jasminpa1's Reading List
2 stories
Black Swan by Jinxmadwriter
Jinxmadwriter
  • WpView
    Reads 997
  • WpVote
    Votes 142
  • WpPart
    Parts 46
اسم:قوی سیاه ژانر:عاشقانه،خونآشام،گرگینه،ماجراجویی کی فکرشو میکرد دختری تنها در پاریس چنین اتفاقاتی براش بیفته.عاشق بشه،قلبش بشکنه،خانوادش بهش خیانت کنند و واقعیت هایی از خودش و خانوادش بفهمه که مسیر زندگیشو عوض کنه. وقتی درست در لحظه ی تصمیم گیری مرگ و زندگی بود کی میتونست نجاتش بده؟؟ به کی میتونست اعتماد کنه؟؟ خانواده؟؟دوست بچگی؟؟هم اتاقی؟؟پسر مرموز؟؟پروفسور؟؟ صدای پیانو اونو از افکارش بیرون کشید. پیانویی که خیلی خشن نواخته میشد و هر نتش خون رو توی رگهاش منجمد میکرد. وقتی آهنگ تموم شد. یونگی به سمتش برگشت و گفت:حالا میخوای چیکار کنی؟؟ جرعه ایی از قهوه ی تلخش نوشید و گفت:میخوام تا وقتی که خون توی رگ دشمنام هست شکنجشون کنم و جلوشون‌ بخندم. یونگی گفت:این از تو یه دیوونه نمیسازه؟؟ _وای یونگی هیونگ تو اصلا نمیدونی دیوانگی چه عالمی داره...
Cursed by Jinxmadwriter
Jinxmadwriter
  • WpView
    Reads 108
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 8
اسم داستان:نفرین ژانر:ترسناک،اکشن،اسمات کاپل:تهکوک،............،............ هفت تا دوست صمیمی قدیمی که بعد مدت ها دوباره دور هم جمع میشن و برنامه ی یه تعطیلات تابستانه ی خفن میریزن. وقتی که دارن تعطیلاتشون رو میگذرونن از مردم اونجا میشنونن که طبق شایعه ها خونه ی جن زده ایی در اونجا وجود داره که فقط هر ماهی یکبار دیده میشه و هر دفعه جای اون خونه عوض میشه... پسرا تصمیم میگیرن که به اون خونه برن. اتفاقاتی اونجا میفته...جیمین وقتی که داره با پسرا شوخی میکنه کوزه ی قدیمی رو میندازه و میشکنه... نفرینشون شروع میشه... پسرا بعد از اون تعطیلات از هم جدا شدن... اثرات نفرین همه جا پیدا میشه... اون نفرین از هر چیزی که فکر میکردن خیلی بدتر بود... *** _میدونین بچه ها چی از همه ترسناکتره؟؟ همه به سمت جیمین برگشتن. یونگی با صدای بلند گفت:اینکه از کارایی که کردی پشیمون نباشی. جیمین نیشخندی زد و گفت:پشیمون بودن من عوضش میکنه؟؟نه ته تهش با صدای داد زدنم موقع سوختن توی جهنم شاید بتونه اونا و شما رو آروم کنه... (سلام نویسنده هستم میخواستم بگم من یه فیک عاشقانه هم مینویسم اون از این جلوتره و اسمش Black swan هستش کامنت و ووت یادتون نره عشقولیا😍)