Napelon22
- Reads 815
- Votes 278
- Parts 33
خلاصه فیک :
تهیونگ یک مرد تنها و دیوونه است که توی شهرک [ فراموش شده] زندگی میکنه .
جونگکوک که تازه وارد این شهرک شده ، همسایه تهیونگه و با رایحه دارچین متوجه حضورش میشه .
همه چیز از جایی شروع میشه که تهیونگ مدت زیادی به نقاشی توی موزه خیره است و این موضوع ، توجه کوک رو جلب میکنه.
چی میشه اگه مردی رو ببینی که توی دنیای آلیس در سرزمین عجایب گیر کرده و روی سر تو ، یک کلاه بزرگ میبینه ؟
کرم ها ، گل های سخن گو ، گربه هایی که ناپدید میشن و خرگوشی که همیشه دیرش شده .
ولی اگه همه اینها تصادفی نباشه چی ؟
من میتونم قبل از خوردن صبحونه ، شیش تا چیز غیر ممکن رو بشمورم .
ورق اینبار بازی جدیدی رو شروع کرده ♤♡◇♧