Aren't Finish
43 قصة
Portrait |Jungkook بقلم scribe_nyx
scribe_nyx
  • WpView
    مقروء 13,546
  • WpVote
    صوت 1,289
  • WpPart
    فصول 23
بعضی وقتها سختترین ضربههای زندگیمونو از کسایی میخوریم که با تمام وجود عاشقشونیم کسایی که فکر میکنیم تا ابد کنارمون میمونن و هیچ وقت ترکمون نمیکنن اما چی میشه اگه یه روز بیخبر غیبشون بزنه؟ وزمانی که با نبودشون کنار اومدیم یکدفعه سر و کلشون پیدا بشه آیا شعله عشقی که به زحمت خاموشش کردیم دوباره روشن میشه؟یا از اون مهم تر آیا اون شخصو میبخشیم؟ ژانر: عاشقانه، جنایی، زندگی روزمره شخصیت های اصلی: جونگ کوک، نامجون، سوکجین، تهیونگ، ایسول
••*TWINGE*•• بقلم enginrahmapar
enginrahmapar
  • WpView
    مقروء 8,372
  • WpVote
    صوت 384
  • WpPart
    فصول 1
✨TWINGE✨ ‎چند شاتی عذاب وجدان🧸 ❄️تعداد قسمت:۹ (تمام پارت ها به صورت کامل یکجا) ‎ژانر:درام،انگست🎅🏻 ‎اسمات،هپی اند🎄 🥀وضعیت تمام شده ‎شخصیت اصلی:جانگ کوک🎈 ‎ [••دخترپسری••] #twinge #full
HOW DO YOU FEEL | per translation  بقلم NAMMIN_IR
NAMMIN_IR
  • WpView
    مقروء 1,790
  • WpVote
    صوت 118
  • WpPart
    فصول 1
چه احساسی پیدا میکردی اگه شوهرت دوستت نداشت؟ ____ با چشمای سردش بهم زل زد...منم کاری جز نگاه کردن بهش نمیتونستم انجام بدم...ولی میدونستم اگه چشم ها میتونستن حرف بزنن حتما پیام این چشم ها به من این بود "ازت متنفرم"
1_1 Blood sweat and taers بقلم Asenpai2004
Asenpai2004
  • WpView
    مقروء 10,616
  • WpVote
    صوت 945
  • WpPart
    فصول 15
" لازم نیست هر بار که میای خون و خونریزی به پا کنی " " پس به افراد احمقت بگو‌ راهم و نبندن " مرد لبخندی زد " میدونم دنبال اطلاعات عموت اومدی اما قانون من و که میدونی " نگاهش به جیمین افتاد و سوتی کشید " راستی این خوشگله رو از کجا آوردی؟ " بعد دوباره به فرد خشک رو به روش نگاه کرد " اون واسه یه شب در عوض هر اطلاعاتی که بخوای " و همین کلمات برای به جوش آوردن خون هوسوک کافی بود ، با شتاب اسلحش رو کشید و فریاد زد " از عوضی خودم می... " اما حرفش با بالا اومدن دست فرد نصفه موند فرد رو به مرد کرد و گفت " نمیتونم اینکار و بکنم یک چیز دیگه بخواه " هون اوک لبخندی زد و گفت " من چیز دیگه ای نمیخوام" زن کمی فکر کرد و گفت " بسیار خوب " و در کسری از ثانیه شمشیر تمام نقره ی یونگی رو از قلاف در آورد و وارد است مرد که روی میز بود کرد مرد یک خوناشام بود بنابر این دستش به نقره عکسالعمل نشون داد و شروع به سوختن کرد مرد شروع کرد به هوار کشیدن " غلط کردم غلط کردم هر چی بخوای میگم فقط این و از تو دستم بکش بیروووووووون " " خوبه پس راجب عموم بهم بگو " مرد که به گریه افتاده بود ... هوپمین کوکوی دختر پسری عاشقانه خون آشامی دارک فان I want eat your blood 🍷🖤 :)
+17 أكثر
puppet🃏 بقلم wtfcactus
wtfcactus
  • WpView
    مقروء 29,457
  • WpVote
    صوت 2,021
  • WpPart
    فصول 12
مامان یونا و بابای جونگ کوک با هم ازدواج میکنن و اون دو تا مجبور میشن تو یه خونه زندگی کنن. یه روز یونا دزدیده میشه و میفهمه که ناپدریش خلافکاره. تا این که... ژانر: رمنس، جنایی، مافیایی، مدرسه ای
+9 أكثر
Face Off (Season 2) | Complete  بقلم MKookie3
MKookie3
  • WpView
    مقروء 45,168
  • WpVote
