Harry Potter 🦉🕯️
7 historias
Manacled (dramione)+¹⁸ por ghazal_hp
ghazal_hp
  • WpView
    LECTURAS 20,311
  • WpVote
    Votos 2,049
  • WpPart
    Partes 44
هری پاتر مرده! پس از جنگ ولدمرت برای تقویت دنیای جادویی قانون زاد و ولد اجباری رو تصویب کرده. رازی از محفل ققنوس در اعماق مغز هرماینی گرنجر نهفته و به همین دلیل اون رو به عنوان یه برده به پیش مقامات بالا میفرستن تا رازش رو به یاد بیاره. نویسنده: senlinyu@
Bloody band {Dramione} por hasti_irt
hasti_irt
  • WpView
    LECTURAS 7,822
  • WpVote
    Votos 771
  • WpPart
    Partes 24
" ما آدم های بیگناهی نیستیم بیبی گرل، اما جنایتکار هم نیستیم " " We are not innocent people baby girl, but we are not criminals either " دریکو لوسیوس مالفوی، اونجوری که همه فکر میکردن بیگناه نبود. اون آدمی که همه به عنوان پسر بزرگ خاندان مالفوی، وارث شرکت عطر گل سرخ میشناختن نبود. اون رییس یکی از بزرگترین باند های مافیایی جهان، باند بلود باند (باند خونین) بود‌. یکی از بی احساس ترین، سادیسمی ترین و بهترین آدمکش جهان... اما چی میشه اگه یه باند تازه کار بخواد اون رو زمین بزنه؟ باندی که با اینکه تازه شروع به کار کرده ولی حسابی ترکونده، باندی که برای همه یه خطر محسوب میشه... باند وایت وولف (گرگ سفید) که رییسش ... یه زنه. حالا دریکو باید با حقیقت هایی که پشت در های بسته ی گذشته بسته شده رو به رو بشه، احساساتی رو تجربه که کنه تا حالا تجربه نکرده، دوباره از اول شروع کنه تا بتونه زنده بمونه. 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞 🔗 𝐃𝐚𝐫𝐤, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐓𝐨𝐫𝐭𝐮𝐫𝐞 🌚 Write by me!✨
Sweet curse(+۱۸) por fatemeomr
fatemeomr
  • WpView
    LECTURAS 2,555
  • WpVote
    Votos 286
  • WpPart
    Partes 10
هرماینی دختری معمولی که در لندن زندگی میکند و تصمیم دارد برای قبولی در دانشگاه درس بخواند اما اتفاقی ساده باعث میشود تمام زندگی او تغییر کند! اتفاقی به سادگی ریزش موهایش! اما همین اتفاق باعث میشود او درکیر نفرینی شود! نفرینی که نمیداند باید او را شوم در نظر بگیرد یا شیرین! اما این نفرین هرچه هست..انگار باعث شده است هرماینی تبدیل به تنها انسان باقی مانده بر روی زمین شود!
