↞کاپل: هیونسونگ (استریکیدز)
↞ژانر: طنز، فلاف، فانتزی
↞نویسنده: cygnus (sunsprite)
"فکر میکنی خودم نمیخوام از اینجا برم بیرون؟" جیسونگ بالهاش رو به کار انداخت تا از روی زمین بلند شه و درحالی که تو هوا معلق بود پاهاش رو به حالت نشسته روی هم گذاشت. "من تو این خوکدونی گیر افتادم تا وقتی که تو عاشق بشی هوانگ هیونجین. پس سر عقل بیا و زودتر عاشق شو دیگه!"
یا: جیسونگ به عنوان یه فرشتهی عشق با سخت ترین ماموریت عالم ملکوت دست و پنجه نرم میکنه. عاشق کردن هوانگ هیونجین.
🎈اخطار(؟)🎈
تعداد فحشهای این فیکشن به بینهایت میل میکنه. پس اگه از بیادبی خوشتون نمیاد فکر نمیکنم این فیکشن مورد علاقتون واقع شه. یا شایدم بشه...
•°. *࿐𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥
"ام خب ببین تو خیلی آدم خوبی هستی و کاکائو داغ خوشمزه ای درست میکنی... ولی کل این قضیه لب و اینا- ببین وقتایی که تو به لبام خیره میشی متوجه میشم و حقیقتش این خیلی رو م-"
"آه ببخشید، ممکنه درخواست عجیبی باشه ولی میشه سرت رو بالا بگیری؟" مینهو همونطور که سرش رو کج کرده بود ادامه داد "آخه باید لب خونی کنم وگرنه نمیتونم بفهمم چی میگی"
•°. *࿐𝑃𝑒𝑟 𝑇𝑟𝑎𝑛𝑠𝑙𝑎𝑡𝑒