No read
109 storie
Local Radio || رادیو محلی {VKook} di LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    LETTURE 2,860
  • WpVote
    Voti 558
  • WpPart
    Parti 9
🔴 #Full 🔴 روستایی کوچیک حوالی سئول، اواخر پاییز سال ۱۹۹۴ یه مهمون تازه رو به خودش راه میده؛ مهمون کم‌سنی که با آرزوی ایجاد تغییرات بزرگ به اون‌جا اومده. تهیونگ یه مجری رادیوی تازه‌کاره. پسر شهری در زمان اقامتش توی این مکان خوش آب و هوا، قراره چیزهای جدید زیادی رو تجربه کنه. به خصوص چون پسر نوجوانِ شیرفروش روستا، انگار یکمی باهاش شوخی داره! ==== - این گاو نفهم... مجری با شنیدن صدای پسر به سرفه افتاد و متقابلاً توی میکروفون فریاد زد. که البته، ‌بعداً به شدت ازش پشیمون شد. - برنامه زنده‌ست، اگه ممکنه رعایت کنین. پسرک دم عمیقی گرفت و سعی کرد تا جایی که می‌تونه مثل شهری‌ها حرف بزنه ولی باز هم توی مخفی کردن لهجه‌ش افتضاح بود. - اوه معذرت می‌خوام. ایشون یه دسته‌ی بزرگ ‌بابونه خورده... خطری که نداره؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: Local Radio نام داستان: رادیو محلی Couple: Vkook کاپل: ویکوک Drama, Comedy, Romance, Fluff, Slice Of Life درام، کمدی، عاشقانه، فلاف، روزمره ■ A Multishot By Yume & Kitz ■
that man / اون مرد " yoonmin" di rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    LETTURE 297,744
  • WpVote
    Voti 21,814
  • WpPart
    Parti 70
🍇 فعلا توقف خورده 🍇 🔥برشی از داستان : " دوست دارم ببینم روابطشون در حد پدر پسریه یا .... با ضربه جین به شکمش خفه شد صورت همیشه خندون هیونگش اخمی بود " یااا ...هیونگ !!!! " نباید اینجوری پشتش حرف بزنی اون همسره یونگیه ! کوک پوزخند زد " ول کن هیونگ اون یه ازدواج صوری بود مطمئنن هیونگ حتی اسم اون پسرم یادش نیست !!!! کاپل : Yoonmin ژانر : مافیا / امگاورش / کمدی و غمگین / امپرگ / معمایی / پلیسی / هیجانی / خانوادگی خلاصه: _طبق وصیت عمه ..." اون " ..باید باهاش ازدواج می‌کرد... .اما ... چرا آخرین تصویرم ازش ...برای ۱۷ سال پیشه ! ...شاید ..نباید بهش میگفتم " دوست دارم " . . . نگاهی به صورت معصوم دو بچه روی تخت انداخت _ شما ...بوی اونو میدید .... نویسنده " رومی " شروع داستان ۱۲ /۳ / ۱۴۰۳ پایان : .....