𝑻𝒉𝒆 𝑨𝒖𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 (translation) por yegi_q3
yegi_q3
  • WpView
    LECTURAS 4,318
  • WpVote
    Votos 452
  • WpPart
    Partes 12
در پی پیروزی دارک لرد بر هری پاتر ، اون هایی که شکست خوردن باید جایگاه جدید خودشون و یاد بگیرن. هرماینی گرنجر ، دختر درخشان قدیمی ، اسیره و جزوی از دارایی های یک انسان شده. به عنوان جایزه ی برتر در حراج اعضای سفارش دهنده و هواداران به بالاترین قیمت فروخته شد. او به دستان هار و منتظر مرگخواران وارد میشه ، اما با وجود وحشت های دنیای جدید ولدمورت ، به نظر میرسه کمک و امید از بعید ترین مکان ها بلند میشه. درحال ترجمه... نویسنده : @lovesbitca8
Hell but beautiful {Dramione} ⁺¹⁸ por Dreamer066
Dreamer066
  • WpView
    LECTURAS 197,234
  • WpVote
    Votos 15,938
  • WpPart
    Partes 115
عشق بین پرنس اسلیترین و باهوش ترین دختر گریفیندوری ... گاهی آنقدر نگاهت را روی زمین نگه میداری که متوجه نمیشوی ، به دروازه های جهنم رسیدی ... حتی وقتی گرمای شعله های اتش را احساس میکنی نیز متوجه نمیشوی ، حتی وقتی بوی دود را میشنوی ... حتی وقتی خوده شیطان به استقبالت می‌آید . " مگه میشه جهنم هم برات قشنگ باشه ؟ " " همجا با تو برام قشنگه , حتی اگه اونجا جهنم باشه . " داستانی از تضاد تاریکی و روشنی ... از نفرت هایی که به عشق تبدیل شدند ... از ماجرا هایی دردناک ، شیرین و حیرت انگیز ... داستانی پر از معجزه ، درک ، امید و بخشش ♥︎ این همان جهنمی است که میسوزاند ، ذوب میکند ، میکشاند اما همچنان زیبا است . 《 ⁺¹⁸ Hell but beautiful 》 ♡ Draco + Hermione‌ ♡ genre : " Romantic ، adventure ، Harry Potter ، +18 ..." ❌ تکمیل شده ❌
The monster inside+18 por fatemeomr
fatemeomr
  • WpView
    LECTURAS 4,136
  • WpVote
    Votos 429
  • WpPart
    Partes 18
هری پاتر درحال نبرد با ولدمورت بود که ناگهان اتفاقی عجیب افتاد! هرماینی دوست صمیمی هری...طی اتفاقاتی تغییر کرد و تبدیل به دست راست ولدمورت شد! اما چه چیزی باعث این تغییر شد؟ _______ +تو....تو..تو گفتی دوستم داری!؟ _و تو احمق باور کردی! __________ +چه اتفاقی افتاد؟تو چیکار کردی؟ _کشتمش!
"𝐑𝐞𝐭𝐮𝐫𝐧"(+18) por Ryhn_iw
Ryhn_iw
  • WpView
    LECTURAS 15,633
  • WpVote
    Votos 1,396
  • WpPart
    Partes 31
"Fanfiction" دوسال بعد از جنگ، شکست دارک لرد بر هری پاتر موجب تغییر توی روند زندگیِ خیلی ها میشه. اما شادیِ پس از جنگ موندگار نیست. دارک لرد برمیگرده. و اینبار قدرتمندتر از قبل، کارت های رو نشده ی زیادی برای بازی توی دست داره. در این بین که همه مجبورن دوباره به پسر برگزیده و دوستانش تکیه کنن، دریکو مالفوی، پسری که حق انتخاب نداشت، شاهزاده ی پلاتینیِ اسلیترینی که درست وسط این دریای سیاه و نحس دست و پا میزنه، از خودش میپرسه "آیا پسر برگزیده میتونه به کمک اونها بیاد؟" دریکو منتظر نجات پیدا کردن نیست. اون دنبال یک قهرمان نیست. اما آیا اون به اندازه ی پسری که زنده موند قدرتشو داره؟ آیا این پسر هم میتونه زندگی و یک بار دیگه به دنیا برگردونه؟پسری که حق انتخاب نداشت حالا میتونه از خودش و جون عزیزاش محافظت کنه؟ _ تو منو یاد خودم میندازی. _ من هیچوقت ندیدم که تو تنها به نظر بیای. _ چون تو از تنهایی میترسی و من ازش لذت میبرم. در این بین دریکو مالفوی و هرماینی گرنجر طی یک اتفاق مجبور به زندگی باهم دیگه میشن. و این یک شروع برای ادامه ی چیزی ست، که سال ها پیش به وجود اومده. "میخوام اینو بدونی که هیچ هیولایی یه گوشه واینمیسته تا دست بقیه به پرنسسی که باید ازش مراقبت کنه، بخوره." "ᗪᖇᗩᗰIOᑎᗴ"