❄️
12 historias
Stuck In The Flames[ChangJin] por bysuda
bysuda
  • WpView
    LECTURAS 2,686
  • WpVote
    Votos 680
  • WpPart
    Partes 6
[Completed] • انگار که هردو بدونن موندن و رفتن هیچ کدومشون انتخاب خودشون نیست. انگار که زندگی باشه، که رفتن یاموندشونو براشون انتخاب کرده باشه ~ •Genre : Tragic Drama , Slice of life ; •Characters : Seo Changbin, Hwang hyunjin ; •K-Group : Stray kids ; •No. Of episodes : 5 ; •Language : Persian ;
ISSUES • hyunjin + changlix por leeneverknow
leeneverknow
  • WpView
    LECTURAS 277
  • WpVote
    Votos 46
  • WpPart
    Partes 1
راوی : هیونجین " من از دست دادن چانگبین رو میخواستم، نه اونو! " (تراژدی)
𝐈𝐧 𝐓𝐡𝐞 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫 𝐎𝐟 𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐮𝐧  por Iodine09
Iodine09
  • WpView
    LECTURAS 1,064
  • WpVote
    Votos 224
  • WpPart
    Partes 5
"بدون گفتن کلمه‌ای نگاهش رو به اسکچ رنگ‌پریدش داد و بعد خودش رو مشغول درهم آمیختن رنگ‌های توی پالت کرد تا بهترین ترکیب رو برای رنگ پوست مرد دربیاره. اما مشکل اینجا بود که هیونجین نمیدونست خورشید دقیقا چه‌رنگیه." Name: In the color of the sun Couple: changjin Tags: Romance, Boy×boy, Love, Painting , Smut -Completed
The Sky At 10:15 AM por Melcr0ft
Melcr0ft
  • WpView
    LECTURAS 9,733
  • WpVote
    Votos 1,450
  • WpPart
    Partes 13
🍂 کاپل: تومین (مینهو و سونگمین) 🍂 ژانر: انگست، تراژدی، درام 🍂 نویسنده: cygnus (AO3) "بالاخره سونگمین اعضای گنگ رو دوباره جمع کرد ها؟" شوخی مینهو نادیده گرفته می‌شه وچانگبین صورتش رو چروکیده می‌کنه. "فکر نمی‌کنم الان زمان مناسبی برای خوشمزگی کردن باشه مرد." هشدار: اگه مرگ براتون موضوع حساس یا ناراحت‌کننده‌ای به حساب می‌آد لطفا بااحتیاط شروع به خوندن این فیکشن کنید چون همراه این فیک شیرجه‌ی عمیقی به درون خاطرات، سوگواری، مرگ و حسرت خواهید زد.
𝘼𝙜𝙖𝙞𝙣𝟮𝟯𝟴 por Ulan-Lotus
Ulan-Lotus
  • WpView
    LECTURAS 3,437
  • WpVote
    Votos 685
  • WpPart
    Partes 10
ᰍ #Again238 ᭝ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: #Hyunlix ᭝ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝙈𝙚𝙩𝙚𝙢𝙥𝙨𝙮𝙘𝙝𝙤𝙨𝙞𝙨, 𝘼𝙧𝙘𝙝𝙖𝙚𝙤𝙡𝙤𝙜𝙞𝙘𝙖𝙡, 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 𝙈𝙮𝙨𝙩𝙚𝙧𝙮, 𝙄𝙢𝙖𝙜𝙞𝙣𝙖𝙧𝙮, 𝙃𝙞𝙨𝙩𝙤𝙧𝙞𝙘𝙖𝙡 ᭝ 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧𝙨: #Ulan, #Lotus فصل اول تمام شده✓ -این فیکشن دو فصلیه فصل اول مینی فیکشنه یا اصطلاحا مولتی شات و فقط درمورد کاپل هیونلیکسه ولی فصل دوم که یه فیکشن کامل و گسترده‌ست درمورد پنج‌تا کاپله. هوانگ هیونجین دانشجوی باستان شناسیِ دانشگاه تائگو، برای پروژه‌ی نهایی خودش؛ درگیر تحقیقات روی عمارتی میشه که تازه سر از خاک بیرون آورده و راز‌های خودش رو پشت ابر پنهان کرده. چی میشه اگه داستان‌های افسانه‌ای به این عمارت گره خورده باشن؟ چه اتفاقی میوفته اگه دنیا متوجه تمدن‌های فراموش شده‌ای بشه که در میان تاریخ گم شدن و قصد دارن دوباره رنگ حقیقت رو به خودشون بگیرن. هیونجین مابین تمامی دغدغه‌ها و مشکلاتش، روی پلِ معروفِ ۲۳۸، فردی رو ملاقات می‌کنه و به طرز عجیبی سرنوشت اون‌ها به همدیگه گره میخوره. لی فلیکس پسری که سفیدی پوستش، یادآور سپیدی و پاکی ابرهاست. رنگ چشم‌هاش از دریا گرفته شده و طلای آغشته شده به موهاش، رنگ طلاییِ گندم‌زارهای دشت‌های پر زرق و برق رو به سخره میگیره.
Cancer por REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    LECTURAS 38,518
  • WpVote
    Votos 9,201
  • WpPart
    Partes 20
"بکهیون... محض رضای خدا. من می‌دونم که از زندگی چه‌چیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمی‌دونی. نمی‌دونی چه‌چیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم می‌کنی. من رو می‌بوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانه‌ست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون می‌رسونی. داری کاری می‌کنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!" [CHANBAEK × KAIHUN] [Angst × Slice of life]
𝙸 𝚠𝚒𝚜𝚑 𝚢𝚘𝚞 𝚕𝚒𝚔𝚎𝚍 𝚋𝚘𝚢𝚜 por AZpresent
AZpresent
  • WpView
    LECTURAS 163,891
  • WpVote
    Votos 9,333
  • WpPart
    Partes 16
Unknown: I wish you liked boys boys boys Where Jisung just really wishes his best friend liked boys Short story Started: 7/18/19 Ended: 9/05/19
𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 /𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ) por hailxie
hailxie
  • WpView
    LECTURAS 703,942
  • WpVote
    Votos 98,514
  • WpPart
    Partes 56
یه آپارتمان داغون، دو تا پسر • Written by @keeruushii '
Time; YoonMin | Per Translation por StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    LECTURAS 62,238
  • WpVote
    Votos 12,724
  • WpPart
    Partes 38
زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،
Perfect Red por REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    LECTURAS 12,220
  • WpVote
    Votos 3,346
  • WpPart
    Partes 16
"توی ماشینت میشینی و یک لیوان قهوه‌ی سرد به دستت میدن. حکم‌ت رو طوری توی دریا میندازن که لحظه‌ای با خودت فکر نکنی این کوفتی شاید چیز ارزشمندی باشه. مسئولین اسکله هرگز چشم دیدنت رو ندارن. عذاب وجدان به گردنشون چنگ میزنه. چون شاید دو هفته بعد از رفتنت، شایعاتی از شهرک‌ها بهشون میرسه. با هم پچ پچ میکنن؛ اوه، رفیق، فلانی رو یادته؟ همون که موهای کوتاه روشن داشت؟ یک گالن خون شده. یا یک بسته گوشت متحرک شده. این‌ها اسم‌هاییه که میذارن. ما میگیم: منبع. نیروی کار. اون‌ها میگن: گالن خون. بسته‌ی گوشت. و من صادقم، توصیف اون‌ها دقیق‌‌تره. توصیفِ لعنتی اون‌ها حقیقتا خیلی خیلی دقیق‌تره." [CHANBAEK] [Dystopia × Angst] هشدار محتوا: خودآزاری/ توهم/ خون/ حیوان‌آزاری