Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
𝖪𝗈𝗈𝗄𝗆𝗂𝗇
35 stories
𝑴𝒊𝒓 𝒍𝒆𝒔𝒂 𝑺¹ ᴶⁱᵏᵒᵒᵏ| ᵏᵒᵒᵏᵐⁱⁿ by Siila_95
Siila_95
  • WpView
    Reads 24,894
  • WpVote
    Votes 3,263
  • WpPart
    Parts 57
𝐌𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐬𝐚 | آرامش جنگل 🌱☕️ + من کور کردم چشم کسی رو که باعث گریه های رفیقم شد قطع کردن دستی که به جفتم بخوره نباید اونقدر سخت باشه...هوم؟ لازم باشه کور میکنم چشم کسی رو که بهش چپ نگاه کنه میبرم زبونی رو که بهش طعنه بزنه قطع میکنم دستی رو که لمسش کنه آتیش میزنم کسی رو که نزدیکش باشه, پس فاصلتون باهاش بیشتر از 10 قدم باشه _________________________________________________________ + باید برات خم بشم تا راضیت کنه؟ _ چه برام خم بشی چه برات خم بشم میتونه راضیم کنه + اما بیشتر دوست داری من برات زانو بزنم _ دوست دارم من برات زانو بزنم اما تو خم بشی + کینکش رو داری! _ زمانی که به تو مربوط بشه اره + انقدر دوستم داری؟ _ انقدر میمیرم برات ᴡʀɪᴛᴇʀ : ᴀʏᴅᴀ ɢᴇɴᴇʀ: ᴀɴɢꜱᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴅʀᴀᴍ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴊɪᴋᴏᴏᴋ ; ᴋᴏᴏᴋᴍɪɴ | ᴛᴀᴇɢɪ
Key to my heart | KOOKMIN by SORA_NIA
SORA_NIA
  • WpView
    Reads 5,968
  • WpVote
    Votes 994
  • WpPart
    Parts 31
✮ خلاصه : [ کریستین جئون، یک پاپ استار آمریکایی در یک نگاه دل به یک مدل مغرور می‌بنده‌. در سومین سالگرد رابطه‌شون این دو فکر میکنند همه چیز قراره مثل سالهای گذشته به خوبی پیش بره.. درحالی که سایه‌ی سیاه بدشانسی و مشهوریت قدرت بیشتری نسبت به عشق داره. ] ✮ ژانر : [ Romance, Comedy, Fluff,Smut,Angst ] روزهای آپ: جمعه
Deadly human weapon
 by nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    Reads 234,741
  • WpVote
    Votes 38,282
  • WpPart
    Parts 83
بخشی از فیک: امگای مذکر باردار بود! برای امگای بیست ساله ای که نه مارک شده، نه ازدواج کرده، نه حتی دوست پسر و پارتنر دارد، این یک رسوایی ویران کننده محسوب میشد، daedly human weapon خلاصه: امگای جوان به قصد تحمل درد خیانتی که بهش شده برای مست کردن به بار میره و این مستی به درگیری با یک گروه گنگستر خطرناک، و بارداری ناخواسته و رشته اتفاقاتی که سرنوشتش رو به طور کامل تغییر میده ختم میشه... . نام فیک: سلاح کشتار انسانی . ژانر:درام/ عاشقانه/ امگاورس/امپرگ . کاپل: kookmin / namjin/supe 🎖 bts 🎖jongkook
forbidden love  by MaryamN886
MaryamN886
  • WpView
    Reads 229,259
  • WpVote
    Votes 22,287
  • WpPart
    Parts 38
عشق ممنوعه🔞💔🍁 عشق قانون و محدودیت و مرز نمی شناسه وقتی به خودت میای که میبینی بیشتر از هر زمان کسی رو میخوای که برات ممنوعه عشق دو طرفه ممنوعه 💔🍁 جیمین پسر ۲۰ ساله ای که برای پرستاری به خونه جئون جونگ کوک ۴۰ ساله میره ژانر: انگست ، اسمات🔞 ، عاشقانه ❤ کاپل : کوکمین ، یونمین ، سکرت
|Strawberry Kisses🍓| by ukiyo_be
ukiyo_be
  • WpView
    Reads 17,661
  • WpVote
    Votes 3,042
  • WpPart
    Parts 5
|completed| "باید همو ببوسید!" جونگ کوک با صدای بلند خوند. "کی باید کیو ببوسه؟هوم؟!" _______________ •جیمین مشغول آرایش کردن برای بینندگانشه که دوست و هم اتاقیش ،جونگکوک، بهش می‌پیونده. و وقتی بیننده‌ها اونو می بینن ،بلافاصله کلی اون تعریف می‌کنن. و بهش پیشنهاد می‌دن که... •کاپل:کوکمین •couple:kookmin ﴿ترجمه شده﴾ ___𝓼𝓽𝓻𝓪𝓾 𝓫𝓮𝓻𝓻𝔂 𝓴𝓲𝓼𝓼𝓮𝓼___ . . •Additional Tags: YouTuber Park Jimin, Friends to Lovers, Sort Of, Makeup, Kisses, makeout, soft, One Shot.
