Loding 📝
4 cerita
Forbidden Love oleh Gamer120802
Gamer120802
  • WpView
    Membaca 60,659
  • WpVote
    Vote 1,143
  • WpPart
    Bab 21
Romance is in the air, and boy is it unfair.
Remember [z.m] & [L.S] oleh iRayax
iRayax
  • WpView
    Membaca 265
  • WpVote
    Vote 44
  • WpPart
    Bab 4
همان‌گونه که بودم به یادم بیاور، همان‌گونه که می‌رقصیدم و می‌چرخیدم، به یادم بیاور حتی اگر از یادتت رفتم. مرا که فراموش شدنی‌ترین تراوش جهانم برای لحظه‌ای هر چند کم به یاد بیاور. که بودم؟ چه بودم؟... که برای چه بودم؟ (جا مانده از تاریخ)
HILAN oleh callmesaye
callmesaye
  • WpView
    Membaca 371
  • WpVote
    Vote 104
  • WpPart
    Bab 6
به چیزی چنگ بزن هری. به موسیقی، به درخت‌ها و گل‌ها، به هنر، به من. به هرچیزی. فقط لطفا به چیزی چنگ بزن. تا اتصالی با زندگی داشته باشی. توی این ساحل پهلو بگیر تا بدونم وسط اقیانوس توی گردباد نیستی. من می‌تونم زخم‌هات رو ترمیم کنم ولی دردهات رو فقط خودت می‌تونی از خودت دور کنی، زیبای ‌رنج‌کشیده‌ی من. [لری] پ.ن:هیلان در زبان کردی یعنی آرامش
Try feel "L.S" oleh yacikse
yacikse
  • WpView
    Membaca 1,025
  • WpVote
    Vote 245
  • WpPart
    Bab 9
با چشم ها اولین تصویری از شخصی یا چیزی رو که میبینن اونو رده بندی میکنن، سطح زیباییشو می سنجن،خودشونو وابسته همین موضوع میکنن ولی تا به حال به این فکر کردن اگه نببینن چی میشه..؟ میتونن زیبایی رو حس کنن؟ .... -... الان که دارم از نزدیک میبینم واقعا انتخاب درستی کردم. +نمیدونم تو کی هستی و چرا باهام اینکارو می‌کنی خودت بگو چرا ،چرا منو به این روز انداختی؟ صداش میلرزید این حالت براش تازگی داشت حسابی ترسیده بود -میفهمی،روزی که حسش کنی ‌ ‌L.S