Mystery
افسانه ای وجود داره که دو آلفا وقتی یه امگا رو تصاحب میکنند. یک گل رز آبی رنگ رویه گردن امگا شکل میگیره و یک مثلث عشقی مرموز درست میشه! و... VKOOK/KOOKV/VMIN KOOKMIN/VKOOKMIN
افسانه ای وجود داره که دو آلفا وقتی یه امگا رو تصاحب میکنند. یک گل رز آبی رنگ رویه گردن امگا شکل میگیره و یک مثلث عشقی مرموز درست میشه! و... VKOOK/KOOKV/VMIN KOOKMIN/VKOOKMIN
دو فصل : فصل اول کوکوی فصل دوم کوکویگوک تهیونگ نیمه خون اشام زیبایی از گذشته و جونگ کوک خون اشام قدرتمندی از زمان حال
School.romance.smut.bdsm Couple:kookvgook.yonmin خلاصه: برادر های جئون دوقلو های معروف مدرسه که هیچ کس نمیتونه بهشون بگه بالا چشمت ابرو هر کار خلاف و بدی هم انجام بدن مدیر مدرسه و معلما نمیتونن چیزی بگن چون اونا پسرای شهردارن تهیونگ پسری که با بورسیه توی بهترین مدرسه کره قبول شده مدرسه ای که افردا پولدار و معروف توش...
افسانه ای وجود داره که دو الفا وقتی یه امگا رو تصاحب میکنند. یک گل رز ابی رنگ رویه گردن امگا شکل میگیره و یک مثلث عشقی مرموز درست میشه و....! {گایز اک واتپد مارسیسم به دلایل ریست گوشیم از بین رفت و متاسفانه راهی نیست که بتونم برش گردونم بنابراین با این پیچ جدیدم شروع به اپ میکنم و بگم که هیچگونه اسکی و کپیی نیست چون...
ماجرا از این جا شروع میشه که یه بیبی تایگر وارد عمارت دوقلو های جئون میشه و داستان ما از اینجا شروع میشه
کاپل : کوکویگوک ( دوقلو های جئون ) کاپل فرعی : یونمین ژانر: تاریخی _ تخیلی _ عاشقانه _ اسمات _ امپرگ _ هپی اند _ درام _ اکشن دوقلو های آلفا برادری که همراه ماموریت اون ها میرفت جاسوس شاه که هیچکس نمیشناختش و یه راز ، راز ملکه شیلا
جئون جونگ کوک و جئون جونگهیون دو آلفای حقیقی که پسرخاله و جفت هم هستند و به دنبال امگایی که قراره جفت سومشون باشه میگردن. کیم تهیونگ امگایی که زندگی سختی داره و معتقده هیچکس تو دنیا دوسش نداره و مطمئنه اگر روزی الفاش رو ببینه اون مثل بقیه ردش میکنه. چی میشه اگه تهیونگ به جای یه الفا ، دو تا الفا پیدا کنه که عمیقا دوس...
{ ؋ـاکـ بـہ سَـرنِـوِشـتـ } تهیـونگـ امگایـے کـہ دسـتـ سرنـوشـتـ بــےرحم افـتـاده. چـے مـےشـہ اگـہ الهـہ مـاه، براے امگاے برگزیـده خـودشـ دوتـا جفـتـ انـتخـاب کنـہ؟ همـانـم دوقـولـوهـاے جئـونـ؟ آیـا سرنوشـتـ باهـاشـ سـاز خـوبـ مـےزنـہ؟ یـا بدتــر باهـاشـ لـج مےکنـہ؟ آیـا پیـدا شـدنـ جفـتـهاشـ مـوجـبـ تـرمیـم زخـمـه...
|تکمیل| دستی به سر پسر ترسیده کشید و با خنده به طرف برادرش برگشت. ×جانگکوک نظرت چیه یکم بهش مهلت بدیم؟ +این حرف از توی هورنی بعیده جونگکوک! پسر حریر سفید رنگ تنش رو بیشتر چسبید و با وحشت به اون دو آلفای دوقلو خیره شد. جانگکوک همونطور که دندون های نیش تیزش رو برای تهیونگ به نمایش میذاشت نزدیکش شد و زمزمه کرد: +با یه شب...