Alesta89's Reading List
114 stories
"کلیشه" by imProfessorbyebitch
imProfessorbyebitch
  • WpView
    Reads 82,863
  • WpVote
    Votes 11,736
  • WpPart
    Parts 18
"کلیشه" خیلی کلیشه ایه!
 𝙠𝙞𝙧𝙞 𝙩𝙞𝙢𝙚 by iamreyhane
iamreyhane
  • WpView
    Reads 14,839
  • WpVote
    Votes 2,516
  • WpPart
    Parts 32
هممون تو زندگی جاهایی داشتیم که خواستیم از شدت بدبختی خودمونو بکشیم ما اون لحضه هارو نشونتون میدیم و باهم بهشون میخندیم*😎🤦‍♀️ Cover by @ImProfessor
Deja Vu Theory | Namjin، Sope Completed by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 22,207
  • WpVote
    Votes 4,248
  • WpPart
    Parts 13
دژاوو چیه؟ میتونه یه حس باشه؟ میتونه یه الهام باشه؟ یا شاید یه خاطره؟ دژاوو داستان زندگی منه... تئوری عشقی که به عجیب ترین شکل ممکن به وجود اومد. تصادفی که من و به کما برد، اما وقتی برگشتم دیگه اون ادم سابق نبودم! خاطراتی داشتم که متعلق به همزادم از جهان دیگه ای بود... و مرکز تمام اون خاطرات تو بودی...کیم نامجون... نویسنده: Sylvie ژانر : رومنس، علمی تخیلی، درام، اسمات کاپل: نامجین، سپ
Accursed | Kookv by zkdlinsahar
zkdlinsahar
  • WpView
    Reads 223,112
  • WpVote
    Votes 28,784
  • WpPart
    Parts 44
Accursed Genre: Historical..angst..smut..omegavers..mpreg Couple: kookv Sub Couple: kookmin..yoonmin Up Day: Monday خلاصه: تهیونگ به طور خیلییی اتفاقی اولین امگای تاریخه ک با وجود فقر و نداشتن پدر از مادر مریضش نگه داری میکنه. چی میشه اگر توی روز هیتش ولیعهد چین به رم بیاد و چی میشه اگر ولیعهد جفت تهیونگ باشه ...
kingship_kookmin by Ghazal181082
Ghazal181082
  • WpView
    Reads 152,783
  • WpVote
    Votes 22,031
  • WpPart
    Parts 52
(کامل شده) Complete کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی:_______ ژانر:عاشقانه،اسمات،امگاورس(رایحه و فرمون از اینجور چیزا نداره)،امپرگ، پادشاهی جیمین 16ساله کوچیک ترین پسر امگای پادشاه هستش که برای پیوند تهیونگ برادر بزگترش با شاهزاده جونگکوک به قصرش در انگلیس میرن اما تهیونگ عاشق یکنفر دیگست و نشان باکرگی نداره ولی با تجاوز جونگکوک به جیمین و از بین بردن نشان باکرگی امگا همه چیز تغییر می ده #1کوکمین 2#kookmin
The Star Of Your Eyes  by Bighitfication
Bighitfication
  • WpView
    Reads 20,635
  • WpVote
    Votes 3,023
  • WpPart
    Parts 29
Name: The Star Of Your Eyes Writer: Rahil Couple: Koomin Up: I Don't know تیکه ای از داستان: _تو اگه گل بودی می شدی رز، اگه نیاز بودی می شدی بغل، اگه صدا بودی می شدی صدای موج دریا و اگه توصیف زیبایی بودی می شدی ماه، ماه من! +می خوای همین طور به لوس کردنم ادامه بدی؟ _اگه باعث میشه همین طور به بغل بگیرمت، آره، می خوام لوست کنم. ❌صحنه های خشن و اسمات برای کسایی که علاقه ایی به خوندن ندارند علامت زده شده تا از خوندن فیک بیشتر لذت ببرند.❌
RANDY by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 478,063
  • WpVote
    Votes 75,413
  • WpPart
    Parts 32
[کامل شده] "رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو افسار گسیخته کرده. ¬افسارگسیخته ¬ ___________________ _مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد! +میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن. Vkook story! ⚠️#1in bts fanfic ⚠️#1in Persian ⚠️#1in Action
Silent Lullaby  by Authornimchan
Authornimchan
  • WpView
    Reads 13,627
  • WpVote
    Votes 1,733
  • WpPart
    Parts 25
دلش میخواست به گذشته برگرده... زمانی که باهم در حد مرگ مبارزه میکردن و شبها از شدت خستگی روی تخت بیهوش میشدن زمانی که دازای احمق پر حرفتر از الان بود و با چرت وپرت گویی هاش اونو تا مرز جنون میبرد و مجبورش میکرد به متن احمقانه کتاب " راهنمای جامع خودکشی" گوش بده و در مورد اینکه کدوم راه خودکشی بهتره ازش نظر میخواست شاید اونا روزهای خوب زندگیش بودن که قدرشونو ندونسته بود روزهایی که دیگه برنمیگشتن...
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمی�ن؛ ویکوک by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 373,941
  • WpVote
    Votes 62,575
  • WpPart
    Parts 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین
من عاشق پسر شوگر ددیمم!  by a4w4_fiction
a4w4_fiction
  • WpView
    Reads 178,986
  • WpVote
    Votes 37,080
  • WpPart
    Parts 50
خلاصه : زندگی لوهان نسبتا خوب پیش میرفت، اون شوگر ددی ای داشت که به لطفش میتونست خرج تحصیلش رو بده و امکانات لازم برای خانواده.ی پر جمعیتش رو فراهم کنه؛ اما با وارد شدن پسر جذاب آقای اوه به زندگیش همه چیز یهو عوض شد! بیبی بوی بودن برای پدر اوه سهون دیگه اون قدرها هم کار آسونی به نظر نمیرسید! 🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 «پایان یافته» ✅ اسم فیک : I love my sugar daddy ('s son!) کاپل ها: هونهان / چانبک ژانر : اسمات / رمنس / زندگی روزمره / ددی کینک نویسنده : a4w4 🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 سخن نویسنده : خب قبل از هر چیزی یاید بگم که رده‌ی سنی این فیک +18 هستش. لطفا بهش توجه کنین. امیدوارم از این فیک خوشتون بیاد توجه کنین که موضوعش کمی خاصه و ممکنه همه پسند نباشه. اگر فکر میکنین نمیتونین با مدل داستان کنار بیاین لطفا دیگه ادامش ندین. و اینکه ممنونم از وقتی که میذارین، لطفا اگر دوست داشتین حتما ووت بدین و کامنت بذارین و به بقیه معرفیش کنین که به شدت به حمایتت هاتون نیازمندم ❤