Stupid glasses (عینک احمقانه) by llMoonwriterll
llMoonwriterll
  • WpView
    Reads 33,029
  • WpVote
    Votes 3,075
  • WpPart
    Parts 24
روزمره / رمنس / درام / اسمات کاپل کوکمین
French75 by Haumeafic
Haumeafic
  • WpView
    Reads 26,151
  • WpVote
    Votes 3,676
  • WpPart
    Parts 15
فیکشن امگاورس کوکمین Genre: Omega verse (AlphaxAlpha), Smut, Enemies to Lovers Writer: Paradise (Maryam) نامجون بزرگ شدن جونگکوک رو دیده بود و مثل کف دست میشناختش. جونگکوک مهربون بود؛ همونقدر مهربون که یه آلفای احمق و خودشیفته میتونست باشه. خجالتی بود و نامجون همیشه مجبور میشد هلش بده و توی جمع دوستهاش واردش کنه تا یه زندگی اجتماعی نرمال داشته باش و البته همهی اینها دربارهی جونگکوکی بود که با هرکسی به جز جیمین ارتباط داشت. وقتی بحث پارک جیمین وسط میاومد نامجون میتونست قسم بخوره اصلا اون مردم آزارِ روانی که خستگی ناپذیربه جیمین کرم میریخت و از ریکشنهاش لذت میبرد رو نمیشناخت. نامجون واقعا نمیخواست جونگکوکِ زندگی جیمین رو تجربه کنه چون اون شبیه یه عذاب آسمونی بود که حتی یک دقیقه هم نمیشد تحملش کرد.
​​𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 ℝ𝕦𝕚𝕟𝕤 (𝕂𝕠𝕠𝕜𝕄𝕚𝕟) by zurva_n
zurva_n
  • WpView
    Reads 2,329
  • WpVote
    Votes 393
  • WpPart
    Parts 11
نـورے در مـخروبـہ‌ها (𝕂𝕠𝕠𝕜𝕄𝕚𝕟) ꧁*•.♡ ​𝕃𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 ℝ𝕦𝕚𝕟𝕤 ♡.•*꧂ خلاصه: در دنیایی که رایحه‌ها حکم صادر می‌کنند و خون‌ها سرنوشت را می‌نویسند، «پارک جیمین» مقتدرترین آلفای هلدینگ ققنوس، بر قله‌ی غرور ایستاده بود. برای او، امگاها تنها لکه‌های ضعفی در تابلوی قدرت بودند؛ تا آن شب شوم در کلاب لوسیفر، جایی که غرورِ پولادین او در تله‌ی انتقامی شوم گرفتار می‌شود. ​«جئون جونگ‌کوک»، دانشجوی هنری که هویتِ ممنوعه‌ی خود به عنوان یک «انیگما» را پشت نقابِ سادگی پنهان کرده، تنها کسی است که شاهد فروپاشی جیمین می‌شود. او برای نجات آمده بود، اما برخورد فرمون‌های وحشیِ الفا، هیولای خفته‌ی درونش را بیدار می‌کند تا جفت مقدر شده خود را تصاحب کند. با مارک و نات شدنِ جیمین توسط یک انیگما، قانون طبیعت به زانو درمی‌آید: آلفای مقتدرِ ققنوس، در فرآیندی دردناک، در حال از دست دادنِ قدرت آلفایی خود و تبدیل شدن به یک «امگای» است؛ موجودی که همیشه از آن متنفر بود. پس از چهار ماه گریز، دست تقدیر جونگ‌کوک را به بند می‌کشد. حالا در میانِ مخروبه‌های غرور وارث ققنوس ، معامله‌ای خونین شکل می‌گیرد: یک ازدواج اجباری. هنرمندی که از قدرت بیزار است، باید نقشِ جفت مقتدرِ جیمین را بازی کن
Be my omega! by llMoonwriterll
llMoonwriterll
  • WpView
    Reads 47,824
  • WpVote
    Votes 8,184
  • WpPart
    Parts 66
امگاورس/درام/ اسمات/کوکمین پارک جیمین امگایی که مجبور به ترک خونه اش میشه با آلفای خون خالصی به اسم جئون جونگکوک آشنا میشه . آلفایی که راز بزرگی برای خودش داره ،رازی که برای یه آلفا میتونه به قیمت از دست دادن جونش تموم شه و حالا با پیدا شدن جیمین همه چیز رو به بدتر شدن پیش میرفت و گذشته ای که روی هردوشون سایه انداخته بود اونهارو به بازی میگرفت !
✓Let the Flames Begin✓| Kookmin by AuroraMM98
AuroraMM98
  • WpView
    Reads 65,442
  • WpVote
    Votes 9,589
  • WpPart
    Parts 50
ژانر: AU, Crime, OmegaVerse, Romance, Angst, Drama, Mpreg, Smut کاپل اصلی: Kookmin کاپل فرعی: Taejin, Namgi خلاصه: «کلاس مینی تموم شد؟» جیمین در حالی که مقابل پنجرهی قدی ایستاده بود، بدون این که بچرخه سرش رو تکون داد. رایحهی چوب صندل زیر بینیاش پیچید؛ سردردش شدیدتر شد. «بهش قول داده بودم بریم بیرون ولی انگار قراره بارون بیاد.» جیمین میتونست سینهی محکم آلفایی رو که حالا پشتش ایستاده بود، با فاصلهی کمی از خودش حس کنه. این روزها انگار نزدیکتر از همیشه میایستاد. به ابرهای تیرهای که سئول رو ناامیدکنندهتر از همیشه نشون میدادن نگاه کرد. اشک گرمی روی گونهی یخزدهاش غلتید. «داره بارون میاد.» ✨ وسط درگیری دو خانوادهی مافیایی در سئول، جیمین داشت تمام تلاشش رو میکرد تا جون خودش و دخترش رو نجات بده؛ تنها مشکل این جا بود که دیگه مطمئن نبود فرار کردن بهترین راه باشه. *** چنل تلگرام: Aurorafic هشدارها: خشونت، تجا*وز و روابط بدون رضایت طرفین، روابط با افراد زیر سن قانونی، سقط ج*ین، افکار خودکشی، حمله پانیک، جراحت و آسیب فیزیکی Ranks: #1 جیکوک 1# جیمین