داستان زندگی تهیونگ که در دفاع از خودش مرتکب قتل شده و جانکوک کسی که چیزی برای از دست دادن نداره، چطور با هم در یک راستا قرار میگیره
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
چاقو از دستهای لرزانش به زمین افتاد . نمیتونست نگاهش رو از چشمهای بازِ کسی که تا چند دقیقه ی قبل زنده بود، بگیره . کار تموم شده بود . تلاش کرده بود زخم رو با دستش مسدود کنه و جلوی خونریزی رو بگیره اما انگار چاقوی کوچیکش به یکی از رگهای اصلی برخورد کرده بود .
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
یوستیتیا نام الهه ی عدالت در یونان باستانه .
الهه ای با چشمهای بسته که در دستی شمشیر و در دستی ترازو داره .
این فیک داستان افرادی رو روایت میکنه که به دنبال برقراری عدالت هستند .
ورس
تفاوت سنی ۸ سال
الان چهار سال از بهم خوردن نامزدی دو پسر خاله می گذره ...یکیشون که جان باشه زندگی عاشقانه ایی رو از سر گرفته و اون یکی که ییبو باشه به اتهام خیانت روز و شب به فکر خلاص شدن از زندگیه
تایپ :جان تاپ
تفاوت سنی : ۱۶ سال
ژانر : فرا طبيعی، اسمات، انگست
توضیح داستان:
پروفسور شیائو سال ها در غم از دست دادن تنها دخترش زندگی می کنه با این همه تنهایی و مشکلاتش اون تحمل یه موجود عجيب و خلقه رو نداره
تایپ: جان تاپ
ژانر: شیزون شاگردی ، انگست، اسمات
تفاوت س نی : ۱۲ سال
خلاصه : ییبو پسر یکی از افراد نسبتا پولداره که با پارتی و بدون داشتن هیچ سطح علمی وارد دانشگاه پزشکی میشه...جان اما استاد همون دانشگاه س ولی با سطح اقتصادی متوسط و حتی رو به پايين و متنفر از مرفه های بی درد
▪︎فرشته مرگ▪︎
هرگز نباید به آدما اعتماد کرد.
به لبخنداشون.. به نگاهاشون.. به حرفاشون هیچوقت نباید اعتماد کرد.
اینها همه فقط یه نقاب پوشالی هستن برای پنهان کردن شیطان درونشون...
........
خلاصه:
وانگ ییبو یکی از باهوش ترین افسرای دایره جنایی، کسی که به حل کردن پروندهای سخت معروفه با پیدا شدن یه قاتل روانی، کل شهرتش به باد میره.
هیچ وجه تشابهی بین قربانیا و روش قتلشون وجود نداره و تنها یک چیز بین همشون مشترکه یعنی.. گم شدن چشماشون..!
چی میشه اگه قاتل، اینبار خودِ ییبو و عشقش شیائوژان رو هدف بگیره؟
........
کاپل: ییژان (ورس)
ژانر: جنایی، دارک، انگست، اسمات
روز های آپ: جمعه ها
نویسنده: هیرا
........
" توجه: این فیکشن دارای صحنه های دلخراش و خشن جنسی میباشد و خواندن آن به افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود."
ماه آبی
داستان حدود بیست سال بعد از پایان mo dao zu shi شروع میشه
منتها با یه کوچولو تفاوت😉
داستان ام پرگه ... پس اگه نمیپسنید ... لطفا نخونید
امیدوارم خوشتون بیاد