Done
30 قصة
Coshay / نامیرا بقلم rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    مقروء 428,871
  • WpVote
    صوت 34,086
  • WpPart
    فصول 130
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
Mine to Break, Mine to Love(کوکمین) بقلم jshsjssee
jshsjssee
  • WpView
    مقروء 58,986
  • WpVote
    صوت 4,312
  • WpPart
    فصول 45
هوای صبح خنک‌تر از همیشه بود. برگای خشک زیر پای جیمین خش‌خش می‌کردن و صدای باد، لای موهای صورتیش می‌پیچید. چند روز بود که احساس عجیبی داشت؛ ضربان قلبش تندتر از همیشه، پوستش حساس‌تر و نگاه بقیه آلفاها سنگین‌تر. او می‌دونست داره نزدیک میشه... اولین هیـتش.
Salvatore بقلم Ministories13
Ministories13
  • WpView
    مقروء 163,343
  • WpVote
    صوت 24,386
  • WpPart
    فصول 59
(فصل اول فول💜)salvatore . ناجی . . . چطور شد؟چطور یکی میشه پاییز و بهار و تک تک ذره های هواش...تنها ترین الهه ی روی زمین...شکسته ترین...وقتی نبض بزنه اون نگاهش تو دونه دونه ی سلول های عصبیش... و فوران کنه اون حس سرخ داخل رگایی که یخ زده بود... حالا که داشت قدم برمیداشت سمت اون بهشت بی انتها...قدماش میلرزید...سست میشد...تحلیل میرفت هر چی که داشت غرور...ابهت...مردونگی...قسم خورده بود...به صداش...به چشماش...به روحش جلوی اون الهه ی جنگجو زانو زد و دستی به ساق پای سفید و خوشتراشش کشید و لذت مثل دارویی جذب سلول های تشنه ی تنش شد...ساق پاشو بالا اورد و بوسه هاش بودن که شروع شدن...از مچ تا زانو....و انگشتایی که روی رون سفیدش کشیده شد و همون فاصله ی هیجان انگیز و طی میکرد و حوله کنار میرفت و دیدش روی بهشتش کامل تر میشد اره این جئون جونگکوک بود زانو زده جلوی الهه اش دستایی که کنترل از دست میدادن دلی که عنان از کف داد و لبایی که تن سفیدی و لمس میکردن...تن سفید الهه ی هرزه اش...آفرودیته لعنتی که شده بود پاییز و بهار و ذره های هوایی که نفس میکشید آفرودیتی که با چشمایی خمار بند حولشو باز کرد و با پاهایی باز شده و پوزخندی منتظر حرکت بعدی سالوا شد جونگکوک__ناب ترین حضور زندگیم • • • کاپل اصلی : کوکمین • کاپل فرعی: یونمین.تهگی • ژانر: اکشن•هار
Strawberry and Sex || Kookmin بقلم Stardust_story
Stardust_story
  • WpView
    مقروء 180,035
  • WpVote
    صوت 24,582
  • WpPart
    فصول 46
فیک | کوکمین - داستان کامل شده ژانر: امگاورس، chaebol, enemies to lovers، روندِ کند، اسمات اطلاعات بیشتر: ازدواج از پیش تعیین شده، enemies to lovers, slow burn (Chaebol: زندگی سرمایه‌دارای کره که پول و مقام نسل به نسل به ارث میرسه) کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی: نامجین/ سکرت 《خلاصه:》 ◇دنیا داره از هر نظر پیشرفت میکنه ولی هنوز خیلیا نمیتونن با امگا شدن پسرشون کنار بیان، حتی اگه اون پسر همه جور تلاشی برای راضی نگه داشتن پدرش بکنه‌ و بهترین موقعیت رو داشته باشه. ولی بهترین راه حل از نظرشون میتونه چی باشه؟ ازدواج کردن پسرشون با یه آلفا که از قضا از این ازدواج ناراضیه. و چرا جیمین قبول میکنه؟ چون همونطور که گفته شد، هرکاری برای راضی نگه داشتن پدرش میکنه. ◇ -استارداست
𝑱𝒊𝒎𝒊𝒏 بقلم koomini13
koomini13
  • WpView
    مقروء 151,467
  • WpVote
    صوت 19,365
  • WpPart
    فصول 46
