Disguise ⛓🥀
جونگکوک، وارث گروهِ جئون.
کسی که به اجبار پدربزرگش باید سر قرارهای از پیش تعیین شده میرفت تا با ازدواجش بتونه به دنبال خودش وارث جدیدی بیاره!
اما همه چیز وقتی بهم خورد که برای فرار از این ازدواج به دروغ گفت:
"من گِــــی ام!"
و حالا تهیونگ، پسر سرد و بیاحساسی که اتفاقی توی رستوران باهاش دعوا کرد، کسی بود که در ازای پول باید نقش دوستپسرش رو بازی میکرد!
Couple: Taekook - Secret
Genre: Smut - Comedy - Criminal
Writter: YASNA
Channel: V_kooki
بیا بیرون،نمیای نه؟پس خودم میام و از اون اتاق لعنت شده میارمت بیرون!در رو باز کن میگم این در کوفتی رو باز کــــن،چرا من رو نمیبینی؟نمیبینی همینجوریش هم نابود شدم؟در رو باز کن اون اتفاق شوم...اون اتفاق منم نابود کرد ولی بیا دیگه دعوا نکنیم ازت خواهش میکنم.
_نویسنده: دل
ژانر: امگاورس،انگست، درام
شخصیت های اصلی:کوکوی به همراه اعضای استری کیدز
دو فصل
فصل یک پایان یافته✔️
(فیک طولانیه و قراره باهاش زندگی کنیم پس برای خوندش وقت بذارید♡)
دیلی: akuxmaa@
[ این فیک تنها در واتپد آپ میشه پس کپی از متن یا ایدهها ممنوع❌️❌️❌️❌️]
توجه داشته باشید صرفا از اسم اعضا استفاده کردم تا راحت تر بتونید شخصیت هارو به تصویر بکشید و اتفاقات این فیک هیچ ربطی به اعضا و زندگی شخصیشون نداره و این فقط افکار نویسندست~
پایان یافته
--------------------
"ان-انقدر به من نگو پ-پرنسس! من پرنسس نیستم!"
"راست میگی بیبی. تو پرنسس نیستی. چطور میتونی پرنسس باشی وقتی قراره ملکه من بشی، درسته؟"
--------------------
[داستانی درباره جئون جونگکوک هایبرید که موقع خودکشی در آغوش پادشاه شیاطین کیم تهیونگ میافتد. چیزی که انتظارش رو نداره اینه که پادشاه شیاطین عاشقش میشه و اونو ملکه خودش مینامد.]
--------------------
Writer: yyyuehyyyie
Translator: Pablo
--------------------
مترجم: پابلو
کاپل :ویکوک
کاپل های فرعی:؟
ژانر:انگست .bdsm. رمنس . روانشناسی . ارباب برده ای . هپی اند . اسمات. مافیایی
روزهای آپ :یکشنبه
جونگکوک پسری که به دلیل گی بودنش از خونه طرد میشه و مجبور به کار کردن برای عموش میشه تا بتونه برای خودش خونه بگیره ولی چی میشه اگر متوجه بشه که عموش برای نجات جون خودش بخواد اون رو بفروشه!؟
__________________________________✞︎
با برداشتن شلاق به سمت بدن پسر روی تخت حرکت کرد و شروع کرد به ضربه زدن ، با اولین ضربه داد پسر بلند شد
+هققق خواهش م..میکنم ولم کنننننن ..ا.این درد داره خواهش میکنم من برده نیستم
تهیونگ همونطور که داشت با شلاق نازک روی کمر و رون های کوک ضربه میزد ، دست از شلاق زدن پسر دست برداشت و بدون جواب دادن به التماس های کوک به سمت کمد رفت و بعد از برداشتن گگ و تیغ به سمت پسر برگشت ، جونگکوک با دیدن گگ و تیغ دست مرد که ارباب اینجا بود به خودش لرزید شروع کرد التماس کردن
+خو..خواهش میکنم به من کاری نداشته باش هق من مال تو نیستم من برده تو نیستم
تهیونگ بدون توجه به پسر با بستن دهن پسر مانع شنیدن صداش شد ، به سمت پاهای برهنه پسر رفت و بین زانوهاش نشست و با گرفتن تیغ و کشیدن اون روی رون های سفید، پسر داد بلندی زد که پشت گگ خفه شد ، و اینجا تنها صدایی که سکوت اتاق رو میشکست صدای خنده
زاده شُدم از نو
و تو پای گذاشتی به ابدیت من :)
و دستان پر مهرت را ستون دیوار های پوسیده ی
ابدیتم کردی!
ابدیتم را باور کن
باور کن و با من بمان
بمان تا ابدیتمان ابدی تر شود
ابدیت من و تو هیچ کس را دخل نیست
بیا در کنار هم ابدیتمان را بسازیم💜
#ساجد بهشتی
Couples:
Vkook🍃
Namjin🌼
Hopmin💫
{Persian translation}
تو منو بوسیدی ! بوسهای که بعدش فورا گفتی یک "اشتباه" بوده .
بوسهای که من همیشه دلم می خواست اتفاق بیوفته ، بالاخره اتفاق افتاد !
ولی تو گفتی که یک "اشتباه" بوده و با یک عذرخواهی از خونه بیرون زدی .
کوکی ،
میتونم بهت اطمینان بدم که من باهاش مشکلی نداشتم ؛ اون بوسه برای من یک "اشتباه" نبود .☄️🥀
چهل شبانه روز
و انسان آفریده شد.
خدا تعظیم خواست
انجام شد
در کمال ناباوری اما ایستاد کسی
شیطان
که معشوقه خدا بود.
❤︎꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂꧁❤︎꧂❤︎
ژانر✵
رمنس، فانتزی
کاپل✵
تهکوک
امضا✵
الهه ای که عاشق ماه شد، آستریا.
کاور از دوست عزیزم
@MOONCHILD_leveretTK