[Completed]
《اگه کسی ازم بپرسه "زندگی چطور پیش میره؟"
من میشینم و داستان ۳روز از عمرم رو دوباره و دوباره براش تعریف میکنم.
چون زندگی پوچ و نامفهوم من خلاصه شده تو همون ۳ روز!
زندگی من فقط و فقط شامل ۳روزه! قبل و بعدش صرفا بودنِ محضه... بودنی که هر ثانیه اش برام عذاب بوده وهست!
اینکه چطور توی ۳روز دوباره متولد شدم و بعد... زنده بگور! طوریکه به یکباره روح پلیدم جوانه زد و نفسی گرفت؛
جوانه هایی که قبل شکفتن و سبز شدن، روی تنم خشکیدن و من رو تا ته خاک کشوندن!
۳روزی که مدام ازش فرار میکنم!
هنوزم طعمش نوک زبونمه، حسش میکنم و حسرتش رو میخورم!
ولی هنوز هم نفهمیدم،
تلخ بود یا شیرین؟!
هرچی که بود، من هنوز هم زخمهاشو به دوش میکشم... زخم هایی که از وجودشون دوباره جون میگیرم و با به یاد اوردنشون دوباره میمیرم...》
⚠️این داستان صحنه هایی داره که ممکنه با روحیات هرکسی سازگار نباشه
[Complete]
•short story
[کاش بهت میگفتم.میگفتم که من رو نفس بکش هری؛ طوری که انگار هیچ وقت قرار نیست بازدمی در کار باشه.من رو حبس کن درون ریه هات.میبینی که بعد چطور ریشه میزنم و گل میدم و تنت رو زنده نگه میدارم.]
⚠️اگر فکر میکنید داستان های غمگین با روحیتون سازگار نیست نخونید.
-اینجا خبری از اسمات نیست!
-معرفی و ووت فراموش نشه❤️
•completed•شاید یکی از بزرگترین تراژدی زندگی این باشد که معمولا کسانی که می توانند عشق را به بهترین شکل ممکن در کنار هم تجربه کنند سر راه هم قرار نمی گیرند.
Larry stylinson
◇ COMPLETED
تو هیچوقت به التماسهام گوش نمیدادی، وقتی میگفتم :
عاشقم نشو لویی، لطفا.
◇
خلاصه کتاب :
هری و لویی در یک بازهی زمانی گم شده همدیگه رو میبینن و تلاش میکنن روزهای گذشته رو به یاد بیارن، هر روز میگذره و اونا پازل بهم ریختهی خاطراتو باهم بازسازی میکنن، و زمانی که به اخرین تاریخ فراموش شده میرسند، تیکه پازلی به اسم عشق پیدا میکنن، عشقی که بارش رو چندین سال به دوش کشیدن، اما دیگه هیچ ثانیهای برای لبخند زدن، بوسیدن و به اغوش کشیدن باقی نمونده، لویی میتونه وقتی چشمهاشو باز کرد زمان درست رو پیدا کنه؟
◇
هشدار
محت وای غم انگیز، اشاره به تجاوز، خشونت، اختلال روانی.
اسمات نداره.
◇
Start : 10 March 2021
Finished : 29 July 2021
Larry+ziam
از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه!
___________________________________
💚💙👬 👬💛❤
🐈⬛ COMPLETED
هری یه پسر شیرینه و شهر جدیدی که بهش نقل مکان میکنه باعث میشه گربهی عزیزش حامله بشه، چند تا کینک مخفی داره، از همسایه بی ادبش منتفره و روحیهی کله شقش اونو به سمت کلی دراما میکشونه.
🐈⬛ SMUT, LOUIS TOP
🐈⬛ PERSIAN TRANSLATION