Bangtan stories
22 cerita
Darien | Vhope,Hopev Completed  oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Bacaan 32,278
  • WpVote
    Undian 7,719
  • WpPart
    Bahagian 41
خلاصه آیو: سالها توی تنهایی خودم هر روز و روزم رو به قضاوت آدمهای مختلف گذروندم. پرونده های مختلفی رو بستم، انسان های زیادی رو محکوم کردم، اما بعد از سی و نه سال، مردی رو دیدم که انگار تمام نیازم رو توی چشمهای کشیده‌ش جا داده بود، مردی که مثل خودم درد داشت، تنها و سرگردون بود و اون هم انتظار من رو میکشید. من، جانگ هوسوک، قاضی سرگردونی بودم که راهش رو با دنبال کردن نجوای عاشقانه ویولن اون نوازده پیدا کرده بود... این مرد میتونست ناجی من و موهبت زندگیم باشه؟ "داریِن، اولین کار من با کاپل ویهوپه، داستان عاشقانه بین دو مرد میانسال، تهیونگ سی و هفت ساله، ویولنیستی که شنبه شبها توی رادیو اجرا میکنه و به تازگی راه جدا شدن از همسرش سوزی رو گرفته. جانگ هوسوک سی و نه ساله، قاضی خبره ای که تمام زندگیش رو تنها گذرونده و حالا به طور اتفاقی قلبش رو به این نوازنده داده...امیدوارم دوستش داشته باشین" پیج نویسنده: @sylvie_fic Name: Darien🎻 Couple: Vhope,Hopev, Chanbaek Genre: Dram, Romance, Smut Writer: Sylvie & Silhouette
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Bacaan 110,133
  • WpVote
    Undian 17,172
  • WpPart
    Bahagian 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
✓ Insanity [HopeMin FF] oleh ItsMeKiKiShi
ItsMeKiKiShi
  • WpView
    Bacaan 18,265
  • WpVote
    Undian 2,981
  • WpPart
    Bahagian 19
[کامل شده] کی میدونه؟! شاید توی یک شب بارونی، درست زیر نور ماه، وقتی که انتظارش رو نداری، تمام چیزی که همیشه میخواستی رو پیدا کنی! شاید یک دیوانگی، تمام چیزی باشه که برای پیدا کردنِ حالِ خوبِ گمشده توی زندگیت، نیازه! کاپل اصلی: هوپمین کاپل های فرعی: تهکوک - نامگی ژانر: درام - رُمَنس - سمات *می‌تونید با سرچ کردن (#Insanity) در کانال تلگرام (HopeMin_Land) ، فایل پی‌دی‌اف این فیکشن رو پیدا کنید.* #1🥇HopeMin
COLORS | VKOOK-HOPEMIN oleh V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Bacaan 508,850
  • WpVote
    Undian 56,174
  • WpPart
    Bahagian 60
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret
I WISH - HopeMin - COMPLETED  oleh Moonlike_Rmy
Moonlike_Rmy
  • WpView
    Bacaan 100,079
  • WpVote
    Undian 17,847
  • WpPart
    Bahagian 28
خلاصه: هوسوک و جیمین هشت ساله که باهم ازدواج کردن و یه خانواده ی چهارنفره تشکیل دادن، اونا بیش از حد خوشبخت بودن ولی نویسنده چشم دیدن این خوشبختی رو نداشت و یه بلای آسمانی سرشون نازل کرد🥺 کاپل: هوپمین نویسنده: moonlike_Rmy ژانر: خانوادگی- برشی از زندگی - کمی فلاف🤔 شاید هم رمنس😃 اگر خدا بخواهد اسمات😐 چنل تلگرامی: @hopeminland
Stop Rewind Play | Vkook | mini fic oleh Moonlike_Rmy
Moonlike_Rmy
  • WpView
    Bacaan 91,841
  • WpVote
    Undian 12,126
  • WpPart
    Bahagian 6
خلاصه: جونگکوک و تهیونگ با وجود اینکه پنج ساله باهم ازدواج کردن اما تصمیم گرفتن که از هم جدا بشن؛ ولی مجبورن برای طلاق گرفتن جلسات مشاوره ای رو بگذرونن و سنیورا اسمیت، مشاور پیری که به کمک اون دو اومده، سعی میکنه تا مشکلاتشون رو بهشون نشون بده💞 ژانر: فلاف، روانشناسی، برشی از زندگی، درام کاپل: ویکوک نویسنده: Moonlike_Rmy چنل تلگرامی: @V_kooki
