We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
mailin9407's Reading List
83 stories
MOIRA by ParklLoey
ParklLoey
  • WpView
    Reads 7,259
  • WpVote
    Votes 1,488
  • WpPart
    Parts 16
Title: Moira Genre: Romance | Drama | Angst | Happy End Main Couple: ChanBaek Written by: Silver Loey Update: Every Thursday Status: Ongoing ______________________________ همه‌چیز از یه تصمیم ساده شروع شد. تصمیمی که معمولی به نظر میرسید طوری که کسی فکر نمیکرد بتونه آینده رو جابجا کنه. فاصله‌ی بین درست و غلط همیشه واضح نیست. گاهی فقط یه قدم اشتباه کافیه تا اعتمادها ترک بخورن و رابطه‌ها شکل تازه‌ای پیدا کنن. اینجا هیچ‌چیز سیاه و سفید نیست..خاکستری قطعا تفسیر درست تری برای رابطشونه. دو مرد با گذشته‌ای که رهاشون نمیکنه روبرو میشن و مجبورن بین موندن و رفتن، حقیقت و سکوت، یکی رو انتخاب کنن. هر انتخاب، بهایی داره حتی اگه دیر فهمیده بشه. بعضی راه‌ها فقط یه‌بار اجازه‌ی عبور میدن و وقتی ازشون گذشتی، دیگه هیچ‌چیز شبیه قبل نخواهد بود. بیون بکهیون حاضر بود همه‌چیز رو ببخشه..فقر، سختی، کتک و دعواهای بی‌پایان و حتی شکسته شدن قلبش رو... اما خیانت؟ نه! "- تو یه شب، هم همسرم رو از دست دادم..هم بهترین دوستم." "- و من، هفت ساله دارم تاوان شبی رو میدم که حتی خیانتی اتفاق نیفتاد." ______________________________
Condition / شرط by suzilv
suzilv
  • WpView
    Reads 9,092
  • WpVote
    Votes 1,155
  • WpPart
    Parts 27
- اگه می‌خوای باهات همکاری کنم باهام سکس کن... - نمی‌فهمم چی میگی؟ - چیزی برای نفهمیدن وجود نداره... بیا با هم وارد یه رابطه بشیم که فقط توش سکس وجود داره... اونوقت من باهات همکاری می‌کنم... کل حرفم همینه - تو دیوونه‌ای ما دوتا پسریم... این نمی‌فهمی؟؟ *** توجه: این فیک بازگردانی فیکی با همین اسم هست. اجازه بازگردانی اثر از نویسنده آن SnowRaven7 گرفته شده
HINATA_روبه خورشید(پایان یافته)  by fafa_hhhh
fafa_hhhh
  • WpView
    Reads 11,852
  • WpVote
    Votes 1,920
  • WpPart
    Parts 57
کاپل:ییژان (ییبو تاپ) ژانر: رمنس،فلاف، امگاورس، تاریخی .. وقتی که خورشید از سمت شرق طلوع میکنه ، هنگامی که اغوش گرمشو بر روی قله های دور دست باز میکنه و نسیم صبحگاه سبزه هارو به رقص درمیاره ؛ من اونجا خواهم‌بود . شیائوژان امگای بازیگوش و سرکشی که تسلیم سرنوشت نشده و بین افسرای سلطنتی جایی برای خودش باز کرده و رویای رییس گارد سلطنتی شدن رو داره ... و ییبویی که سالهاست سرنوشت اون رو از ژان جدا کرده، درجایی و شرایطی متفاوت برای هدفش تلاش میکنه .... تااینکه بلاخره یه روز اتفاقی همدیگه رو میبینن ولی ایا ژان حاضره به یییو کمک کنه تا به هدفش برسه ؟ سرنوشتشون اجازه میده باهم باشن یا دوباره از هم جداشون میکنه؟ پ.ن: تعداد چپترا زیاده ولی کوتاهن #Yizhan #fictional ✨
𝒊𝒕 𝒊𝒔 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒍𝒂𝒕𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒍𝒐𝒗𝒆🍶🔞 by Sadafm_Honarmand
Sadafm_Honarmand
  • WpView
    Reads 36,661
  • WpVote
    Votes 5,119
  • WpPart
    Parts 43
نام فیک: برای دوست داشتن هیچ وقت دیر نیست «It is never too late to love» ژانر: امگاورس، اسمات ، هیستوری ،دراما نویسنده : هنرمند کاپل : لان وانگجی و ویینگ ، وانگشیان نسخه امگاورس آنتمید #Untamed نویسنده فیکشن ییژان «#𝒔𝒆𝒙𝒚_𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆_𝒃𝒖𝒏𝒏𝒚» «کامل شده» ««+ غذا خوردی؟ - خوردم واقعیتش این بود که وانگجی نمیدانست چگونه سر صحبت را با او باز کند و فقط میخاست با او حرف بزند! ویینگ نیم نگاهی به وانگجی انداخت کمی در خودش جمع شد پاهایش را به هم نزدیک تر کرد نگاه ترسیده اش را به زمین دوخت. وانگجی خجالت زده دستش را به سمت چونه ویینگ برد و صورتش را به سمت خودش نزدیک کرد همزمان خودش نیز جلو تر آمد تا لبان سرخ اورا برای بار دیگر بچشد . لبهایش را به لب های او رساند و بوسه صدا داری ازشان گرفت . ویینگ چشمانس را محکم روی هم فشار داد گونه هایش داغ شده بود ، عرق سرد از پشت گردنش می ریخت ، قلب کوچکش دیووانه وار میتپید . وانگجی دستش را پشت گردن او برد و صورتش را نزدیک تر کرد و مک محکمی از لب پایینش گرفت . برای چند لحظه سرش را عقب برد تا چهره خجالت زده اش را ببیند . گونه های سرخ و لبای ورم کرده اش شهوت درونش را شلعه ور تر کرد این بار کمی خشن تر شود ....»»
