marjani_fu
- Reads 1,943
- Votes 421
- Parts 16
اونا همراه با آهنگ زندگی میرقصن...
اما گاهی زندگی اونها رو بیرحمانه میرقصونه جوری که دیگه جونی تو تنشون باقی نمیمونه و این وسط عشقه که به اونا قدرت بیشتر برای رقصیدن میده...
"با چه جرئتی اومدی اینجا؟ احتمالا نمیدونی سگایی که زیادی واق واق میکنن و میکشیم."
جواب دادم "تو میخوای منو بکشی؟"
چاقو رو محکمتر رو گلوم فشار داد. پوست گردنم خراشیده شد و داغی باریکهی خونی که جریان پیدا کرده بود و حس کردم.
صداش سرد بود "