Therapy | vk.kv di meshimara
meshimara
  • WpView
    LETTURE 38,786
  • WpVote
    Voti 4,712
  • WpPart
    Parti 40
دارک رومنس | روانشناختی | اسمات وقتی تصمیم میگیری تمام ابعاد تاریک و رمز آلود و عجیب شخصیتت رو به رقیب کاری جدیدت نشون بدی . . _ چرا به هیچ کس اجازه نمیدی بهت نزدیک شه مهندس؟ _ چون کسی دوست نداره ساید سیاه منو ببینه. _ و اگه من دوست داشته باشم؟ _ تو خیلی نرم و لطیف و سفیدی جونگکوک! _ براش سخت و زبر و سیاه میشم مهندس... آپ، سه روز در هفته ____________________________________ تراپی یه بوک هنجار شکنانه، واقع گرا و بدون کلیشه های داستان نویسیه. برای من و تویی که عمیقا نیاز داریم به یک مهندس کیم افسانه‌ای تا روح و جونمون و جلا بده. بهش اعتماد کن به هر حال من برگشتم اونم با یک موضوع متفاوت دیگه، عمیق و به شدت جدی🫀 شیمارا Vk. kv
like crazy 🍷مانند دیوانه di khakestar
khakestar
  • WpView
    LETTURE 30,738
  • WpVote
    Voti 2,943
  • WpPart
    Parti 36
🩶✨ [پایان یافته] like crazy🍷 کاپل ها: یونمین، تهکوک، نامجین خلاصه: چه اتفاقی میوفته اگه پسری با چشم های آبی وقتی میخواد یک شب رو مثل آدم های عادی خوش بگذرونه راهش به یه کلاب بیوفته... و با مردی که روی صورتش زخم عمیقی نشسته روبه رو بشه... و مرد راز پشت چشم های آبی رنگ جیمین رو بدونه؟ *** ✨🩶
Fake Partner di faeze615
faeze615
  • WpView
    LETTURE 23,434
  • WpVote
    Voti 2,385
  • WpPart
    Parti 44
همه چیز با یه دروغ شروع شد... و ما شدیم پارتنر فیک هم! . . اسم فیکشن: ​فیک پارتنر . کاپل : یونمین / تهکوک ژانر: رومنس / روزمره / اسمات / بی‌دی‌اس‌ام . آپ با شرط ووت و کامنت...
legacy of power  di Mahiora5
Mahiora5
  • WpView
    LETTURE 54,590
  • WpVote
    Voti 7,206
  • WpPart
    Parti 38
[ کامل شده ] "عشق نباید این‌قدر خطرناک باشه..." جیمین همیشه دایی‌ش، یونگی رو تحسین می‌کرد-رئیس مرموز و بی‌رحم مافیا، مردی که در سایه‌ها فرمان می‌راند. اما حالا که امگایی ۱۸ ساله شده بود، احساسش به اون تغییر کرده بود حسی که نباید وجود می‌داشت. در دنیایی که قدرت با خون معامله می‌شه و عشق یک نقطه ضعف! جیمین باید بین قلبش و واقعیت بی‌رحمانه‌ی مافیا یکی رو انتخاب کنه. اما چی می‌شه اگه این احساس ممنوعه، تبدیل به بزرگ‌ترین نقطه‌ی شکست یونگی بشه؟ عشق در دنیای تاریکی، همیشه تاوان داره... بوک محارم نیست تو ادامه میفهمین... name: legacy of power gener: dream, angst, romance , omegaverse, mpreg, smut, criminal writer: Narges
Say You Want Me Too ~|| Yoonmin Au Persian Translation di _bunisa
_bunisa
  • WpView
    LETTURE 3,215
  • WpVote
    Voti 847
  • WpPart
    Parti 44
به عنوان دوستی با منفعت، یونگی و جیمین همین الان هم رابطه‌ی پیچیده‌‌ای دارن. یونگی، کسی که از روز اول عاشق جیمین بود و جیمین، کسی که هیچ حسی نسبت به پسر دیگه نداره. همه چیز به شکل غیر منتظره‌ای تغییر می‌کنه و حالا جیمین بچه‌ی یونگی رو حامله است. بچه اون‌ها رو بهم نزدیک‌تر یا حتی بیشتر از هم دورشون می‌کنه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: بگو تو هم من رو می‌خوای 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: یونمین 𖦹 ᴜᴘ ᴅᴀʏs : یکشنبه و پنجشنبه‌ها 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، عاشقانه، امپرگ، امگاورس 𖦹 writer: @bby_yoon
