وقتی فهمیدم اومدی...اولش خوشحال شدم اما بعدش فهمیدم این اومدن واسم خوب
نیست.
نمیتونستم به مهربونیات بی تفاوت باشم، چون این بار واقعا فهمیده بودم که...فهمیده بودم که دوست دارم
[ کامل شده]
هیچ وقت به سرنوشت اعتقادی نداشتم . همه چیز برای من بوی اجبار میداد . در سرنوشت کسی شبیه به من ، حتی آزادی هم اجباری بود
☆☆☆
زیام * لیام تاپ *
تاریخی _ عاشقانه_انگست_ هپی اندینگ
*اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند*
ز: من واقعا دوستت دارم!
ل: دوست نداری! بهم نیاز داری، این فقط یه عادته که زود از سرت میوفته
ز: اگه باورم نداری تمومش کن! دیگه نمیخوام سایه ام باشی.
Ziam story
Zayn top
Maede🤟🏼💗
[Z.M...L.S]
°°°°°°°°°°°°
Mechta
"لحظه ای ساکن
تحمل ها...
حقیقت ها...
آرامش ها...
و رویا ها
در همان یک لحظه بود
لحظه ای به بزرگی یک قطره و به کوچیکی یک دریا
و خواسته من فقط یک چیز بود
رویای..."
Cover by nahidix
زین دست مرد رو توی دستش فشرد
"خواهش میکنم آقای؟
+پین هستم، لیام پین پدر آنه
_آقای پین، دختر شیرینی دارید!
دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد
[کامل شده]
زیباترین اتفاقات زندگیام اصلا در لیست «کارهایی که باید انجام بدهم» نبودند.
هشدار : این داستان صحنه های قتل ، خشونت ، تجاوز (منظور به تجاوز بین کاپل ها نیست) و ... رو شامل میشه پس اگر علاقه مند نیستید بهتون توصیه نمیشه
#1 one direction
#1 ziam
#1 black
#1 sea