Farrouis's Reading List
10 dzieł
SIN(LarryStylinsonAU) autorstwa S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Odsłon 252,075
  • WpVote
    Głosy 29,139
  • WpPart
    Części 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
+ 21 więcej
strong(persian translation) autorstwa larents_fanfics
larents_fanfics
  • WpView
    Odsłon 96,174
  • WpVote
    Głosy 10,790
  • WpPart
    Części 35
"ه-هری لطفا" گریه میکردم و دستامو به حالت دفاع جلو صورتم نگه داشتم.چشماش تیره شده بود مچ دستامو محکم گرفت به چسبوند به دیوار نفسش به صورتم میخورد و بوی گند الکل از دماغم بالا میرفت "خفه شو!" ناخونای کوتاهشو تو بازوم فرو کرد و از درد لرزیدم ولم کرد و به جاش یه مشت از موهامو گرفت..پرتم کرد رو زمین و از درد فریاد زدم اشک توی چشمام داشت جمع میشد و من محکم پلکامامو رو هم فشار دادم... "پاشو..." سریع چشمامو باز کردم و به زحمت روی پاهام وایسادم... تی-شرتمو گرفت تا منو به خودش نزدیک تر کنه و خم شد که همسطحم بشه چشاش مستقیم تو چشمای من خیره شده بودن و داشتن اتیششون میزدن حس کردم سرما از ستون مهره هام پایین رفت،لبمو از ترس گاز گرفتم "چند بار باید بهت بگم؟ تو.مال.منی"
the devil autorstwa ayda_styles
ayda_styles
  • WpView
    Odsłon 19,625
  • WpVote
    Głosy 1,612
  • WpPart
    Części 29
وقتی تیفانی با یه پسر خوش قیافه و خوب به اسم هری ملاقات میکنه برای اولین بار عاشق میشه و فکر میکنه باید تا تموم عمرش با هری باشه اما گاهی وقتا سرنوشت بر خلاف میل افراد رغم میخوره...
Hidden( translated to persian ) autorstwa deliiiled
deliiiled
  • WpView
    Odsłon 406,615
  • WpVote
    Głosy 37,516
  • WpPart
    Części 96
He was like a moon part of him was always hidden. اون شبیه ماه بود قسمتی از اون همیشه مخفی بود.