𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩
𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩
زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه میداشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر میشدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده...
پیوندی که نمیدونست سرنوشتش رو چطور تغییر خواهد داد!
___________________________________________________
- از من میخوای که رازت رو نگه دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمیدم.
- باید... باید بهم تضمین بدی!
- پس بیا یه قرار داد ببندیم.
- قرارداد؟ چی به من میرسه؟
- اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه میدارم؟
- در عوض ازم چی میخوای؟
- خودتو، خودتو بهم بده دالیا!
___________________________________________________
- گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمیترسی که با یک اشاره، پژمردهت کنم؟
تا به حال شده دنیایی بدون زن ها تصور کنین؟ دنیایی که فقط مرد ها وجود داشته باشن! باید بگم الان سال 2219 هست و تقریبا هیچ زنی روی زمین پیدا نمیشه. همه این اتفاقات از صد سال پیش شروع شد. جنگ جهانی چهارم. صلاحی ساخته شد که میتونست تا کیلومتر ها ادم هارو بکشه. اما فقط زن ها. شاید فکر کنید که این کار بی فایدست اما باید بگم زن ها مهم ترین چیز روی زمین هستند چون بدون اونها هیچ زاد و ولدی انجام نمیشه! این جنگ گرم و سرد انقدر ادامه یافت که تمام کشور هارو در بر گرفت و تازه اون موقع بود که ابر قدرت ها فهمیدن چه بلای سر بشریت اوردن. همه مرد ها روی اورده بودن به تجاوز کردن به زنهای باقی مونده و با این کارشون اخرین زنهای باعی مونده هم از بین رفتن. زمین دچار هرج مرج شده بود. همه قطع امید کرده بودن و هرجور که دلشون میخواست زندگی میکردن جوری که انگار این پایان دنیاست! و واقعا هم پایان دنیا بود چون هیچ زنی نبود تا تولید مثل انجام بشه!
همه جا بدون روح و زندگی شده بود که دکتر بوریس ژیواگو دست به یه اختراع زد. اسلومب!
ژانر:اسمات تریسام امپرگ عاشقانه علمی تخیلی
رده سنی:بالای 19 سال
کاپل اصلی:ویمین کوکمین