Ziam
38 story
Travel To Love (Ziam) بقلم Setareeh181
Setareeh181
  • WpView
    مقروء 108,474
  • WpVote
    صوت 13,933
  • WpPart
    أجزاء 82
چهار ساله همه ازش متنفرن... پدر... مادر... برادر... حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو به درد میارن... فقط و فقط به جرم بی گناهی... بی گناهی که تو دادگاه همه گناهکاره... تا اینکه بالاخره بعد از چهار سال غریبه ای رو میبینه که از هر آشنایی براش آشنا تره... یا شاید هم آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره... خودش هم نمیدونه... ولی این میشه نقطه ی آغاز دوباره ای برای داستان زندگی اون...
Written by heart بقلم sogandiiiiii
sogandiiiiii
  • WpView
    مقروء 444
  • WpVote
    صوت 152
  • WpPart
    أجزاء 13
دور بودن از تو؟بهم اعتماد کن مرد،خود جهنمه
paint (ziam, Persian Translation) [COMPLETED] بقلم MaedehMousavi1
MaedehMousavi1
  • WpView
    مقروء 32,481
  • WpVote
    صوت 6,502
  • WpPart
    أجزاء 33
"خيلي آشفته اي، بذار درستت كنم" -چي رو ميخواي نقاشی كني؟ +تورو ترجمه فف paint اثر @boytoys کاور از دوست خوبم نازنین @nazanin_0 که چیزای بی نظیری مینویسه و خیلی ازش ممنونم گایز این اولین تجربه ی منه و امیدوارم دوسش داشته باشین💜 هر نقد و پیشنهادی رو هم بیاین بگین 😉 اینستا maedeh___mousavi_ تلگرام masamoho فف همزمان تو چنل zeeyuum در تلگرام هم آپ میشه
LIGHT RED بقلم Neruos
Neruos
  • WpView
    مقروء 81,309
  • WpVote
    صوت 13,072
  • WpPart
    أجزاء 46
I'm Devil And Evil Lust is In Your Veins Ziam Mayne ⌲ Fan-Fiction By: sören Update: Completed
+20 أكثر
fool for you(book2&3) (ziam) بقلم setidarcy
setidarcy
  • WpView
    مقروء 207,677
  • WpVote
    صوت 32,012
  • WpPart
    أجزاء 63
اونا تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کردن اما به این آسونی هام نبود
Diplomat ~ by : Atusa20 بقلم atusa20
atusa20
  • WpView
    مقروء 198,068
  • WpVote
    صوت 33,531
  • WpPart
    أجزاء 63
-من نخست وزیرم لیام...این مسخره بازیو تمومش کن +تو نخست وزیری منم همسر نخست وزیرم...این بحثم همینجا تمومه a story by : Atusa20 No. 1 in fanfiction 😎
Feel Me بقلم ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    مقروء 171,537
  • WpVote
    صوت 15,590
  • WpPart
    أجزاء 55
@SAaraah__1995
No Homo [Ziam | Persian Translation] بقلم ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    مقروء 50,029
  • WpVote
    صوت 5,787
  • WpPart
    أجزاء 24
زین: دیکمو ساک بزن مرد زین: اما با این حال منظوری ندارم داداش { جایی که زین و لیام بهترین دوستای هم دیگه ن اما کارایی میکنن که دوستا نمیکنن } {کتاب عکس داره و باید آنلاین خونده بشه} Translated by : @IWontBeTheOne & @_blueshift
My weakness {Z.M}  بقلم zahra_284
zahra_284
  • WpView
    مقروء 53,940
  • WpVote
    صوت 6,368
  • WpPart
    أجزاء 46
-کاش میشد ازت بگذرم! +نمیتونی...نمیتونم! -چرا؟ +چون ما نقطه ضعف همیم! . . . ....ولی تو نقطه قوت منم هستی! Ziam💛❤
+13 أكثر
maybe tomorrow   شاید فردا بقلم Farapo21
Farapo21
  • WpView
    مقروء 32,374
  • WpVote
    صوت 8,177
  • WpPart
    أجزاء 85
[ کامل شده] هیچ وقت به سرنوشت اعتقادی نداشتم . همه چیز برای من بوی اجبار میداد . در سرنوشت کسی شبیه به من ، حتی آزادی هم اجباری بود ☆☆☆ زیام *‌ لیام تاپ * تاریخی _ عاشقانه_انگست_ هپی اندینگ *اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند*