𓄹𓈒☘️𓍯𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 ⊹‌ ࣪.𔘓̵ ִֶָ ۟
123 סיפורים
🎭Puppeteer _ عروسک‌گردان 🎭 by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    קריאות 164,532
  • WpVote
    הצבעות 14,684
  • WpPart
    פרקים 20
(Completed) _ نگو که فکر میکردی دیگه منو نمیبینی! قدمی سمت جونگکوک برداشت و با پوزخند غلیظی که روی لبهاش نقش بسته بود ادامه داد: _ فکر میکردی تموم میشه؟؟ باید احمق باشی من 12 سال عاشقت نبودم که به اون بچه ببازمت. _ حق نداری حتی بهش اشاره ای کنی... میفهمی؟! روبروش ایستاد و اجازه داد نفس هاشون فاصله کم بین صورت هاشون رو پر کنه : _ دو تا شیر هیچوقت نمیتونن تو یه جنگل حکمرانی کنن جونگکوک... همونطور که ما نتونستیم از قدرت نمایی مون بگذریم و هر بار عادلانه همدیگه رو تصاحب کنیم... Geɴre : Crιмe , roмαɴce , ѕмυт +18 Coυple : ĸooĸv_yooɴмιɴ_нopeV Season1_2 full 📚(Read in the old account)
𝑮𝑹𝑬𝑬𝑫𝒀 | 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽 by sheri326
sheri326
  • WpView
    קריאות 2,386
  • WpVote
    הצבעות 302
  • WpPart
    פרקים 8
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک،فراموش نشه☆ Name: Greedy Couple: KookV Genres: Historical . Drama . Romance . Angst . Classic . Smut Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: نامشخص / متوقف شده "بیا به هم قول بدیم اُلیوِر ، بیا تو زندگی بعد برای هم باشیم ، جایی که نه رد خونی باشه و نه جنگی ... جایی که مجبور نباشم با دستهای خونی صورت سردت رو قاب کنم فرمانده ی من ...بیا به هم قول بدیم ... قول بدیم که این عشق نافرجام رو اونجا ادامه بدیم..." ---------------------------------------------------- -از من توقع نداشته باش که میون این همه کشت و کشتار ، عاشقانه دستت رو بگیرم و به کشورم پشت کنم! -توقعی ندارم...دیگه ندارم ، فرمانده !... من برای داشتنت جنگیدم ولی فکر کنم کافی نبوده...حداقل اونقدری نبوده که من رو به عنوان معشوقه ات بپذیری...انگار که تو فقط جنگ رو توی خون ریختن میبینی ، درحالی که من حتی برای یک نگاهت هم جنگیدم...جنگیدم و نفهمیدی...هیچوقت نمیفهمی... و این آخرین حرفهای ماتئو رو به فرمانده ای بود که صدای شکستن قلبش تا فرسخ ها به گوش می‌رسید...
Accursed | Kookv by zkdlinsahar
zkdlinsahar
  • WpView
    קריאות 217,009
  • WpVote
    הצבעות 28,542
  • WpPart
    פרקים 44
Accursed Genre: Historical..angst..smut..omegavers..mpreg Couple: kookv Sub Couple: kookmin..yoonmin Up Day: Monday خلاصه: تهیونگ به طور خیلییی اتفاقی اولین امگای تاریخه ک با وجود فقر و نداشتن پدر از مادر مریضش نگه داری میکنه. چی میشه اگر توی روز هیتش ولیعهد چین به رم بیاد و چی میشه اگر ولیعهد جفت تهیونگ باشه ...
