........
30 stories
couch by Garexie
Garexie
  • WpView
    Reads 74,975
  • WpVote
    Votes 12,778
  • WpPart
    Parts 85
-انگار برای همیشه توی این خواب گیر افتادم... تو بازم لختی. +صبر کن، من توی خواب‌هات لختم؟! Couple:Yoonjin, Nαmseok Genres:Comedч, slice of life, romαnce, smut, kinky (BD) خلاصه: ده سال رابطه‌ی دوست و هم خونه‌ بودن اونها نمیتونست این حقیقت که رپر به عنوان یه سونا بخار، عاشق یه نویسنده‌ی باکره شده رو پنهان کنه. از اونجایی که توی دنیای نویسندگی؛ هیچ حس دوستی ساده‌ای بین یه کشیش که باکرگیش رو توسط یه قاتل سریالی از دست داده و اون قاتل سریالی که باکرگیش رو گرفته وجود نداره. ‌ Highest rank; - #1 in jingi - #1 in kpop - #1 in namhope - #1 in suga - #1 in slice of life - #1 in soft - #2 in bangtan - #9 in fiction -Top #100 fanfictions
Endless February ~|| Sope Au  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 2,507
  • WpVote
    Votes 411
  • WpPart
    Parts 17
یکشنبه روزی معمولی بود. روزی تعطیل که افرادِ شاغل تمام هفته انتظارِ فرارسیدنش رو می‌کشیدند. روزی که زوج‌هایی که به تازگی باهم وارد رابطه شده بودند، سر قرار می‌رفتند و با هدایایی همدیگه رو سرِ ذوق می‌آوردند. روزی که خانواده‌ها دور هم جمع می‌شدند و بوی غذا و صدای خنده‌ها حیاطِ پشتی‌ایشون رو پر می‌کرد. روزی که بچه‌ها از شادیِ تمام شدن تکالیفشون به بازی با عروسک یا حیوانات خانگی‌ایشون مشغول می‌شدند و دقیقا همون روزی که خبر یک جنایت ریشه‌ی ترس رو در دل‌های زیادی گره زد. روزی که مین یونگی، افسر عالی رتبه و خلبان تک‌خال سابق جت‌های نظامی به جنایتی اعتراف کرد و همه‌ی اخبار و مقالات از پیدا شدن قاتل دو مرد که مدتی پیش به قتل رسیده بودند، خبر دادند. همه‌ی این‌ها در یک یکشنبه‌ معمولی اتفاق افتاده بود. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: فوریه بی‌انتها 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: جنایی، روانشناسی، عاشقانه
Moonchild ~|| Sope, Namjin Au [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 46,030
  • WpVote
    Votes 7,555
  • WpPart
    Parts 31
هوسوک پرستار حیواناتِ خونگیه. اون زمان زیادی رو توی خونه ی غریبه ها میگذرونه، با گربه ها بازی میکنه و برای دوست داشتنی ترین انسانِ گربه‌نما، رپرِ بزرگ اگوست‌دی فن بویی میکنه. صفحه ی مسیح های یونگی دفترِ خاطراتِ امنِ هوسوکه، یا حداقل فکر میکنه که هست، تا اینکه پیام هاش توسط رپر خونده میشه. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: فرزند ماه 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ، نامجین 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: فلاف، اسمات، عاشقانه 𖦹Cover by: @uglyndepressed - Gazelle [00.11.06] 🥈 In #Soft
My Homophonic Roommate ~|| Sope Au Persian Translation by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 7,535
  • WpVote
    Votes 1,455
  • WpPart
    Parts 23
آخرین چیزی که هوسوک انتظار داشت، هم‌اتاقی شدن با یونگی، پسرِ مدیر دانشگاه، یک پسر بد هموفوبیک، مغرور و دخترباز بود. هوسوک، به عنوان کسی که در خفا گی بود و از یک خانواده مذهبی می‌اومد، سعی داشت سر راه یونگی نباشه، حتی اگر پنهانی، هم‌اتاقی‌اش که پسر بدی بود و هیچی نبود جز یک دردسر رو، ستایش می‌کرد. در نظر یونگی، هوسوک آدم حقیریه. اون هیچی نیست جز یک پسر گی عجیب و غریب و عینکی. ولی چه اتفاقی می‌افته وقتی که اون عاشق هم‌اتاقی گی‌اش می‌شه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: هم‌اتاقی هموفوبیک من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، کالج‌لایف، عاشقانه، اسمات 𖦹 writer: @Lazysince1998 🥇 In #yoonseok
THE SOUND OF WAR - sope  by letssope
letssope
  • WpView
    Reads 22,754
  • WpVote
    Votes 4,465
