من سقوط كرده بودم،ته چاهِ نااميدي
نعره ي عريون مرگو تو تو اون دره شنيدي
تنِ من به جاي دره توي اغوشِ تو افتاد
اشكِ حسرتت چكيدو پلك بسته مو تكون داد
من ميخوام مال تو باشم،توي خواب تو بمونم
چي تو چشماي تو ديدم؟نميدونم..نميدونم
سوفیا" نام و داستان زندگی دختریه که افسردگیش تمام لحظات زندگیش رو در بر گرفته
اما یه مرد میتونه معادلات آدمو بهم بریزه؟
مثلا جای زخمات رو بفهمه و دقیقا جوری پانسمانش کنه که دیگه خودِ قبلیتو یادت نیاد.
2020 - Completed
دختری که بخاطر پول وارد رابطه ای میشه که راه برگشتی توی اون وجود نداره...
* اگه از خوندن صحنه های باز و خشن و الفاظ رکیک و روابط bdsm خوشتون نمیاد این رمان توصیه نمیشه *
2021 - Completed
بخشش میتونه قشنگ باشه
اما لذت بخش تر از دیدن زجر کشیدن کسی که زندگیتو تبدیل به جهنم کرده نیست!
من تمام زندگیم سعی کردم آدم خوبی باشم!
و حالا، تبدیل به آدم بده ی این داستان شدم...
-فصل ٤ ردوولف📔
"دومی، اولی نیست"
•| اتمام یافته|• مردی با دستانی آلوده به مرگ، مجبور به همراهیِ معشوقهای اجباریست!
آیا معشوقهی تازه، قادر به لمس تاریکی آن روحِ زخمی است؟
یا اینکه خودش، همان آتش خاموشیناپذیریست که قرار است بسوزاند و روشنایی بیاورد؟
در دالانهایی پر از راز، جنون، و حادثه،
گاهی عشق نه نجات است، نه نابودی؛
بلکه پیچیدهترین کابوس مشترک است...
_ جونگکوک (استریت)
ویمین (کاپلی)
به قلم ایوا🍃
My Life : زندگی من
ژانر : عاشقانه - درام - انگست - اسمات
با تمام زوری که داشتم کنارش زدم
+تمومش کن... تمووومش کن...
بدنم میلرزید و صدام هم به لرزه افتاده بود
+معشوقه،واقعا من معشوقهی توام؟؟ خودت هم میتونی همچین چیزایی رو باور کنی!!... واقعا داری از روی احساساتت حرف میزنی؟!.... ازم انتظار داری اینارو باور کنم؟.. همینو میخوااااای؟؟ میخوای که منو عذاب بدی؟ آررره؟؟
بیشتر عصبی شد.
-همین الان از اینجا برو بیرون
✔#1 jungkook