FAV💗
35 story
The portraitist [Completed] на sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Прочтений 161,136
  • WpVote
    Голосов 31,235
  • WpPart
    Частей 77
صورتگر ژانر: زندگی اجتماعی، روانشناختی، رمنس، درام، اسمات🔞 کاپلها: چانبک،کایسو ********************************************* خلاصه: یک پسر خوش گذرون، بدنام، بی ادب و بیخیال و یک پسر مهربون، با ادب، منظم و خوش اخلاق بکهیون بیخیال و خوشگذرون به درخواست پدرش از پاریس به کره برمیگرده تا ریاست رستوران خانوادگیشون رو به عهده بگیره. بدنامی های بکهیون باعث نگرانی خواهر و برادرش درمورد اعتبار رستوران میشه و سعی میکنن با اذیت کردن بک مجبورش کنن به پاریس برگرده اما بک حاضر نیست به این راحتیا درمقابل اون دو نفر کوتاه بیاد. برای همین به یه آپارتمان ساده در مرکز شهر نقل مکان میکنه تا از دستشون راحت شه. چی میشه اگه بک با پسر نقاشی همسایه شه که از لحاظ شخصیتی کاملا با خودش متفاوته و نمیتونه با افراد گستاخ کنار بیاد؟ این همسایگی در آخر به کجا ختم میشه؟ *********** 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
🎼#𝑫𝒊𝒆𝒔𝒆🎼 на Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Прочтений 50,928
  • WpVote
    Голосов 11,376
  • WpPart
    Частей 37
🎻پایان یافته🎻 اجازه بده من "دیز" صدای تو بشم و صدات رو اونقدر بلند به گوش همه‌اشون برسونم که دیگه حتی شجاعت نادیده گرفتنت رو نداشته باشن. 🎼✨🎼✨🎼✨🎼 فیک: دیز روز‌های آپ: یک پارت در هفته کاپل: چانبک ژانر: رمنس_انگست_درام_معمایی_اسمات
 ꧁༒☬Bᴀᴇᴋʜʏᴜɴ☬༒꧂  на lbluesfoxl
lbluesfoxl
  • WpView
    Прочтений 10,690
  • WpVote
    Голосов 2,452
  • WpPart
    Частей 15
_𝓑𝓪𝓮𝓴𝓱𝔂𝓾𝓷 ____ ׂׂૢ་༘࿐ بکهیون قرار بود یه پیشکش باشه. به جفتی که از بین مردم عادی برای گرگ‌ها انتخاب می‌شد پیشکش می‌گفتند. ده سال از زمانی که لامیا اون رو به عنوان جفت رهبر پک انتخاب کرده بود می‌گذشت. حالا وقتش بود که به قله بره... و هیچکس نمیدونست بعد از رفتن به قله چه سرنوشتی در انتظار پیشکشی‌هاست... ╰┈➤ ✎
Alora на sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Прочтений 93,162
  • WpVote
    Голосов 16,308
  • WpPart
    Частей 36
آلورا ژانر: فانتزی، امگاورس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان ************************************************ خلاصه: ازدواجی که میتونست دو خانواده رو به هم پیوند بده اونقدر براشون مهم بود که تحت هیچ شرایطی نمیخواستن عقب بکشن. به همین خاطر زمانی که دختر بتای آقای بیون یک روز قبل از مراسم ازدواجی که از پیش براش تعیین شده بود فرار کرد، بیون بکهیون، پسر بیچاره و امگای اون خانواده مجبور شد به جای خواهرش در جایگاه قرار بگیره و با تن دادن به ازدواج با پسر عجیب و مرموز آلفای خانواده‌ی پارک، خانواده‌ی خودش رو از رسوایی و خطر ورشکستگی نجات بده. بکهیون امگای بیست ساله و خوش اخلاقی که ماه های آخر کارآموزیش رو در یکی از کمپانی های تفریحی بزرگ کره میگذروند هیچ زمان فکرش رو نمیکرد که فقط چند روز قبل از دبیو به عنوان آیدل نسل جدید کیپاپ مجبور شه پا به زندگی مردی بذاره که باعث نابودی رویاهاش شده بود. مردی که حالا اون رو به عنوان یک هیولا میدید. هیولایی به اسم پارک چانیول... ******************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ на golabaton
golabaton
  • WpView
    Прочтений 23,736
  • WpVote
    Голосов 4,566
  • WpPart
    Частей 27
