رنزننق
4 stories
Fire Victim (COMPLETED) 🔥 by hniMG_
hniMG_
  • WpView
    Reads 9,339
  • WpVote
    Votes 1,540
  • WpPart
    Parts 29
وقتی که به خاطر یه اشتباه به زور برده ی کسی که نمیشناسی بشی با تمام بی رحمی هاش عاشقش بشی ولی دیگه نمیتونی از این سرنوشت فرار کنی قربانی آتش یا برده ی عشق؟؟
•𝐋𝐞𝐭 𝐌𝐞 𝐇𝐨𝐥𝐝 𝐔~✅ by matricaria-
matricaria-
  • WpView
    Reads 16,485
  • WpVote
    Votes 3,013
  • WpPart
    Parts 32
~𝑴𝒆𝒘/𝑮𝒖𝒍𝒇**میو گالف**~ -•خلاصه:گالف کاناووت ، یه پسر بیست و پنج ساله اس که تموم عمرشو توی یه خانواده ی هموفوبیک زندگی کرده. با اینکه چندین ساله فارغ التحصیل شده اما هنوز نتونسته واسه خودش شغلی دست و پا کنه و درست زمانی که از همه چی نا امید شده و به آخرین مصاحبه ی کاری زندگیش میره در کمال تعجب استخدام میشه اما خبر نداره رئیسش کسیه که در گذشته عاشقش بوده! خاطرات تلخ و شیرین گذشته ای که باهم دیگه داشتن دوباره زنده میشن و اون باید یه راهی برای خلاص شدن از عشق یه طرفه به کسی که کوچک ترین شانسی برای بودن باهاش نیست پیدا کنه اما آیا واقعا میتونه؟! ژانر:رومنس ، انگست ، درام ، سایکولاجیکال ، هپی اند . ~وضعیت:به اتمام رسیده-~ ⚠️𝑵𝒐 𝑺𝒆𝒙𝒖𝒂𝒍 𝒗𝒊𝒐𝒍𝒆𝒏𝒄𝒆⚠️ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:- 𝐦𝐚𝐭𝐫𝐢𝐜𝐚𝐫𝐢𝐚 .
Happy_ending(پایان یافته) by fafa_hhhh
fafa_hhhh
  • WpView
    Reads 1,533
  • WpVote
    Votes 440
  • WpPart
    Parts 38
کاپل اصلی :میو گالف [وضعیت : تمام شده] خلاصه : گالف پسریه که وقتی نوجوون بود با میو آشنا میشه و عاشق هم میشن؛ بنا به دلایلی بعد از مدتی از هم جدا میشن حالا چند سال گذشته و گالف دوباره میو رو میبینه، میو که یه افسر پلیسه اونم تو امریکا ! وقتی که برای حل یه پرونده خیلی مهم داره با اف بی ای همکاری میکنه؛ پرونده ای که یه سر ماجرای اون گالفه.. روز های آپ پنجشنبه ها *شایدم بیشتر گذاشتم🤌😌 #Happy_Ending #FaFa
Dance With Me 🤘🔞 by marjani_fu
marjani_fu
  • WpView
    Reads 1,867
  • WpVote
    Votes 414
  • WpPart
    Parts 16
اونا همراه با آهنگ زندگی میرقصن... اما گاهی زندگی اون‌ها رو بی‌رحمانه می‌رقصونه جوری که دیگه جونی تو تنشون باقی نمی‌مونه و این وسط عشقه که به اونا قدرت بیشتر برای رقصیدن می‌ده... "با چه جرئتی اومدی اینجا؟ احتمالا نمی‌دونی سگایی که زیادی واق واق می‌کنن و می‌کشیم." جواب دادم "تو می‌خوای منو بکشی؟" چاقو رو محکم‌تر رو گلوم فشار داد. پوست گردنم خراشیده شد و داغی باریکه‌ی خونی که جریان پیدا کرده بود و حس کردم. صداش سرد بود "اگه لازم باشه آره" "پس چیزایی که همه در موردت می‌گن حقیقت داره." "هر چیزی که الان می‌بینی حقیقت داره." ══════════════════════════ •⚚• #DanceWithMe ࿐ ༒ 𝕣𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖, 𝕔𝕠𝕞𝕖𝕕𝕪, 𝕥𝕙𝕣𝕚𝕝𝕝𝕖𝕣, mafia