Completed♥️🗝 بخشی از فیک: "بس کن بس کن چرا فکر میکنی سختی که تو تحمل کردی و من تحمل نکردم چرا همچین فکر مسخره ای میکنی؟ به همون اندازه ای که تو سختی کشیدی منم کشیدم ، من و ببین ! تو باعث شدی من اینجوری بشم..اینی که میبینی جلوته هیولایی که خودت از من درست کردی ..... ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• "بازی با کلمات چیزی رو تغیییر نمیده ، قلب شکستم رو فقط با اثبات کردن دوست داشتنت میتونی ترمیم کنی" _______________________ "بیا خوده حرومزادش اومد .... "ب.کشم" جیمین به سختی گفت لبخند لرزونی زد با نفرت به چشمای اون مرد نگاه کرد هر لحظه کمبود اکسیژن بیشتر به بدنش فشار میاورد احساس خفگی بهش دست میداد پارک با دیدن پررویی جیمین بیشتر حرصش گرفت حلقه دستاش رو دور گردن پسرک تنگ تر کرد و محکمتر اون رو به سمت زمین فشرد
+9 أكثر
Enough Blood | Kookmin  بقلم pari1998sa
pari1998sa
  • WpView
    مقروء 36,297
  • WpVote
    صوت 4,662
  • WpPart
    فصول 34
خلاصه: پارک جیمین امگایی که به دلیل جرم برادر اش برای آتش بس بین دو پک به عنوان خون بس برای پک جئون فرستاده میشه. اما سرنوشت قراره چطور براش رقم بزنه؟ Couple: Kookmin Genre: Romance, Omegaverse, Smut, amperg, Happy End
Rented Boyfriend  بقلم pari1998sa
pari1998sa
  • WpView
    مقروء 6,671
  • WpVote
    صوت 952
  • WpPart
    فصول 10
♡مولتی شات♡ ☆کامل شده☆ خلاصه: جئون جونگکوک تنها وارث پولدارترین و سرشناس ترین خاندان کره جنوبی بعد از سالها زندگی و تحصیل در آمریکا با برگشت به کره با خواسته غیر منتظره‌ای توسط پدربزرگش رو به رو میشه. -ازدواج کن و وارث بعدی جئون ها رو به دنیا بیار. جونگکوک با کمک بهترین و نزدیک ترین دوستش برای مقابله با خواسته پدربزرگ نقشه‌ای میکشه. آیا این نقشه درست پیش میره؟ عاقبت چه چیزی انتظاره جونگکوک رو میکشه؟ Couple: Kookmin, Hopetae Genre: Romance, Smut, Fluff, Happy End
پسر ژنرال  بقلم TinaEs8
TinaEs8
  • WpView
    مقروء 61,954
  • WpVote
    صوت 6,338
  • WpPart
    فصول 33
+شنیدی میگن پسر ژنرال فردا میاد - پس واقعا پسرشه * معلومه اینقدر راحت برسی به دست راست سرهنگ +مطمئنم یه شبم دوم نمیاره ، سرهنگ جئون از پارتیبازی خوشش نمیاد * فاتحه اش خونده است -------- چی میشه اگه همچیز برخلاف تصور بقیه عوض بشه ژانر:رمنس، عاشقانه ، اسمات ، هپی اند ، انگست کاپل: کوکمین ، سپ ،نامجین تعداد: ۳۰
+22 أكثر
Night wolf  بقلم nian0613
nian0613
  • WpView
    مقروء 16,453
  • WpVote
    صوت 2,120
  • WpPart
    فصول 21
سرنوشت عجیبی که امگای جوان پارک رو در برگرفت و با بزرگترین ترسش روبرو کرد، ولی این آخر ماجرا نبود. و ولیعهد جئون جونگ‌کوک.... _قربان درخواستتون رو رسوندیم _باشه. قبول کردن؟! _پسرش فکر نکنم قبول کرده باشه اما پدرش قبول کرده زیر لب زمزمه‌وار چیزی رو به زبون آورد که نظر سرباز رو به خودش جلب کرد. «اونم به زودی قبول میکنه» _قربان چیزی گفتین _نه برو بیرون _چشم سرورم بعد از رفتن سرباز، پوزخند عمیقی زد و به ورودی چادر نگاهی کرد. رایحهٔ سرخوشش توی فضای چادر پخش شده بود. _به زودی هم رو می‌بینیم امگا کوچولو ✎﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Night Wolf 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookMin 𝐆𝐚𝐧𝐞𝐫: Romance, Mpreg, History, Fantasy, Omegaverse 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Nian
معجزه‌ قمار  بقلم TinaEs8
TinaEs8
  • WpView
    مقروء 93,679
  • WpVote
    صوت 9,651
  • WpPart
    فصول 51
« کوکمین » قمار .... برنده و بازنده ... یک بدهی ... یک شرط ... یک زندگی ... یک بازی.... برگه هایی که ورق خورند ... تقدیر ادم ها را نوشتند ... شاید شعله امیدی که خاموش شد ... پر نورتر از همیشه جای دیگری بدرخشد ....
+18 أكثر