Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
No read
94 stories
Godfathers | YoonMin by chica_wr
chica_wr
  • WpView
    Reads 14,633
  • WpVote
    Votes 2,091
  • WpPart
    Parts 29
┊Fic Name➺ Godfathers 🎲 ┊Main Couple➺ YoonMin ┊Sub Couple➺ VKook, NamJin ┊Genre➺ Crime, Thriller, Erotic, Angst, Smut ┊Telegram➺ BTSGALAXYIR ┊Summary↴ سیاست‌های خاص مرد مقید قانونی مثل مین یونگی تغییر ناپذیر بودن. اون به تمام مظنون‌های پرونده‌ش به چشم یک طعمه‌ برای شکار نگاه می‌کرد ولی ملاقاتش با مظنون حیله‌گری که تبحر خاصی توی فریبندگی داشت، منجر به یک لغزش کوچیک از جانب دادستان مین شد؛ لغزشی که زندگی اون رو دچار تحولی ممنوعه اما آتشین کرد! ┊Teaser↴ _من چیزهای زیادی از زندگی خواستم. زنده موندن، متلألی‌ترین آرزویی بود که برای رسیدن به اون تقلا کردم. زنده موندن من رو برای جاه‌طلبی حریص‌تر کرد. اما یک‌‌روز وقتی دیدم یکی از بزرگ‌ترین موانع من برای رسیدن به اهدافم، دادستانِ نابودگر این کشوره، فهمیدم دیگه خواسته‌های حریصانه‌م رو نمی‌خوام. +خب؟ پس تو چی می‌خوای؟ _من تو رو می‌خوام! نیاز من از این زندگی زنده موندن نیست. نیاز من زندگی کردن برای توئه مین یونگی.
"𝗧𝗵𝗲 𝗳𝗼𝗿𝗴𝗼𝘁𝘁𝗲𝗻 𝘄𝗶𝗳𝗲" by lOreAL____
lOreAL____
  • WpView
    Reads 217,802
  • WpVote
    Votes 20,754
  • WpPart
    Parts 46
تهیونگ و جونگکوک هفت ساله که ازدواج کردن ،اما این ازدواج فقط توی کاغذ ثبت شده و چیز بیشتری نیست،حتی پسر پنج سالشون هم این رو تغیر نمیده . ____________________ _همیشه فکر میکردم چرا ما عاشق ادمایی میشیم که نمیتونیم اونارو داشته باشیم ؟ "تو منو داری،من برای توام تهیونگ " _نه جونگکوک ،تو مجبور بودی که برای من باشی! • • • NAME ‏ະ همسر فراموش شده GENRE ‏ະRomance'omegaverse'Drama'Smut' Thriller'Mystery'Tragedy' COUPLE ‏ະ kookv،... AUTHORະ AFRA کامل شده. 🌸🍃
METANOIA🖤🪽 by minimoonly
minimoonly
  • WpView
    Reads 2,914
  • WpVote
    Votes 467
  • WpPart
    Parts 22
" اون زیبایی یه امگا و نگاه برنده ی یک آلفا رو داره، اما به چه درد می خوره وقتی یه بتاست؟! " جیمین یه پرنس از خانواده ای برجسته و طلائیه. اما هیچ وقت به درخشانی اسم پر آوازه ی خانواده اش نبوده. اون تمام زندگیش توی جامعه ای که تمام جنسیت ها پذیرفته شدن و آسوده زندگی می کنن برای اینکه یک "بتا" به دنیا اومده عذاب کشیده. و درست همون وقتی که نفس های سرد مرگ رو روی صورتش احساس می کنه و فکر می‌کنه که قراره بمیره، چشم هاش توی کلبه ی گرم و دنجی باز میشن که نه میدونه کجاست و نه میدونه صاحبش کیه و چه راز هایی با خودش داره! کاپل: یونمین ووسان - کوکوی " درام، امگاورس، رومنس، مقداری انگست، سلطنتی" هر " جمعه " منتظر پارت جدید باشید☀️❄️
◇ TheLieTruth by parkdarksun
parkdarksun
  • WpView
    Reads 9,886
  • WpVote
    Votes 1,210
  • WpPart
    Parts 27
« میتونست حتی با چشمهای باز هم اون مرد رو با دست و پای بسته و پارچه ای رو دهنش تصور کنه. لابد توی کیسه کنفی از درد ب خودش میپیچید و برای نفس کشیدن تقلا میکرد. کسی ک ترسیده و وحشت زده باشه، سخت نفس میکشه، چه برسه به اونکه احتمالا لب های ترک خوردش از خون خشکیده تیره شده و بدنش بخاطر ضربه هایی ک حوالی بدنش کردن، کبود شده بود. » ~زندگی ای که بخاطر دروغ هایی ک بعنوان حقیقت تحویلش داده بودن، از مسیر اصلیش خارج و چیزی ک نباید میبود رو از ی پسر معصوم ساخته بودن. *یونگی... *جیمین... دو پسری ک اسیر این -دروغ- ها شدن... 🚫روندش خشنه. لطفن اگه با این ژانر سازگار نیستین، نخونینش:) Star: 25 March 2022 Finish: 19 August 2022 Compeleted 🔹️#1 win 🔹️#2 win ‌‌ خشن 6#🔹️
MY AMYGDALA  by A_teko
A_teko
  • WpView
    Reads 4,623
  • WpVote
    Votes 589
  • WpPart
    Parts 34
خلاصه: چه حسی بهت دست می‌ده؛ اگه که کسی همیشه دوسش داشتی، قاتلی باشه که تو تلویزیون و رادیو و روزنامه ازش حرف می‌زنن... ✔️ ژانر: جنایی/ معمایی ✔️ کاپل: کوکوی + نامجین + یونمین نکته: این داستان قراره بُعدی از زندگی سه زوج رو نشون بده و ارتباط پیچیده‌ای که باهم دارن رو باز کنه. به هر کاپل به طور دقیق پرداخته شده پس وقتی می‌گم کاپل‌های اصلی داستان هر سه زوج هستن، بدونید که همشون نقش پررنگی دارن و اگه فقط یکی از این کاپل هارو شیپ می‌کنید و بقیه‌شو دوست ندارید یا به هر دلیلی نمی‌تونید تحملش کنید، این داستان شاید مناسبتون نباشه🙏 نویسنده: ویکتوریا
