Vkook
22 قصة
ریحون و مجنون (دو ورژن ویکوک و کوکوی) بقلم Vernious
Vernious
  • WpView
    مقروء 31,457
  • WpVote
    صوت 3,492
  • WpPart
    فصول 26
🌱[ریحون‌ و مجنون]🌱 [Completed] کاپل: تهکوک [دو ورژن ویکوک و کوکوی] ژانر: عاشقانه، طنز، روزمره، اسمات +۱۸ خلاصه: تا به حال به این فکر کردید که اگر تهکوک ایرانی بودن، چه زندگی‌ای داشتن؟ چطور عاشقی می‌کردن و یا زندگی چه مشکلاتی رو براشون رقم می‌زد؟ ریحون و مجنون داستان طنز عشق تهیونگ و جونگکوک، دو پسر معمولیه که در یکی از محله‌های قدیمی و سنتی یکی از شهرهای ایران زندگی می‌کنن و عشق تنها عاملیه که این دو پسر رو به جنگیدن با مشکلات دعوت میکنه! "مثل عاشق‌های دلباخته ی توی قصه ها حرف میزنی آقا! یاد لیلی و مجنون افتادم." "دستِ کمی از مجنون ندارم من. تو هم لیلی‌ ای؛ همونی که منو اسیر و خراب خودش کرده." "ولی لیلی یه زن بود!" "پس ریحون منی؛ ریحونی که این مجنون مادر مرده رو خراب خودش کرده و جون میگیره با عشوه ها و ناز کردناش." ──────⊹⊱✫⊰⊹────── این داستان طنز زاده‌ی ذهن‌های بیمارِ دو نویسنده‌ی عاشق انگسته که یک روز به طور اتفاقی مغزشون تصمیم به سم‌سازی می‌گیره.
What the Hell are you? بقلم B_Moo0on
B_Moo0on
  • WpView
    مقروء 55,195
  • WpVote
    صوت 11,913
  • WpPart
    فصول 60
کاپل اصلی:چانبک، بکسو، بکهان، ویکوک/کوکوی کاپل فرعی: سکرت(5 تا کاپل) ژانر فصل : اکشن، معمایی، جنایی،مافیایی، رمنس، فلاف، علمی_تخیلی، اسمات ... خلاصه: (فصل 1) دکتر بیون بکهیون، نابغه ی علم ژنتیک و مخترع بزرگ، برای اولین بار دستگاهی رو اختراع می کنه که می تونه از روی هر موجود زنده ای کپی کنه. اولین نمونه ی انسانی این آزمایش هم خودشه. حالا چی می شه وقتی که به جای بیون بکهیون، دو کپی دیگه به اسم های؛ بیون بک و بیون هیون هم وجود داشته باشن؟ سه بکهیون با شکل و ظاهری یکسان اما اخلاق هایی کاملا متفاوت!!!! (فصل2) : دکتر بیون بکهیون اون کسی نیست که همه فکر می کنن. تهیونگ این موضوع رو زمانی می فهمه که یه جعبه ی مشکوک به دست دکتر می رسه. حقایقی از گذشته بر ملا می شه و حال و آینده رو تحت تاثیر خودش قرار می ده. سرانجام دکتر بیون با دو قل دیگرش یکی بک و هیون به کجا قراره برسه؟
NOIR [BARCODE 2] بقلم kimsevil
kimsevil
  • WpView
    مقروء 78,623
  • WpVote
    صوت 11,371
  • WpPart
    فصول 30
نُوا یعنی چی؟... زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا! وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی. وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته. نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره... . . سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن. سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن. سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن. مجبورن تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن. هنوز میتونن حرف بزنن ثابت کنن که هنوز زندن! این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد... ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی کاپل: VKOOK / SECRET +دختر پسری