دشت نعناع | Mint Field di Farahforogh
Farahforogh
  • WpView
    LETTURE 5,042
  • WpVote
    Voti 756
  • WpPart
    Parti 21
در سال های 1860 میلادی، دو کشور بزرگ ایندا و لانتن سالیان سال باهم در جنگ و خون ریزی به سر میبردند. تا اینکه پادشاه لانتن پیشنهادی بزرگ داد: "ازدواجی بین ولیعهدم، پسرم مین یونگی، و دختر پادشاهی ایندا صورت بگیرد تا جنگ با پیوند تمام شود." این پشنهاد بزرگ و بی نظیری بود! اما پادشاه ایندا دختری نداشت، پس پسر کوچکش، پارک جیمین را که در تمام ایالات به زیبایی زبان زدش معروف بود را به عنوان عروس به لانتن فرستاد. مین یونگی که در ان موقع هجده سال بیشتر سن نداشت، از لانتن فرار کرد و به سرزمینی دوردست در ان سوی جهان رفت و زندگی جدیدی را به تنهایی آغاز کرد. . . اما چه میشد که بعد از بیست سال مین یونگی تمام سرمایه زندگی اش را از دست بدهد و مجبور شود به لانتن بازگردد؟ و در لانتن غریبه ای آشنا را ببیند؟. کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: ؟ ژانر: عاشقانه، رومنس، درام، سلطنتی
Breaking The Loop⛸️ di Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    LETTURE 383
  • WpVote
    Voti 104
  • WpPart
    Parti 6
شکستن چرخه ⛸️ گاهی زندگی شبیه یک پیست یخه؛ هرچقدر هم دور بزنی، اگر مسیرت رو عوض نکنی، دوباره به همون نقطه برمی‌گردی. و اون... مدت‌هاست که می‌چرخه؛ میان یخ و خاطره، میان رفتن و ماندن، میان آدم‌هایی که آمدن و آن‌هایی که دیگه برنگشتن. اما گاهی، یک نفر درست وسطِ مسیری که از حفظی وارد می‌شه؛ دستت رو می‌گیره، تعادلت رو به هم می‌زنه و باعث می‌شه برای اولین بار از خودت بپرسی: "اگر تمام این سال‌ها، یک مسیر اشتباه رو با بهترین شکل ممکن طی کرده باشم، چی؟" -------- "لعنتی ... دلم برات خیلی تنگ شده" اون صدا... از کجا اومد ؟ دور خودش چرخید و دنبال منبعش گشت اما... هیچکس اونجا نبود ▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ Story Genre: Romance,Psychology,Fantasy,Fluff,Smut🧁 Main Couple: Vkook, Kookv (Verse)👨🏻‍❤️‍💋‍👨🏻 Sub Couples: Yoonmin, Secret🩺 "On Going 🕊️"
Seoul City|سئول سیتی di writerokiko
writerokiko
  • WpView
    LETTURE 2,562
  • WpVote
    Voti 246
  • WpPart
    Parti 14
درحال آپ📌 -موتور سواریت حرف نداره جونگکوک! -سواریمو روی پاهات ندیدی فرمانده. تهیونگ توی یکی از خطرناک‌ترین ماموریت‌هاش که داخل کره‌شمالی بود، مدام خواب جونگکوکی رو می‌بینه که آخرین بار به اصرار خواهرش، باهاش سر قرار رفته بود. درحالی که خودش اون قرار رو بهم زده بود، خواب‌هایی که می‌دید، باعث شد از اون کار پشیمون بشه. چی باعث شد فرمانده کیمی که رغبت به رابطه‌ی جدید رو نداشت، به محض برگشتنش به کره‌جنوبی، بره سر مسابقه‌ی اون پسر و از اون رایدر مسابقه درخواست کنه وارد رابطه بشن؟ خواب سکس با جونگکوک؟ ولی احساسات تهیونگی که قبلا عاشق یک نفر دیگه بود، به عشق با جونگکوک ختم می‌شدن؟ و آیا جونگکوکی که ادعا می‌کنه مدت‌هاست عاشق فرمانده‌ست، داره راست می‌گه؟ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, action, angst, crim, kink, smut, sci-fi. 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: VkooK