دلی، با دردی که صاحب دلی میکشید یا فقط با لبخندی عمیق که اشکی از چشم پری روان میکرد زیاد و زیادتر شد تا زمانی که بلاخره یکی از اونا راهشو به دنیایی جدید پیدا کرد، الماسی که از روی بقیه لغزید و جرئت ورود به رودخانه خروشان نیل رو پیدا کرد تا زندگی های رو به نابودی رو نجات بده و تاریخ یخ زده دنیا رو از سر بگیره. الماس ها گاهی یک تیکه سنگ درخشان نیستن که توی کوهستان یا کف بزرگترین گودال اقیانوس دفن شدن، الماس ها گاهی توی سینه ای در حال تپیدن جا گرفتن، سینه ای که از دنیای بیرون و چیزای جدید میترسه یا سینه ای که از دنیای درونش و کسی که هست وحشت دار
Cancer by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 38,365
  • WpVote
    Votes 9,199
  • WpPart
    Parts 20
"بکهیون... محض رضای خدا. من می‌دونم که از زندگی چه‌چیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمی‌دونی. نمی‌دونی چه‌چیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم می‌کنی. من رو می‌بوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانه‌ست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون می‌رسونی. داری کاری می‌کنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!" [CHANBAEK × KAIHUN] [Angst × Slice of life]
[COMPLETED] Wrong Father- XIUCHEN ~ Comedy Smut🔞  by winfics
winfics
  • WpView
    Reads 18,430
  • WpVote
    Votes 3,844
  • WpPart
    Parts 18
کیم چن یه دزد خبره ست ؛ اما بخاطر یه اشتباه مجبوره نقش کشیش جدید شهر رو بازی کنه ... کیم مینسوک یه پسر مذهبیه که بخاطر گرایش عجیبش به پسرا سفره ی دلش رو تو اتاق اعتراف برای چن باز میکنه ... پس چن هم شروع میکنه به سوء استفاده ازش... Wrong Father📿 COUPLE : XIUCHEN ( CHEN TOP) GENRE : COMEDY , SMUT , ROMANCE NC🔞
I Meow You! by Axel_lee88
Axel_lee88
  • WpView
    Reads 752
  • WpVote
    Votes 167
  • WpPart
    Parts 3
Couple: Showki Genre : Hybrid , Romance کی کی سرشو به چپ و راست تکون داد: "من گربم!..." هیون وو به سرتا پای کی کی اشاره کرد: "تو یه آدمی!" کی کی با سر تایید کرد: "یه آدمم..درسته!" هیون وو تقریبا داد زد: "منو مسخره کردی؟" بدن کی کی شروع کرد به لرزیدن سریع از هیون وو فاصله گرفت و پشت کاناپه پناه گرفت: "من یه هیبرید گربه ایم...هم آدمم...هم گربم!من هردوتاشم!" کی کی تو خودش مچاله شد: "مثل اینکه...تو دیگه منو دوست نداری!" چند ثانیه مکث کرد و با صدای غمگین زیر لب زمزمه کرد: "نکنه منو بیرون بندازه..."