🔻عنوان: مُهر اهریمن ♦️کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton برشی از داستان: _بازم اهریمنم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت می‌داد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک می‌کرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزه‌ای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته... با کمال میل... با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه‌ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف وخونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
Querencia🎀 на ZehixW
ZehixW
  • WpView
    Прочтений 14,897
  • WpVote
    Голосов 2,022
  • WpPart
    Частей 14
"جـایی کـه احسـاس امنیـت میکنـی. آغـوش کسـی کـه دوسـش داری." "𝘔𝘪𝘯𝘪 𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯" "𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘉𝘢𝘦𝘬𝘠𝘦𝘰𝘭" "𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘋𝘢𝘪𝘭𝘺 𝘓𝘪𝘧𝘦 , 𝘚𝘮𝘶𝘵"
🍊𝑶𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆 𝑫𝒆𝒗𝒊𝒍🍊 на Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Прочтений 5,089
  • WpVote
    Голосов 1,125
  • WpPart
    Частей 4
🍊پایان یافته🍊 در واقع "عشق" مَرد قد بلندی بود که بکهیون تاوان نگاه کردن بهش رو هر بار با درد گرفتن گردنش می‌داد...یک مَرد خوب و شاید بابا لنگ‌ درازِ یک شیطان. اون هم شیطانی با طعم و رایحه‌ی پرتقال. +حالا قرارداد بسته شد!...من هر طور شده مسابقه رو می‌برم و بعدش باید باهام ازدواج کنی. _مسابقه رو ببر بعدش باهات ازدواج میکنم. 🍊🍊🍊🍊🍊 فیک: شیطان پرتقالی کاپل: چانبک ژانر: رمنس، روزمره، اسمات
•𝑴𝒓. 𝑵𝒐𝒃𝒐𝒅𝒚༄ на LiviaFictions
LiviaFictions
  • WpView
    Прочтений 10,014
  • WpVote
    Голосов 2,692
  • WpPart
    Частей 7
❈ خلاصه↶ بیون بکهیون یه شِیپ شیفتره، کسی که می‌تونه ظاهرشو به شکل افراد مختلف تغییر بده. اما این قدرت بر اساس چارت استاندار‌های جهانی، توی رنگ بندی نیروهای قرمزه، یعنی قدرت‌های خطرناک و طرد شده! چی میشه اگه بکهیونی که تمام عمرش قدرتشو مخفی کرده با یه نامرئی شونده به نام چانیول مواجه شه؟ ‌ ❈ کاپل⇜ چانبک ❈ ژانر⇜فانتزی، فلاف، رمنس ❈ محدودیت سنی⇜ندارد ❈ نویسنده ها⇜ Emerald & Jisaw ❈ وضعیت⇜کامل #1 on سوپرنچرال
Perfume на NeomaStory
NeomaStory
  • WpView
    Прочтений 1,798
  • WpVote
    Голосов 416
  • WpPart
    Частей 6
× 𝙋𝙚𝙧𝙛𝙪𝙢𝙚: 𝐓𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐞𝐚𝐥𝐢𝐧𝐠 𝐚 𝐟𝐨𝐫𝐦𝐮𝐥𝐚 × ژانـــر: هیجانی، ازدواج اجباری، اسمات🔞 × کاپــل: چانبــک، سوپرایزی × نویسنـــده: 𝙉𝙚𝙤𝙢𝙖 × چنـــل: NeomaStory@ ~🌲 این فقط یه سرقت رِسِپی عطر ساده نبود!! این اشتباه‌ترین تصمیمی بود که گرفت. رایحه‌ی خاصی که توی بینی بیون بکهیون، رئیس شرکت عطرسازی بیولین پیچید و جرقه‌ای که توی چشم‌های فریبنده‌اش افتاد. از جنس ریسک، حرص، طمع یا بلندپروازی.. هرچیزی که بود، این بازی خطرناک‌تر از چیزی بود که فکرشو می‌کرد!! چون ایندفعه رقیبش هرکسی نبود. اون پارک چانیول بود، ملقب به فِرال. و بهم اعتماد کن!! نمی‌خوای معنیش رو بدونی.. #Perfume
ABOYAMI на csyncc
csyncc
  • WpView
    Прочтений 129,482
  • WpVote
    Голосов 18,878
  • WpPart
    Частей 37
𝐴𝑏𝑜𝑦𝑎𝑚𝑖⋆آبویامی ⋆ 𝑐ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑠𝑙𝑖𝑐𝑒 𝑜𝑓 𝑙𝑖𝑓𝑒, 𝑠𝑚𝑢𝑡 𝑤𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝑐𝑐 ⋆ به خوشبختی ای که بعد از یک موقعیت سخت به وجود می آد می‌گن؛ آبویامی. آبویامی یه داستان از غم هاییه که در حال رفتنن... خلبان پارک چانیول یه مرد تنها و دقیقه که زندگیش روی توی کار خلاصه کرده تا خودش رو از بند مشکلاتی که دنبالش میکنن رها کنه... بیون بکهیون، معمار موفقی که هنوز هم گاهی رد غم های قدیمی رو احساس میکنه... یه دیدار اتفاقی و بعد دو آدم که دیگه نمیخواستن کس دیگه ای رو از دست بدن تا جزوی از خوشبختی هم باشن.