  • WpPart
    Parts 21
وضعیت : به پایان رسیده خلاصه : هوسوک پیانیستی که سرباز جنگی ایی که باعث بیخانمان شدنش میشه جانش رو نجات میده و خیلی دیر متوجه حسی به اسم عشق میشه ، حالا باید تصمیم بگیره ! مرگ یا دوباره نواختن؟ کاپل: سپ ، یونسئوک کاپل فرعی: ویکوک ، نامجین ، کوکمین ، ویمین و.... از فن فیکشن حمایت کنید ⁦🕊️⁩
GLASS ROSE | S2 - SOPE  by letssope
letssope
  • WpView
    Reads 9,296
  • WpVote
    Votes 1,723
  • WpPart
    Parts 26
وضعیت : به پایان رسیده 🔴 نقاشی که با تابلو هاش خاطرات زندگیش رو به دیگران میفروشه نویسنده ای که به گناهاش توی کتاب هاش اعتراف میکنه پسری که خودش رو فراموش کرده ولی قلبش رو نه و سایه ای که هیچ وقت قرار نیست اونهارو ترک کنه مین یونگی یک نقاش مشهور یا تبهکار فراموش شده؟ + فصل دوم 🔺 + کاپل : سپ ، تهکوک + ژانر : معمایی ، رمنس ، برومنس ، مافیا ، اسمات + روز های آپ : یکشنبه و پنجشنبه با حمایت هاتون انگیزه رو برامون بجا بذارید 🕊️ ⭐ 1 ~~~ hopegi
Love Is About Trust by Gol_queen
Gol_queen
  • WpView
    Reads 11,296
  • WpVote
    Votes 1,735
  • WpPart
    Parts 41
-عشق همه اش درباره اعتماده. انقدر به طرف مقابل اعتماد پیدا می کنی که با وجود تمام علامت های خطری که دور و برش هست قلبتو دو دستی تقدیم اش می کنی چون مطمئنی بهش آسیب نمی زنه. -اما من به تو اعتماد ندارم. -می دونم اما بازم می خوام قلبمو پیشکش ات کنم. چون من خیلی دوست دارم. ******* کاپل: سپ ژانر:رمنس شروع آپ:اوایل اسفند
𝒍𝒐𝒔𝒕 𝒉𝒐𝒑𝒆 by atlas134340
atlas134340
  • WpView
    Reads 901
  • WpVote
    Votes 140
  • WpPart
    Parts 8
زندگی جانگ هوسوک توی دو چیز خلاصه می شد. سخت کوش بودن و تنها موندن. پسری که برای به دست آوردن رویاهاش از خونه و خانواده اش گذشت. اما سوالی که پسرک هر روز از خودش می پرسید این بود: آیا رویاهاش ارزشش رو داشتن که الان توی تنهایی خودش غرق بشه؟ پیدا کردن جواب این سوال زمانی براش خیلی مهم شد که هوسوک خودش رو بین تمام شلوغی های شهر تنها پیدا کرد. ژانر: انگست/ روزمره/ کاپل: سپ/ مخفی شروع: ۱۴۰۳/۹/۱۶ پایان: ۱۴۰۳/۱۱/۷ تمام شخصیت ها ساختگی هستن و هیچ ربطی به صاحب واقعی اسم ها ندارن!
'چشم چران' 𝙇𝙚𝙘𝙝𝙚𝙧  by LiCHEERY
LiCHEERY
  • WpView
    Reads 8,517
  • WpVote
    Votes 1,361
  • WpPart
    Parts 14
"ازدواج اجباری" جین وارث یه خانواده ثروتمنده که بعد از مرگ پدربزرگش همونطور که ازش انتظار میرفت وارث میشه همه‌چیز خوب پیش میره تا یکروز میفهمه مسئولیت جدیدی بهش تحمیل شده و اون ازدواج با پسری شهریی که فقط دورا دور ازش شناخت داره.... به اجبار ازدواج کردن و زیر یه سقف رفتن میتونه خوشبختش کنه؟ Gnare:romance,angst,smut🔞 Couple:taejin,(?) Update:tuesday Start:23/1/17 Writer:LICHEERY لطفا اگر این فیکشن رو میخونی ووت و کامنت رو فراموش نکن💙 در این فیکشن از الفاظ رکیک استفاده میشه اگر شخصیتها خشونت و خصوصیت اخلاقی بد و منفور داشته باشن به هیچ عنوان قصد توهین بهشون نیست امیدوارم از داستان لذت ببرید
[ SiLeNuS ] by luna_se
luna_se
  • WpView
    Reads 40,766
  • WpVote
    Votes 9,997
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] یک روز به خودم اومدم و فهمیدم که خیلی وقته تمام افکارم متعلق به توعه . به هر چيزي که فکر مي کردم راجب تو بود ، به هرجايي که نگاه مي کردم تو رو مي ديدم ، احساس گیج کننده ای بود .... وبعد فهميدم ... من فهميدم که شايد يونا رو دوست داشته باشم ولي اين اون حسي نيست که به تو دارم ... اون يک دوست داشتن آروم و ملايم بود مثل حسي که به جيمين دارم مثل احساسات یک نفر به صمیمی ترین دوستش ، ولي چيزي که راجب تو بود ديوونه کننده بود . تو باعث مي شدي که من کنترلم رو از دست بدم ... تو باعث مي شدي که با فکر کردن به کوچک ترين رفتار و حرکاتت لبخند بزنم ، تو باعث مي شدی که بخوام براي لبخند زدنت هر کاري انجام بدم .