||Danger - خطر|| by Nika_vkookheaven_
Nika_vkookheaven_
  • WpView
    קריאות 10,543
  • WpVote
    הצבעות 1,991
  • WpPart
    פרקים 13
• 𝗙𝗶𝗰: 𝗗𝗮𝗻𝗴𝗲𝗿 • • 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃, 𝗡𝗮𝗺𝗺𝗶𝗻 • • 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰, 𝗙𝗮𝗻𝘁𝘀𝘆, 𝗥𝗼𝘆𝗮𝗹• • 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗡𝗶𝗸𝗮 • •𝗧𝗶𝗺𝗲 𝘂𝗽: جمعه • . . . . . •کیم تهیونگ دانشجو حقوق که به طور اتفاقی با جئون جونگکوک مایه دار تصادف میکنه و این شروع اتفاقات بین این دو نفره •جونگکوک مردی که توی یه قصر پنهان با مشاورش زندگی میکنه، پرنس هایی که به اون قصر ربط دارن... -واقعیت چی میتونه باشه؟-
Our Omega Leadernim! by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    קריאות 1,796,695
  • WpVote
    הצבעות 238,700
  • WpPart
    פרקים 213
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
Acrasia || KookV by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    קריאות 715,551
  • WpVote
    הצבעות 100,391
  • WpPart
    פרקים 40
[ آکرازیا ] پایان یافته ژانر : رمنس / امگاورس / معمایی / حاوی اسمات کاپل : اصلی ؛ کوکوی - فرعی ؛ یونمین جئون جونگکوک آلفای قدرتمندیه که قراره جانشین نسل بعدی و لیدر پک جئون باشه. تنها برتریش برای این نیست چون با لیدر شدنش، کنترل غیرقابل باوری بر روی تمامی پک ها خواهد داشت. مشکلی وجود داره و اینه که اون هنوز جفتش رو پیدا نکرده و بنا به گفته‌ی پدرش اگه تا پایان ماه جفت حقیقیش رو پیدا نکنه مجبور میشه با یکی از امگا یا آلفاهای خانواده‌های برتر ازدواج کنه. کیم تهیونگ، یک بتا که مشاور و کمابیش نگهبان اون آلفائه، تمام تلاشش رو میکنه تا جفت آلفا رو پیدا کنه ولی چی میشه اگه راز های خود تهیونگ منجر به پیدا شدن جفت آلفای بدخلق بشه؟
ᴍʏ ᴘʀɪɴᴄᴇꜱꜱ || ᴋᴏᴏᴋᴠ by dunkle_welt
dunkle_welt
  • WpView
    קריאות 172,655
  • WpVote
    הצבעות 19,401
  • WpPart
    פרקים 32
وقتی دید جونگ کوک اسلحه شو بیرون اورده و به سمت تهیونگ گرفته ساکت شد . جو ترسناک و استرس زایی حاکم شده بود که باصدای شلیک تفنگ ترس کل وجودشون رو گرفت.... ♧ کاپل اصلی == کوکوی ♧ کاپل فرعی==یونمین ، نامجین 📌 فیکشن ترجمه هست . ♤completed♤ **ادیت نشده
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    קריאות 783,721
  • WpVote
    הצבעות 99,298
  • WpPart
    פרקים 26
[ کامل شده] + اسمت چیه؟ _ لوسیفر + مثل شیطان؟ پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد... _ دقیقا مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد... + اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم _ چه مخفف احمقانه ای! + احمقانه یعنی چی؟ پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید _ از مامانت بپرس مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد + ولی من خانواده ای ندارم پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت! ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین / نامجین حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :) (دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)
  𝐃é𝐣à 𝐯𝐮  | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    קריאות 400,212
  • WpVote
    הצבעות 60,582
  • WpPart
    פרקים 35
[در حال آپ] دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌ است. و این همون جریان زندگی بود! آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار می‌داد!... و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونه‌هاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد. چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود. و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید... + پسر توی نقاشی؟ _ پسر توی رویا؟ [ فصل دوم بوک CURSED] کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
My special omega by miss-sahel-asb
miss-sahel-asb
  • WpView
    קריאות 674,583
  • WpVote
    הצבעות 57,210
  • WpPart
    פרקים 113
My special omega تهیونگ یه امگای کیوته که مجبور میشه از خونه فرار کنه و بخاطر اینکه کسیو نداره میره توی یه پادگان و برخلاف قوانین مشغول به کار میشه.... کوک الفای مغرور و بی اعصابی که فرمانده اون پادگانه و از امگاها حالش بهم میخوره و از جفت داشتن متنفره.... چی میشه تهیونگ جفت این الفای مغرور باشه؟ایا کوک قبولش میکنه یا اونو رد میکنه؟ . . جیمینی که هیچکس نمیدونه زندست و بعد از سال ها برمیگرده..کسی حرفشو باور میکنه؟ کیوتیا اگه از فیک فلاف خوشتون میاد به سرزمین کوکوی خوش اومدین💜💙💛 کاپل:کوکوی(اصلی)،یونمین،نامجین،چانبک ژانر:امگاورس،امپرگ،اسمات،انگست،فلاف،کمدی،یه کوچولو درام،هپی اند.. شروع:۱۴۰۰/۱۰/۱۴ اپ:پنجشنبه ها ساعت ۱۱شب