Favourite
11 stories
𝑰𝒏𝒔𝒂𝒏𝒊𝒕𝒚 | 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 oleh sheri326
sheri326
  • WpView
    Membaca 34,777
  • WpVote
    Vote 3,980
  • WpPart
    Bab 17
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک ، فراموش نشه☆ Name: Insanity Genres: smut dark romance drama psychological Couple: kookmin , vmin Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: #Full [پارت ها طولانی هستند] ☆خلاصه☆ ●"جنون" شاید اسمش قشنگ باشه ، ولی پشت صحنه ای تاریک داره که برای هرکسی قابل رویت نیست جیمین داستان ما منتخب شده تا سر از نیمه ی تاریک شخصی که بیماری "جنون" داره در بیاره... ولی آخر داستان چی میشه؟ ●جیمین باید برای پروژه ی پایان نامش بیماری رو در تيمارستان به عهده بگیره و خوب شدن اون رو تضمین کنه... ولی آیا میتونه این پروژه رو به خوبی و خوشی کنار دوست پسرش تهیونگ‌ تموم کنه و با خیال راحت برای آینده اش برنامه ریزی کنه ! یا محو چشم‌های بیمارش میشه و ناخودآگاه خودش رو تسلیم خواسته هاش میکنه !؟ -------------------------------------------------------- ☆قسمتی از فیک☆ -کوک نکن ،مردم نگاهمون میکنن... سرش رو توی گودی گردن جیمین فرو برد -بزار نگاهمون کنن؛ در هر صورت اونها راجب عشق قضاوت میکنن و همونطور که بینیش رو روی گردن جیمین می‌کشید پوزخندی از سادگی پسر زود باور توی بغلش زد...
𝐒𝐭𝐢𝐥𝐥 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐲𝐨𝐮 | 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧 oleh its__bluegirl
its__bluegirl
  • WpView
    Membaca 30,021
  • WpVote
    Vote 5,156
  • WpPart
    Bab 23
[ Still with you ] کاپل : کوکمین /جیکوک / تهجین ژانر : رومنس ، ریل لایف " به معجزه ها باور داری ؟... من دارم. تو معجزه زندگی من بودی! "
Metanoia | Kookmin + Sope oleh Asprishd
Asprishd
  • WpView
    Membaca 86,430
  • WpVote
    Vote 16,347
  • WpPart
    Bab 36
جونگکوک به سمت مسیری که حدس میزد راه خونه باشه قدم برمیداشت، ولی هرچی جلوتر میرفت بیشتر گیج میشد. کم کم داشت می ترسید، احساس خطر میکرد. آسمون همون آسمون بود، زمین همون زمین... ولی زمان چی؟ Highest ranking #1 in humor Highest ranking #3 in کوکمین Highest ranking #3 in سپ
"ISOLATION" |KOOKMIN| oleh Aren_ya
Aren_ya
  • WpView
    Membaca 14,686
  • WpVote
    Vote 1,631
  • WpPart
    Bab 42
ترس...تنهایی...انزوا...واژه های غریبی نیستن..ولی ممکنه مرگ و زندگی یه ادم به همین چند تا کلمه وابسته باشه...روی تک تک سلول های بدنت حسش میکنی...دردشو..غمشو...سخته زنده موندن با این درد..باید خیلی قوی باشی که دووم بیاری..حالا اگه یه ادمی باشه که ندونه چقدر قوی و محکمه چی؟ وابسته ی کسی میشه که ممکنه از خودش ضعیف تر باشه...این فقط زندگیه..باید ساختش..
𝐀𝐩𝐡𝐫𝐨𝐝𝐢𝐭𝐞|آفرودیت  (𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧) oleh ll_Hanalia_ll
ll_Hanalia_ll
  • WpView
    Membaca 99,345
  • WpVote
    Vote 11,416
  • WpPart
    Bab 52
▪︎اگه خواستنِ تو دیوونگیه، عاقل بودن حماقته! [ جئون جونگکوک، وارثِ یه خانواده سُنَتی و معروفه. اما آشناییش با پارک جیمین، افکار کلاسیکش از رابطه و ازدواج رو بهم میریزه! ] ▪︎تکمیل شده ▪︎couple: kookmin ▪︎Ganer: dram,romance,friends,smut ▪︎writer: Hanalia شکارچی شب در حال آپ...
𝘉𝘭𝘶𝘦 𝘭𝘰𝘷𝘦[KOOKMIN] oleh FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Membaca 32,890
  • WpVote
    Vote 6,459
  • WpPart
    Bab 56
"مهم نیست کجا زندگی میکنم و چه جایگاهی دارم،فکر کنم حتی اگه توی بهترین جایگاهم بودم و با آدمای خوبی سرو کله میزدم همینطوری زندگی میکردم، بدون اینکه بدونم به کجا دارم میرم یا به اینکه کجا قراره زندگی کنم، زندگی من همینطوری سخت و سرد میشد.." .... "لویس‌ بورخس میگه برای عاشق شدن دنبال بارون و بابونه نباش..بعضی وقتا انتهای خارهای یه کاکتوس، به غنچه‌ای می‌رسی که زندگیت رو روشن می‌کنه..دنبال چیزی باش که روشنت کنه، نه غرق!" 𓂃𓂃𓂃𓂃𓂃 نام⸙ ͎.: #BlueLove •ژانر⸙ ͎.: انگست،دراما،روانشناسی،رومنس،برشی از زندگی،تراژدی،اسمات،(موزیکال) •کاپل⸙ ͎.: کوکمین/سپ/تهگی •نویسنده⸙ ͎.: Ayhan •روزهای آپ⸙ ͎.: پنجشنبه •رده سنی⸙ ͎.: +18
Tell Me A Story oleh kingripper_stories
kingripper_stories
  • WpView
    Membaca 127,323
  • WpVote
    Vote 9,635
  • WpPart
    Bab 40
نام فیک: یه قصه برام بگو📖 ژانر: ددی کینک،درام،اسمات🔞 کاپل: کوکمین👨‍❤️‍💋‍👨یونمین،نامجین وضعیت: کامل شده نویسنده: King Ripper🍷
Salvatore: Res oleh Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Membaca 46,454
  • WpVote
    Vote 7,903
  • WpPart
    Bab 26
Salvatore : Res⛼(فول شده💜) . Return to seoul🦂 . فصل دوم salvatore . . ژانر:انگست•اکشن•بتریال•رومنس•اسمات . کاپل: کوکمین•تهگی . . خلاصه: کنار من میخوابی؟ تا گوشه ای از این توهم و تو دستات بگیری... من دارم به سمت پوچی میدوم... بدنت هوشیاری منو میگیره... و حرف های نا گفته حرف هایی که با خیره شدن به چشم هام توو ذهنت میچرخه و من... با من گریه میکنی؟ تا طلوع صبح... که پا بزاریم...روی تک تک نور های چشمک زن این شهر نفرین شده عزیزم...با من میمیری؟... . . . با من تا طلوع خورشید...گریه کن... . . . Savatore : Res . Return to seoul⛼ . . . ♡Mini stories♡
Destined love [kookmin] oleh MelyMind
MelyMind
  • WpView
    Membaca 125,168
  • WpVote
    Vote 16,675
  • WpPart
    Bab 53
Main couple: kookmin Side couple: namjin Genre: romance, omegaverse, smut🔞, Mpreg, fluf, comedy Writer: Mely Mini fiction * بعضی وقتا انقدر همه چیز خوب پیش میره که خودت شک میکنی. از خودت سوال میکنی که آیا همه چیز همینجوری می مونه؟ چی شد اینجوری شد؟ این آرامش ابدیه؟ یا آرامش قبل از طوفان؟ با فکر به این چیزایی که ناخوداگاه توی ذهنت میپیچه، دست به هر کاری میزنی تا اون خوشی رو تو مشتت نگه داری! طوری بهش چنگ میزنی که یه قسمتایی از خوشیه از لای انگشتات میزنه بیرون و تازه اونجاست که یادت میاد یه سری چیزا رو یادت رفته! *
Salvatore oleh Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Membaca 160,928
  • WpVote
    Vote 24,078
  • WpPart
    Bab 59
(فصل اول فول💜)salvatore . ناجی . . . چطور شد؟چطور یکی میشه پاییز و بهار و تک تک ذره های هواش...تنها ترین الهه ی روی زمین...شکسته ترین...وقتی نبض بزنه اون نگاهش تو دونه دونه ی سلول های عصبیش... و فوران کنه اون حس سرخ داخل رگایی که یخ زده بود... حالا که داشت قدم برمیداشت سمت اون بهشت بی انتها...قدماش میلرزید...سست میشد...تحلیل میرفت هر چی که داشت غرور...ابهت...مردونگی...قسم خورده بود...به صداش...به چشماش...به روحش جلوی اون الهه ی جنگجو زانو زد و دستی به ساق پای سفید و خوشتراشش کشید و لذت مثل دارویی جذب سلول های تشنه ی تنش شد...ساق پاشو بالا اورد و بوسه هاش بودن که شروع شدن...از مچ تا زانو....و انگشتایی که روی رون سفیدش کشیده شد و همون فاصله ی هیجان انگیز و طی میکرد و حوله کنار میرفت و دیدش روی بهشتش کامل تر میشد اره این جئون جونگکوک بود زانو زده جلوی الهه اش دستایی که کنترل از دست میدادن دلی که عنان از کف داد و لبایی که تن سفیدی و لمس میکردن...تن سفید الهه ی هرزه اش...آفرودیته لعنتی که شده بود پاییز و بهار و ذره های هوایی که نفس میکشید آفرودیتی که با چشمایی خمار بند حولشو باز کرد و با پاهایی باز شده و پوزخندی منتظر حرکت بعدی سالوا شد جونگکوک__ناب ترین حضور زندگیم • • • کاپل اصلی : کوکمین • کاپل فرعی: یونمین.تهگی • ژانر: اکشن•هار