𝗧𝗶𝗴𝗿𝗶𝗱𝗶𝗮 ᵛᵉʳˢ oleh yelital
yelital
  • WpView
    Bacaan 386,138
  • WpVote
    Undian 46,073
  • WpPart
    Bahagian 73
𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - 𝙏𝙝𝙞𝙡𝙡 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 سازمان EPA، در ظاهر یک سازمان محافظت محیط زیستی بود که از حیوانات دارای نژاد خاص حفاظت می‌کرد. اما در باطن روی انسان‌ها آزمایشاتی انجام می‌داد و با تزریق ژن و هورمون‌های حیوانی، سعی در تغییر رَویه بدنشون داشت. در این بین تنها یک مورد مثبت بوجود اومد! یک دختر... یک دختر که عاشق شد و از آزمایشگاه فرار کرد اما... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 𝙏𝙖𝙚𝙠𝙤𝙤𝙠: - تو حق نداری ناراحت باشی، وقتی من اینجام، وقتی من کنارتم، وقتی من تک تک غم‌هات رو با قلبم به آغوش می‌کشم! تو متعلق به منی... تو خودِ خودِ روح منی... پس فقط قلبتو، روحتو، حستو به من بسپار... قسم می‌خورم تا ابد عاشقت باشم. 𝙎𝙪𝙗 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝗛𝗢𝗣𝗘𝗠𝗜𝗡 - بهم نگاه کن! منو می‌بینی؟ من با همین دست‌هام، با همین احساسم، با همین نبض ضعیفم، من با همین قلب خستم، تا ابد از تو محافظت می‌کنم~ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
CHROMANDA | VKOOK oleh V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Bacaan 295,809
  • WpVote
    Undian 39,939
  • WpPart
    Bahagian 48
خلاصه: زیاد شنیدیم که میگند " تو دلیل زندگیمی" و ما میدونیم که این جمله حتی اگر هم از اعماق قلب باشه، باز یه اغراقه، نهایتش بعد اون، فقط یه چند ماهی مثل جهنم بگذره... نه؟! ولی این در مورد ققنوس ها متفاوته! جونگکوک واقعا و بی مبالغه میمیره، اگر تهیونگ نباشه... چون اون یه ققنوس فضاییه! "نمیدونم چند سال گذشت... ولی بالاخره تو زمین پیدات کردم. یه بار... نصف شب اومدم روی سرت و تو اون موقع فقط یه نوزاد کوچولو بودی، گریه میکردی و بهونه ی مادرت رو میگرفتی ولی وقتی من رو دیدی خندیدی... با اون تیله های سیاه درشتت بهم خیره شدی و برخلاف تصورم نترسیدی و فقط خندیدی... یکم که گذشت دیگه نتونستم خودم رو بهت نشون بدم و همیشه از دور سعی کردم مواظبت باشم تا موقع بازی کردن و مدرسه رفتن اذیت نشی... بزرگتر شدی... جلوی چشمهای خودم عاشق شدی..." CHROMANDA Wr: @purplimmo Main Couple: Vkook Genre: Fictional, Fantasy, Romance, Druma, Smut
Desiree | Vkook | Completed oleh V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Bacaan 1,790,468
  • WpVote
    Undian 131,534
  • WpPart
    Bahagian 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
EARTH | VKOOK oleh V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Bacaan 94,111
  • WpVote
    Undian 17,193
  • WpPart
    Bahagian 42
"فصل دوم فیکشن کروماندا" خلاصه: دست‌های گناهکار خون‌آلود، برای دست‌های پاک امید ممنوعند. با اون کاپشن سفید، درست مثل ابری وسط جنگل خلوت کوهستان میرفت، میبارید و تهیونگ دانه برف هایی که از وجودش سقوط میکردن رو با دست هاش میگرفت تا بذاره روی قلب سوختش! " کسی تو سینه ی من مرده که نمیشناسمش، اما انگار از خاکسترش هنوز گرما ساطع میشه... میدونی این چه دردیه؟" " امید دوباره؟" " نه... بهش میگن مرگ، مرگ نامعلوم!" EARTH (CHROMANDA 2) Wr: @purplimmo Main Couple: Vkook Genre: Fictional, Romance, Angest, Social, Smut