ᥫ᭡Savages by itscruelladevil
itscruelladevil
  • WpView
    Reads 4,466
  • WpVote
    Votes 708
  • WpPart
    Parts 5
[تمام شده] روایت زندگی یه مشت آدم بی‌تمدن که توی آشغالی دنیا دور هم جمع شدن و نمیتونن بدون فحش و کتک حرفاشون و حالی هم کنن. ᴍᴜʟᴛɪꜱʜᴏᴛ ➻ᴡʀɪᴛᴇʀ | ᴄʀᴜᴇʟʟᴀ ➻ɢᴇɴʀᴇ| ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ʜᴀʀꜱʜ, ꜱᴍᴜᴛ ➻ᴄᴏᴜᴘʟᴇ | ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ
V E N G E A N C E [S1] by TheSuperGirl6104
TheSuperGirl6104
  • WpView
    Reads 485,987
  • WpVote
    Votes 72,515
  • WpPart
    Parts 56
- خلاصه ↓ ورود بکهیون به خونه‌‌ی ویلایی پارک، مساوی میشه با قتل دختر اون خانواده و زندگی شیرین بکهیون، در عرض یک شب، تبدیل میشه به یه کابوس بزرگ و پارک چانیول تبدیل میشه به فرشتهٔ عذابش! ༄•༊Fɪᴄᴛɪᴏɴ : تقاص ༄•༊ Cᴏᴜᴘʟᴇ : Chanbaek ༄•༊ Gᴇɴʀᴇ : Romance , Smut , Mpreg , Angst ༄•༊ Aᴜᴛнᴇʀ: SuperGirl
.• 𝙈𝙖𝙮𝙗𝙚 𝙒𝙞𝙩𝙝 𝘼 𝘾𝙪𝙥 𝙊𝙛 𝙘𝙤𝙛𝙛𝙚𝙚 •. by jasmine_park6104
jasmine_park6104
  • WpView
    Reads 9,489
  • WpVote
    Votes 1,165
  • WpPart
    Parts 1
☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️ ☕ وانشات: شاید با یک فنجان قهوه 🏀 ژانر: رمنس، درام، اسمات. ☕ کاپل: چانبک 🏀 وضعیت: کامل شده ☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️ با عشق برای روز چانبک 💕
.• 𝙍𝙚𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚 𝙏𝙝𝙚 𝙎𝙩𝙖𝙧𝙨 •. by jasmine_park6104
jasmine_park6104
  • WpView
    Reads 141,139
  • WpVote
    Votes 21,730
  • WpPart
    Parts 24
💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖 🌸فیکشن : بازنویسی ستاره‌ها 🌸وضعیت: کامل شده 🌸کاپل : چانبک، مینوو 🌸ژانر:فلاف، رمنس، ددی کینک، اسمات 💗﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🧸☁️𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜💖 پارک چانیول کسیه که از نظر خودش و اطرافیانش از نوترون خالص تشکیل شده و چیزی تو این دنیا نمی تونه اعصاب آرومش رو بهم بریزه! چه اتفاقی براش میفته اگه مجبور به نگهداری از یه کوچولوی شیطانی بشه که با مظلوم نماییش قراره اعصابش رو به چالش بکشه؟!
.• 𝘼𝙩 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙣𝙙 𝙊𝙛 𝙉𝙖𝙢𝙮𝙖𝙣𝙜 𝙋𝙡𝙖𝙞𝙣 •. by jasmine_park6104
jasmine_park6104
  • WpView
    Reads 26,461
  • WpVote
    Votes 4,154
  • WpPart
    Parts 13
🏮﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🎐🍃𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜🏮 🌸فیکشن: در انتهای دشت نامیانگ. 🍃وضعیت: فعلاً متوقف شده 🌸ژانر: تاریخی، رمنس، درام، اسمات 🍃کاپل: چانبک. 🏮﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🎐🍃𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜🏮 عاشقانه ای در دوران چوسان... ولیعهدی که به نقاشی علاقه منده و یک سال در جستجوی استاد مورد نظرش بوده... اما نقاشی فقط بهانه ایه برای عاشق شدن و عاشقی کردن... سرنوشت هایی که بهم گره خوردن و موانعی که به چشم نمیان... داستان عشق ممنوعه ی ولیعهد و نقاش چه پایانی قراره داشته باشه؟
⌈𝗟𝗶𝘃𝗶𝗻𝗴 𝗠𝗮𝗱𝗻𝗲𝘀𝘀⌋ by KuiYangFiction
KuiYangFiction
  • WpView
    Reads 7,594
  • WpVote
    Votes 1,052
  • WpPart
    Parts 39
"چیزهایی هستند که از تنها بودن هم بدترند. اما سال ها طول میکشد تا این را بفهمی و غالبا وقتی میفهمی که خیلی دیر شده و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر نیست." دقیقا زمانی که فکر میکنی همه چیز داره عالی پیش میره یه طوفان سهمگین میاد و تمام باوراتو نابود میکنه. و دقیقا اونجایی که حس میکنی میتونی همه چیز و از اول بسازی میفهمی داری ذره ذره خودتو نابود میکنی و وقتی به خودت میای که دیگه چیزی از روحت باقی نمونده. ꩜𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : Phantom ꩜𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : Romance, Drama, Angst, Smut ꩜𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : ZSWW