وانگشیان
31 verhalen
Hold Me Close (Sakuhina) door Espumamarina
Espumamarina
  • WpView
    reads 31,860
  • WpVote
    Stemmen 3,760
  • WpPart
    Delen 18
Sakusa kyoomi nunca había deseado tener a alguien tan cerca, tomar su mano y sostenerlo en sus brazos ¿Que tenia de especial todo eso? Pero todo eso cambio cuando conoció a cierto joven de cabello anaranjado y bella sonrisa. Posibles spoilers del manga Ningún dibujo me pertenece, créditos a sus artistas.
MDZS STORIES  door silverdarts
silverdarts
  • WpView
    reads 16,616
  • WpVote
    Stemmen 393
  • WpPart
    Delen 4
stories,au,post canon, just stories for characters that we love I just want them to be happy is that too much to ask?
Hotel Suibian / هتل سوییبیان door Lotus_WX_YX
Lotus_WX_YX
  • WpView
    reads 14,059
  • WpVote
    Stemmen 2,897
  • WpPart
    Delen 75
یه‌هتل خاص با سر آشپزی آلفا و خاص تر و مدیری امگا و جذاب قراره چه اتفاقایی بین سرآشپز معروف لان وانگجی و مدیر وی ووشیان بیفته؟
lovely life  door Mhd_wangxin
Mhd_wangxin
  • WpView
    reads 13,171
  • WpVote
    Stemmen 2,012
  • WpPart
    Delen 14
وقتی که رهبر قبیله یونمنگ جیانگ از استاد بزرگ قوم گوسو لان ، لان چیرن ، میخواد که دوباره به پسراش آموزش بده ، وی ووشیان چجوری میتونه امگا بودنش رو پنهان کنه ؟ موفق میشه که بتونه امگا بودنش رو در قبیله ی گوسولان ، قبیله ای که معتقد به آزاد گذاشتن فورمون های طبیعی هر دسته هستن ، مخفی نگه داره؟ برشی از داستان : _ فردا بعده اموزشون آماده باشید که تنبیه تون رو انجام بدین _ رابطه داشتن دو تا الفا توی مقر ابر ممنوعه مهم ترین قانون در گوسولان + دقیقا به چه دلیل مزخرفی فکر کردی من و برادرم با هم تو رابطه ایم؟ _ از اونجایی که دوتا برادررر هم رو نمیبوسن Wangxian Xicheng omegavers
وانشات { آرامش } door Mhd_wangxin
Mhd_wangxin
  • WpView
    reads 2,199
  • WpVote
    Stemmen 284
  • WpPart
    Delen 3
برشی از وانشات : لان وانگجی وی ووشیان رو از بغلش در آورد و گفت: با من به گوسو برگرد وی ووشیان خواست حرفی بزنه که لان وانگجی با گذاشتن انگشت اشاره روی لبای وی یینگ نذاشت و ادامه داد : به عنوان همسرم با من به گوسو برگرد ... وانگجی هیچ وقت احساسات ش رو بروز نمیداد اما به خاطر وی ووشیان از طلوع تا غروب آفتاب بالای صخره ای که ییلینگ لائوزو ازش پرت شده بود وایساده بود و با بهت و ناباوری مثل مجسمه به پایین صخره خیره شده بود و قطره های اشکش روانه ی صورتش شده بود ... اگه مثل گذشته ها بود میرفتم ازش در مقابل سگا محافظت میکردم این قولی بود که بهش داده بودم و همیشه بهش عمل کردم اما اون نه اون بد قولی کرد زد زیر قولش تنهام گذاشت زمانی که بهش احتیاج داشتم دستمو ول کرد زمانی که باید کنارم میموند رفت زمانی که باید به قولش عمل میکرد نکرد چرا من باید به قولم عمل کنم ؟ وانگشیان ژوییلینگ شیچنگ
Wangxian- Yizhan one shots door FloconDeNeige_
FloconDeNeige_
  • WpView
    reads 22,155
  • WpVote
    Stemmen 3,132
  • WpPart
    Delen 17
مجموعه ای از وان شات های وانگشیان و ییجان ~
don't ever trust the Devil!!! door YasiSH83
YasiSH83
  • WpView
    reads 1,647
  • WpVote
    Stemmen 170
  • WpPart
    Delen 1
یه وانشات هالووینی و وانگشیانی💜💀🎃🔞🔞🔞
when we meet again door parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    reads 40,165
  • WpVote
    Stemmen 6,900
  • WpPart
    Delen 28
وقتی که دوباره دیدمت... تو همون نگاه اول شناختمت... تو رو نمیدونم اما من سیزده سال تمام به فکرت بودم
+6 meer
mo dao zu shi:start Over door Negin1234r
Negin1234r
  • WpView
    reads 53,695
  • WpVote
    Stemmen 6,480
  • WpPart
    Delen 25
در من گرگی است زخمی و خسته از نبرد های پی در پی برای زندگی در گوشه ی غاری نشسته و زخمهایش را می لیسد! وای از روز انتقام... همه را غار نشین خواهم کرد!...
rebirth door parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    reads 18,733
  • WpVote
    Stemmen 3,036
  • WpPart
    Delen 12
زندگی خیلی کوتاه تر از اونیه که فکر میکنی... تا به خودت بیای... تموم شده و رفته... زندگی همیشه دوباره شروع نمیشه... پس تا زمانی که وقت داری... بهش بگو... که دوستش داری💔 به عنوان یه تجربه قبولش کن... چون من نگفتم...