    صوت 3,432
  • WpPart
    فصول 32
Do you still love me? 🎖 1. #Harsh 🎖 2. #girlxboy 🎖 2. #Criminal 🎖 8. #kookJin
+17 أكثر
Moon Forehead بقلم JKmuLIFE
JKmuLIFE
  • WpView
    مقروء 9,159
  • WpVote
    صوت 1,813
  • WpPart
    فصول 12
𝓜𝓸𝓸𝓷 𝓯𝓸𝓻𝓮𝓱𝓮𝓪𝓭 ~افسانه ی ماه پیشونی~ مادرش با گریه میگفت: "تو نحسی! اون نشانتم نحسه! فقط بپوشون اون لعنتیو! و نزار هیچ وقت کسی ببینتش!" پسرک که واقعا دلش گرفته بود و بغض داشت گفت: " اوما... ولی.... ماه پیشونی که خیلی وقت پیش پیدا شده... پس.... من چیم؟" __________________________ "مطمئنی؟ من... چطوری آخه؟" 'چون تو یه چیزی بیشتر از "ماه پیشونی" ای' __________________________ #چند‌شاتی Best rankings: ☆ number 2 in vminkook ☆ number 2 in ویمینکوک ☆ number 2 in جیکوک ☆ number 18 in kookmin 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝑴𝑰𝑵𝑲𝑶𝑶𝑲 𝓗𝓪𝓹𝓹𝔂 𝓮𝓷𝓭𝓲𝓷𝓰
사랑 بقلم IAmAHavig
IAmAHavig
  • WpView
    مقروء 31,635
  • WpVote
    صوت 1,384
  • WpPart
    فصول 28
عشق(باشه میدونم سادست) ❌این فیک تموم شده و فصل دوم در حال اپه با اسم 과거. ژانر:اسمات،دارک وب،دختر پسری،BDSM(شاخه های مختلفش)،خشن...خب فکر کنم همینا کافیه توجه:این فیک دارای صفحه های شکنجه و خوشنت بار می باشد اگر دوست ندارید نخونید لطفا *مورد داشتیم حالت تحوع گرفته! کاپل اصلی:ا/ت و یونگی. کاپلای فرعی:هوپمیم،ویکوک،نامجین خب من این و همینجوری می نویسم و راستش خب نمیدونم فقط امیدوارم دوست داشته باشید همین. خلاصه:یونگی و دوست دخترش ا/ت که در گروهی به اسم درتی انجلز که در دارک وب کار میکنه مشغول بودن که رابطشون به صورت ناراحت کننده ای از هم میپاشه حالا ماموریتی به پستشون خورده که باید دوباره دوره هم جمع بشن و این ماموریت و جمع کنن و فقط هویج میدونه که چه اتفاقاتی قراره بیوفته..... نویسنده : هویج هستم مخلص شما 🥕
𝘛𝘉𝘚 1: 𝘛𝘩𝘦 𝘉𝘪𝘨 𝘚𝘪𝘴𝘵𝘦𝘳 (𝘉𝘰𝘰𝘬 2)༊ بقلم PinkMelody_
PinkMelody_
  • WpView
    مقروء 2,523
  • WpVote
    صوت 211
  • WpPart
    فصول 5
«چشماتـو ببند. چیزی که می‌بینی، بهشتِ منه.» + ولی تاریکی تنها چیزیه که می‌بینم. - آفرین. خودشه! ◈یـه شوهوآی هجده ساله، پس از اخراج شدن از دبیرستانش، به واسطه‌ی نامه‌ای عجیب، سر از آکادمی‌ای در اعماق جنگلی دور افتاده و تاریک درمی آورد: آکادمی سایه‌ها. همه چیز زیادی ساده به نظر می‌رسد، تا آنکه یک شب شوهوآ بالاخره مهم‌ترین قانون را شکسته و وارد جنگل اسرارآمیز می‌شود. با این کار، شوهوآ پا به دنیایی ناشناخته می‌گذارد که تنها در کتاب‌ها و فیلم‌ها راجع به آن شنیده است؛ دنیای موجودات افسانه‌ای که تا مدت‌ها هیولاهای زیر تخت و شیطان درون کابوس‌های کودکی‌اش بودند. طی مدتی که شوهوآ سعی دارد با ترس و سردرگمی‌اش کنار بیاید، با فردی آشنا می‌شود که اطمینان دارد قبلا او را ملاقات کرده است و همین موضوع سرنوشت هر دوی آنها را دستخوش تغییر می‌سازد. اما هنگامی که چندین قتل مرموز در آکادمی رخ می‌دهد و در پی آن دانش‌آموزانی ادعا دارند که موجواتی سایه‌وار آنها را تعقیب می‌کنند، شوهوآ و دوستانش می‌فهمند آکادمی سایه‌ها، تنها مکانی برای پرورش توانایی‌ها نیست؛ بلکه شبکه‌ای از تارهای درهم تنیده‌ی رازهای ترسناک را در خود پنهان کرده است که...◈ - فصل¹ سایه‌هاے پوشالـے (بخش دوم) 📚 "خواهر بزرگه"