𝗠𝗼𝗻𝘀𝘁𝗿𝗼-ᵛᴼᴼᴷ-ᴷᴼᴼᴷᵛ بقلم VIIRTTU
VIIRTTU
  • WpView
    مقروء 85,962
  • WpVote
    صوت 12,189
  • WpPart
    فصول 8
༄𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖗𝖔 [COMPLETED] + یه آلفای بالغ، ترسیده و مغموم! با رائحه ی گرم! با انگشتای کشیدش صورت روشن پسر زیرش رو نوازش کرد و پوزخندی رو لبش نشوند، ادامه داد: +نترس! سیرابم از خونِ لذیذ یکی از هرزه های همینجا... که فردا صبح قراره عکس جنازش بره روی مجله ها. دستش رو با هر کلمه پایین و پایین تر میبرد و روی تن برهنه ی گرگ زیرش میرقصوند. سرش رو نزدیک تر به گردنش برد و خیره به مارک روی گردنش زمزمه کرد: +الان فقط یه جای داغ و سرخ میخوام که توش بیام... 🔺𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒 : 𝑉𝐴𝑀𝑃𝐼𝑅𝐸. 𝑊𝐸𝑅𝐸 𝑊𝑂𝐿𝐹. 𝑆𝑀𝑈𝑇. 𝑆𝑈𝑃𝐸𝑅𝑁𝐴𝑇𝑈𝑅𝐴𝐿 🔻𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒 : 𝑇𝑎𝑒𝑘𝑜𝑜𝑘-𝑠𝑒𝑐𝑟𝑒𝑡 با احتیاط بخوانید!!!! **𝙲𝚘𝚖𝚙𝚕𝚎𝚝𝚎** 🎗️#𝟤 𝚔𝚘𝚘𝚔𝚟 🎗️#𝟣𝚟𝚔𝚘𝚘𝚔 🎗️#𝟥 𝙻𝙶𝙱𝚃
DARCY بقلم VicGodtor
VicGodtor
  • WpView
    مقروء 41,649
  • WpVote
    صوت 6,441
  • WpPart
    فصول 39
{Full} خلاصه: جئون جونگکوک نویسنده ی مشهوری که رمان دومش به اسم DARCY خیلی مشهور میشه. کتاب در مورد شخصیتی به نام DARCY هست که چندساله عاشقه پسریه. مدتی بعد از منتشر شدن رمان، کوک هر روز که بلند میشه کنار تختش کاغذ کوچیکی پیدا میکنه که محتواش، جمله هایی هستن که شخصیت دارسی توی کتاب به پسری که دوستش داشت می‌نوشت. فکرمیکنه توهم زده و به همین دلیل میره پیش روانشناس. روانشناس بعد شنیدن صحبت هاش، به کوک میگه ممکنه واقعا توهم زده باشه درمورد کاغذ و نامه ها ولی واقعا شخصیتی به نام DARCY وجود داره و کوک دقیقا توی کتابش طوری مرد دارسی نام رو توصیف کرده که عین واقعیته. دارسی: پسر من باش کوک بزار بهت نشون بدم عشق من فراتر از چندتا جمله توی کتابه دست های بسته شدش به تخت رو تکون داد و غرید: «من قبولت نمیکنم دارسی چون تو یک قاتلی» پوزخندی به پسرک زد و روش خیمه زد «پس بزار قاتل روحت باشم» ⭕️ژانر: خون آشامی، رمنس، سوپرنچرال،اسمات Tel: Archer_fiction
+13 أكثر
Fratello بقلم Blind_Day
Blind_Day
  • WpView
    مقروء 143,573
  • WpVote
    صوت 20,031
  • WpPart
    فصول 32
...Complete... ▪︎مقدمه: تاحالا شده با دیدن آیدلا و بازیگرا بخوای جای اونا باشی؟ من با همین رویا پا جلو گذاشتم و ندونسته داخل این منجلاب گیر افتادم... به دنیای بی رحم من خوش اومدی... •کاپل اصلی:تهکوک(ورس)،نامجین •ژانر:درام،انگست،فلاف،رمنس •تعداد قسمت ها:26+2 •زمان آپ:تمام شده ¤در این فیک اعضا در نقش اصلی خود هستند ☆لینک فصل دوم(Behind The Mask): https://my.w.tt/tBp0jpu4I8 Start: 2020/3/13 1398/12/23 Finish: 2020/8/6 1399/5/16 Best Ranking: #1 Namjin