White Peacock  by Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Reads 41,536
  • WpVote
    Votes 5,287
  • WpPart
    Parts 21
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: سه‌شنبه
Paradise | vk.kv by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 74,461
  • WpVote
    Votes 7,705
  • WpPart
    Parts 35
Romance | tragedy | real | smut | travel | همه چی از اون تور تفریحی دور اروپا شروع شد... _بهشت و پیدا کردی؟ _بهشت تو بودی تهیونگ... Writer: shimara Happy end ✨ _______________________________________________ شما قراره توی این بوک یکی از واقعی ترین و قابل لمس ترین عاشقانه های لعنتی دنیارو بخونید و با پوست و گوشت و استخونتون همه لحظه هاش و لمس کنید .
𝂡Aegis [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 15,161
  • WpVote
    Votes 2,546
  • WpPart
    Parts 20
࿐[کامل شده] دیدید می‌گن صبر کن اصلش برات پیدا بشه، آدم می‌شی؟ فکر می‌کنم داستان زندگی امگای سرکش و لاتِ چاله‌میدون قصه‌ی ما هم همین باشه... یه انیگمای از همه‌جا بی‌خبری که قراره تلپی بیفته روی زندگی پسر چموش و شیطونِ ما و اون رو به راه راست هدایت کنه؛ البته اگه مجبور نشه کشون‌کشون از گوشش بگیره و اون رو بدون توجه به غرغرهاش دنبال خودش بکشونتش... ولی خب... شاید اگه تهیونگ می‌فهمید بلافاصله بعداز اولین دیدارشون و مسخره‌کردن انیگما به‌خاطر مشکلش چطور قراره درگیر عشقش بشه، هرگز برای اولین دیدار تند نمی‌رفت. _______________༺Aegis༻_______________ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Silent Flames - Bloodline II by Authorsashaaa
Authorsashaaa
  • WpView
    Reads 199,270
  • WpVote
    Votes 12,259
  • WpPart
    Parts 51
The problem with Janggi was that sometimes, silence was deadlier than war. Park Jimin had always lived between two worlds- the warmth of dance and the cold shadow of his nightmares. He spent years convincing himself he could outrun fate. But fate had a name. Jeon. The marriage contract had been signed long before Jimin even understood what it meant to belong to someone. He was just a dancer. Soft-spoken. Graceful. Unassuming. And Yoongi? Yoongi was the storm people didn't survive. Jimin should have been terrified. But when Yoongi slid the ring onto his finger with quiet finality, he felt something worse than fear- curiosity. Yoongi never promised love. He promised protection - cold, calculated, and absolute. A man who played with fire, yet never let it touch him. When he looked at Jimin, it wasn't as a husband might. It was as if he were a piece on a board - Something to move, to control, to win. "You don't love me," Jimin murmured, testing the weight of his new reality. Yoongi's lips curled into something sharp. "Love isn't the game I play." Jimin tilted his head. "Then what do you want from me?" Yoongi's fingers brushed against his wristlight, cold, inescapable. "Everything." ----------------------------------- Themes: Mafia | Survival in Silence | Power Struggles | Omegaverse | Emotional Repression | Healing Tropes: - Mafia x Dancer - Forced Marriage / Marriage of Convenience - Cold, Emotionally Distant Alpha - Soft, Resilient Omega - Forced Proximity - Slow Burn - Strangers to Lovers - Morally Grey Top - Healing Through Love Important Notice: Silent Flames is NOT a standalone is part of an interconnected trilogy. This is a dark romance, meaning it contains themes that may not be suitable for all readers. Proceed at your own risk.
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 142,176
  • WpVote
    Votes 12,966
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی