SKZ
5 stories
29days: Buying dreams(COMPLETED) by melprsa
melprsa
  • WpView
    Reads 526
  • WpVote
    Votes 190
  • WpPart
    Parts 3
• Couple: Chanlix • Genre: Fantasy, Romance بنگ چان هزار بار به خودش گفت: "این احمقانه‌ست!" ولی با این حال وقتی به خودش اومد، دید جلوی ساختمون مخروبه‌ای ایستاده که سر درش نوشته: "تحقق رویاهایتان را به ما بسپارید و عمیق‌ترین رویای خود را زندگی کنید." درسته؛ بنگ چان به اونجا رفته بود تا "رویا بخره"! اما چی میشه اگر همه‌چیز به اندازه این عبارت "رویا خریدن" احمقانه نباشه و واقعا جایی باشه که بتونی اونجا رویاهات رو زندگی کنی؟
𝙎𝙪𝙣𝙎𝙝𝙞𝙣𝙚 <//3 by DnBambi
DnBambi
  • WpView
    Reads 288
  • WpVote
    Votes 54
  • WpPart
    Parts 1
فیک ترجمه ای چانلیکس >//<
☕کافه لاته | چانلیکس�☕ by starmayne
starmayne
  • WpView
    Reads 13,184
  • WpVote
    Votes 3,321
  • WpPart
    Parts 23
[کار ترجمه] ☆• کریس از قهوه متنفره. یعنی اصلا جزو نوشیدنی‌ها حسابش نمیکنه. ولی وقتی جیسونگ به زور اون رو به سمت یه کافه‌ی کوچیک کشید، عاشق لاته شد. و همینطور عاشق باریستای کک‌مکی‌ای که اونارو درست میکرد. +اطلاعات: به شدت فلاف/بدون اسمات/روزمره بدون اتفاقات هیجانی پ.م: امیدوارم از خوندنش لذت ببرین ؛)
𝑺𝒏𝒐𝒘𝑭𝒍𝒂𝒌𝒆(𝒄𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅) by Hwangsamuel
Hwangsamuel
  • WpView
    Reads 13,701
  • WpVote
    Votes 2,914
  • WpPart
    Parts 23
-𝒔𝒖𝒎𝒎𝒂𝒓𝒚: از اینکه دلیل گود افتادن چشمام تویی خوشحالم. مهم نیست ساعت چند باشه چه مدت بی خواب باشم از تماشای ستاره های روی گونت سیر نمیشم. هر روزی که بهم صبح بخیر میگی و هر شبی که قبل از خواب منو میبوسی بیشتر و بیشتر شدن این عشق رو احساس میکنم. دیگه از خودم تهی شدم. هنوز متعلق به خودمم؟فکر نکنم بیشتر شبیه یه جعبه طلاییم که قلب تپندت رو توش گذاشتی. انگار که من فقط برای تو وجود دارم و تو تنها دلیلی هست که به روح من معنی میده -𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝒄𝒉𝒂𝒏𝒍𝒊𝒙 -𝒈𝒆𝒏𝒆𝒓𝒔:𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔,𝒔𝒎𝒖𝒕,𝒎𝒑𝒆𝒓𝒈,𝒇𝒍𝒖𝒇𝒇,𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆
𝑷𝒊𝒂𝒏𝒐 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆 by liiayano
liiayano
  • WpView
    Reads 63,422
  • WpVote
    Votes 7,052
  • WpPart
    Parts 42
~پیانوی زندگی~ Couple: Hyunlix, changlix,minsung Genre:Romance,drama,Angst,school life داستان حول زندگی لی فلیکس، احساسات و افکار اون میچرخه...نوجوون ۱۸ ساله ای که توی کافه مون لایتِ عزیزش زندگی میکنه و هرروز برای در و دیوار از احساسات بی پایانش به هوانگ هیونجین، همکلاسی جذابش میگه...ولی ایا همه درد و رنج زندگی فلیکس از نبودن هیونجین نشات میگیره؟یا شاید بودنش نیازه تا بتونه اون درد ها رو نادیده بگیره؟ایا فلیکس تنها کسیه که داره درد میکشه؟این درد قراره چطوری به پایان برسه؟ ~عشق یه طرفه وقتی سخت تر میشه که میدونی یکی دیگه رو دوست داره و اونجاست که حس میکنی کافی نیستی...اونجاست که تحملش خیلی سخت تر میشه...اونجاست که واقعا درد داره و قلبت فشرده میشه ~شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر . . . شخصیت من چیزیه که من هستم. اما برخورد من بستگی داره به اینکه تو کی هستی...جوابتو گرفتی؟ ~فکر میکنی ایجاد کردن زخم های جدید کمک میکنه زخم های کهنت رو فراموش کنی؟ ~فکر میکردی ازش خلاص شدی،فکر میکردی تموم شده،فکر میکردی دفنش کردی،فکر میکردی ریشه کن شده...ولی هیچ وقت از بین نرفت...همیشه اونجا بود...و تو خودتو گول زدی و چشماتو بستی و فکر کردی که اگه نادیده بگیریش از بین میره...تو فقط من بدبختو وارد بازی کثیف بین مغز و قلبت کردی فلیکس‌!