ziam²
61 stories
HELP Me!!!!  por Angry_girl18
Angry_girl18
  • WpView
    LECTURAS 20,439
  • WpVote
    Votos 3,409
  • WpPart
    Partes 114
We do this... together.. We lie... We play our part... We fight We kill... To protect eachother cause eachother all we have... ما این کارو باهم انجام دادیم... ما دروغ گفتیم... نقشمون رو بازی کردیم.. جنگیدم... ما آدم کشتیم... تا از همدیگه محافظت کنیم... چون تمام چیزی که داریم همدیگه است...
OAKLAND [Z.M] por callme_draven
callme_draven
  • WpView
    LECTURAS 1,273
  • WpVote
    Votos 314
  • WpPart
    Partes 6
What are you running from?Yourself? Oh boy, you cant hide from who you are! Or maybe your past? But we all know, it will hunt you, and it will catch you anyway... Cover: callme.ldraven
Blind Brother [Z.M] por haileyHgirl
haileyHgirl
  • WpView
    LECTURAS 2,842
  • WpVote
    Votos 739
  • WpPart
    Partes 8
لیام نابیناست و برادرناتنیش همش اونو اذیت میکنه. لیام سعی میکنه اونو از خودش دور نگه داره ولی با این همه نمیتونه عاشقش نشه.
Half Of Me [Z.M/L.S]  por Leternitte
Leternitte
  • WpView
    LECTURAS 17,740
  • WpVote
    Votos 2,041
  • WpPart
    Partes 29
[ خونی در رگ هایم، گرمایی در دستانم؛ شکوفه ای در مردابِ قلبم، نفسی برای تنِ بی نفس ام؛ میروی و، کمی دلتنگ من باش...] _______________________________ معجزه بهاى سنگينى ندارد! كه به نرخ عجيب ترين آنها، باور باالترى را ارائه دهى؛ معجزه عصايى نميخواهد كه بر دل رودى فرو رود، تا تو در شكافتگى آن شيار عريض، خداى را ببينى و باور كنى! شق القمر نميخواهد، تا در شگفتى كائنات، خداى را بهتر باور كنى؛ حتى در زنده كردن مردگان يا در گلستانى ز جنس آتش نشستن نيز وجود خداى را، براى اثبات آنچه كه حق اوست برترى ندارد بر معجزه اى كه در همين نزديكيست. معجزه در خود توست و در شگفتى هاى وجود تو بدون هيچ دخل و خرجى! تو بزرگترين معجزه اين روزهاى اين عالمی. برای من، معجزه خودِ تویی زینی من، من خدای خود رو در درخششِ خورشیدِ چشمانت دیدم...
heartlight por loual28
loual28
  • WpView
    LECTURAS 20,431
  • WpVote
    Votos 4,920
  • WpPart
    Partes 24
[completed] 'من نمیخوام این اعتیاد مرگبار رو ترک کنم... من نمیخوام خودم رو از گرداب عمیق اسرار تیره‌ام بالا بکشم؛ اما تو مخدر خماری و مسکن درد‌هام باش تو گرمای استخون‌های یخ زده‌ام باش تو نور قلب تاریکم باش... '
Lusting You // ziam por MissPayne1999
MissPayne1999
  • WpView
    LECTURAS 613,437
  • WpVote
    Votos 25,625
  • WpPart
    Partes 31
Zayn Malik, 24, has been teaching at Collins High School for 2 years now and throughout those 2 years he has without any difficulty stayed out of trouble; no affairs with his students, nothing. But that all changes when a new student called Liam Payne suddenly jumps into Zayn's life and Zayn can't help but just lust for Liam's puppy eyes, his pouty lips and that fucking birth mark on his neck. Zayn wanted that boy to be his.
Deceive [Ziam Mayne Version - Completed] por lZaynMalikl
lZaynMalikl
  • WpView
    LECTURAS 4,490
  • WpVote
    Votos 750
  • WpPart
    Partes 7
یه پلیس به عنوان جاسوس وارد یه شرکت می‌شه تا بتونه به رئیس مافیا نزدیک شه و سوابق جرمش رو دربیاره و بفرستتش هلفدونی. هر کدوم از اون‌ها اون یکی رو بازی می‌ده و هر دو بازیچه‌ی هم می‌شن. -I don't want to deceive you... مترجم : -Liammalik-
Bake-Neko por gray_koala
gray_koala
  • WpView
    LECTURAS 20,883
  • WpVote
    Votos 5,445
  • WpPart
    Partes 40
[completed] لیام فقط یه دانشجوی سال آخری تنها بود که سخت کار می‌کرد تا بتونه زندگیش رو جمع کنه، همه چیز عادی بود البته فقط تا قبل از راه دادن اون گربه به خونه اش. +زین؟ تو چطوری شکل آدم شدی؟ میدونی؟ لب و لوچه ی پسر آويزون شد. -نمیدونم که، ماما بهم نگفته بود منم میتونم عوض شم. +تو تنها نیستی؟ مامان داری؟ پسر با چشم هایی که اشک توشون حلقه زده بود، سرش رو تکون داد. +خب اون کجاست؟ قطره اشک کوچیکی از چشم پسر چکه کرد که باعث شد قلب لیام بلرزه. -اون نیست، زین بیدار شد...ماما نبود.
difficult rules[complete] por jazliva
jazliva
  • WpView
    LECTURAS 80,767
  • WpVote
    Votos 9,135
  • WpPart
    Partes 69
همه چیز عوض شد زندگیم اخلاقم خودم زندگیت اخلاقت خودت
،،Darken/Ziam,, por oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    LECTURAS 76,454
  • WpVote
    Votos 12,726
  • WpPart
    Partes 40
اگر قرار به نماندن است؛ بی خداحافظی برو! بگذار انتظار، همان تکه نخی باشد که بعد از تو مرا وصل می‌کند به زندگی ...