BLUE AND GREY | VKOOK بقلم Vinctaeed
Vinctaeed
  • WpView
    مقروء 57,381
  • WpVote
    صوت 7,023
  • WpPart
    فصول 52
🌑 احساسات زیادی بودن که یک شخص رو به سمت یک شروعِ جدید سوق می‌دادن و یا بالعکس، کاری می‌کردن که از اون احساسات واهمه داشته باشه؛ و جئون جونگکوک، هردوی این عواطف رو داشت. قلب مُرده‌ی اون که برای تپیدنِ دوباره، نیاز به قدم گذاشتن در راهِ تازه‌ای داشت، در عین‌حال از تاریکی‌ها و تنهایی در اون مسیرِ سخت می‌ترسید؛ اما چی می‌شد اگه دستی که مرد، توقع نداشت به سمتش دراز بشه، توی اون مسیر طولانی همراهش می‌شد و به دنیای خاکستریش رنگ تازه‌ای می‌بخشید؟ *** "خندیدن و بوسیدن خنده‌هات که چیزی نیست ماهِ من؛ تو نفس بکش تا من اون هوا رو هم ببوسم." *** ژانر: رومنس، انگست، درام، اسمات کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: هوپمین نویسنده: Vinctaed
+21 أكثر
𝘪 𝘩𝘢𝘵𝘦 𝘺𝘰𝘶- بقلم Elina5460
Elina5460
  • WpView
    مقروء 9,191
  • WpVote
    صوت 1,140
  • WpPart
    فصول 5
-"ازت متنفرم کیم وی! " جونگکوک اخمی کرد و با ناراحتی به تهیونگ خیره شد -"هی لیتل بانی.. چرا ناراحت شدی.. " تهیونگ آهی کشید و پیشونیش رو ماساژ داد و ادای ناراحتی دراورد جونگکوک داد بلندی کشید و با اخم غلیظی به تهیونگ خیره شد :" اینو بدون که چون لیتلم فکر نکن نمیتونم با دیکم به فاکت بدم پس اینقدر منو لیتل بانی صدا نکن کیم.. لیتل بانی ای که میشناسی میتونه کاری کنه از شب تا صبح از دیکش سواری بگیری! " تهیونگ پوزخندی زد و اهی کشید :" اوهه یکی اینجا احساس ددی بودن کرده... فعلا کسی که قراره از شدت ضربه هام روی تخت بالا و پایین شه تویی لیتل بانی!" ژانر : فلاف - مدرسه ای - لیتل اسپیس - اسمات - رومنس - کمدی کاپل اصلی : ویکوک / کوکوی ( کوکوی خیلی کم... ) کاپل های فرعی : سپ ( فعلا ) - نامجین بخونیدش و حمایتش کنیدددد تنکییی ^-^
Sunk in the fall بقلم yukieygjm
yukieygjm
  • WpView
    مقروء 2,721
  • WpVote
    صوت 541
  • WpPart
    فصول 5
[کامل شده] کاپل: یونمین، ویکوک ژانر: عاشقانه، تخیلی، فانتزی، درام *ایده گرفته از انیمیشن تینکربل*
DR1989(vkook)  بقلم chil_chil
chil_chil
  • WpView
    مقروء 59,983
  • WpVote
    صوت 10,912
  • WpPart
    فصول 46
DR1989 _اون یه دزده..نه بذارید دقیق تر بگم، اون بزرگ ترین جیب بر سئوله! +پس اون یکی کیه؟ _میشه گفت فقط یه رباته احمق؟ «اگه یه فیک اکشن رمنس و عجیب غریب میخوای...پس چرا هنوز منتظری بِِِچ؟این یکی مال توعه!» ژانر:علمی تخیلی، اکشن،رمنس. روزای آپ:تموم شدهㅠㅠ تاریخ زاییدن این فیک:210821 تاریخ ازدواج کردن این فیک:230501 کاپل:از روی کاور معلوم نیست؟ #1taekook