Reading list
94 stories
Paint me in the dark by Sanigirlie
Sanigirlie
  • WpView
    Reads 2,703
  • WpVote
    Votes 390
  • WpPart
    Parts 27
هیونجین،پسری که امیدش رو به زندگی از دست داده و فلیکس،همکلاسی جدیدش توی هنرستان که میخواد هیونجین رو از زندان سیاه و سفیدش آزاد کنه. ولی اتفاقات غیرمنتظره ای که براشون میفته زندگی این دو پسر رو رنگی تر و قشنگ تر از همه چی میکنه....
Teach Me | یادم بده by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 47,045
  • WpVote
    Votes 5,847
  • WpPart
    Parts 20
فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه. Couple: Hyunlix Genre: Fluff, Smut
𝑴𝑬𝑵𝑻𝑨𝑳 𝑮𝑨𝑴𝑬 🌩🖤🍷𝑯𝒀𝑼𝑵𝑳𝑰𝑿 by Sayehfarokh13
Sayehfarokh13
  • WpView
    Reads 87,066
  • WpVote
    Votes 5,763
  • WpPart
    Parts 21
Couple:Hyunlix Author:Sayeh" Ganres: School life ,smut🔞 لی فلیکس طی تصمیم مادرش برای ازدواج به سئول میاد و روز اول مدرسش با اکیپ هیونجین برخورد میکنه و مجبور میشه پیش خود هیونجین بشینه معلم ریاضی که میدونسته نمرات فلیکس خیلی خفنن شرط میزاره :تنها زمانی نمرات فلیکس رو ثبت میکنه که نمره پایانی هیونجین بالا بشه!! حالا چی میشه اگه کسی که مادرش باهاش ازدواج کرده پدر هیونجین باشه؟:) ----------------☆--------------------☆--------------------------- [[همینکه از خیابون اصلی دور شدن به جلو خم شد و تا جایی که میتونست گاز داد،مشت شدن لباسش تو دستای اون احمقو حس کرد و لبخندش پر رنگ تر شد به چراغ قرمز روبروشون که رسید سرعتشو بیشتر کرد و از لای ماشینا رد شد . میتونست ضربان تند قلب فلیکسو که از پشت بهش چسبیده بود حس کنه و این بهش حس خوبی میداد و میخواست هرچه زود تر صورت ترسیدشو ببینه. به جای مورد نظرش که رسیدن وایستاد تا از موتورش پیاده شه: حالا بازم جرئت میکنی با من بری مدرسه؟هوم؟ رنگش پریده بود با اخم نگاهی به اطرافش انداخت اینجا که مدرسه نبود! انگار دور ترین نقطه ی شهر بود کم کم داشت متوجه قضیه میشد :از اولم نباید بهت اعتماد میکردم.اینجا کجاست؟منو برگردون عوضی... کاپل:هیونلیکس❤️‍🔥 ژانر:مدرسه ای ، اسمات ، با چاشنی اکشن
{○On the Edge of the Blade○} by Heuna8
Heuna8
  • WpView
    Reads 3,688
  • WpVote
    Votes 319
  • WpPart
    Parts 14
کاپل اصلی : هیونلیکس hyunlix کاپل های فرعی : چانمین مینسونگ چانگین هپی اند پارت ها کوتاهه (نزدیک به شاید ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه بیشتر نیست) (((محتوای جنسی نداره))) (((خشونت و خون و خونریزی داره)))
𝐁𝐋𝐎𝐂𝐊𝐀𝐃𝐄 | محاصره  by Straycat88
Straycat88
  • WpView
    Reads 16,416
  • WpVote
    Votes 2,008
  • WpPart
    Parts 39
𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : Hyunlix 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : Mperg - Action - Mysterious - Angst - Romance - Smut تایم آپ: چهارشنبه ها ساعت 7:30 دیلی تلگرام نویسنده: Hyunlixpetrichor@ خلاصه: خاندان لی شامل صیغه ها و زن های بسیاریست که از هر زن یک بچه متولد میشود و فقط سه بچه در این خاندان میتوانند زنده بمانند؛ نفرین خاندان لی قرن هاست که ادامه دارد و شایعه ای عجیب درمورد این خاندان درحال دست به دست شدن است. خون خاص! خون خاصی که فقط به یک بچه میرسد و از سه پسر خاندان لی این خون به کوچکترین پسر یعنی "فلیکس" رسیده؛ که خود این شروعی دردناک برای پسر بیچاره و بی پناه داستان است.
𝐴⃪𝑅⃪𝑇⃪ by yasaminpashazadeh
yasaminpashazadeh
  • WpView
    Reads 2,397
  • WpVote
    Votes 234
  • WpPart
    Parts 19
فلیکس با حیرت سمت بقیه ی بوم ها رفت خودشو دید برهنه با دوتا بال سفید !!!! یعنی هیونجين اونو... لخت تصور میکرد؟ نقاشیشو میکشید؟! از نظرش فلیکس یه فرشتست؟! باز هم نقاشی پیدا کرد. از خودش توی بغل هيونجين.... خودش در حال لبخند زدن چشم هاش موقع گریه کردن.... --------𝐀𝐑𝐓--------- ژانر: مدرسه ای، درام ، رمنس، فلاف، اسمات کاپل ها: هیونلیکس، یونبین، مینسونگ، تهکوک
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐬𝐮𝐧𝐝𝐚𝐲 by callmedeesse
callmedeesse
  • WpView
    Reads 48,235
  • WpVote
    Votes 6,903
  • WpPart
    Parts 24
[complete] یکشنبه روز خوبی برای عاشق شدن نبود. یکشنبه‌ای که ابرهای کدر و بارونی رخسار آسمون رو به آبی‌ترین حالت ممکن کرده بودند؛ روزی که تونستم به لب‌های همیشه خشکت بوسه بزنم و بوی تنم رو روی لباس کهنه‌ات جا بذارم. همون موقع باید میفهمیدم که نحسی روز یکشنبه بود که به دنبال ما افتاد؛ شاید باید تمام یکشنبه‌ها از تقویم پاک میشد تا ما بهم برسیم. ____ جونگکوک از روز اولی که عاشق تهیونگ شده بود میدونست که در برابر اون پسر پولدار و نازپرورده هیچ شانسی نداره، حداقل نه تا وقتی که به عنوان یه کارگر ترحم‌برانگیز و فقیر توی ذهن پسر‌موردعلاقه‌اش بود. اما انگار شانس برای اولین بار با جونگکوک همراه شده بود که تهیونگ برای یک جای خواب بهش محتاج شده بود و راضی به زندگی همراهش توی نیمچه خونه‌ی خرابه‌اش شده بود. البته اگه میتونست اسمش رو شانس بذاره چون فقط یک هفته کافی بود تا بفهمه که پول قدرتمند‌ترین سلاح زمینه و بین دنیای اون دوتا با چیزی به اسم پول دیواری کشیده شده. ____ Name: blue Sunday Main Couple: kookv Genre: Angst romance Social Writer: Déesse
Along the Seine River | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 389,417
  • WpVote
    Votes 53,957
  • WpPart
    Parts 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
 𝔓𝔲𝔯𝔢 by StheCherry
StheCherry
  • WpView
    Reads 248,113
  • WpVote
    Votes 32,330
  • WpPart
    Parts 57
Pure [ Mpreg ] ▪Yoonmin ▪Kookv بخشی از فیک: جیمین: اون ... اون قضیه یه اجبار بود! من به محض اینکه بتونم کمکت رو جبران میکنم تا برای همیشه کارمون باهم دیگه تموم بشه تو هم مجبور نباشی هرزه ای مثل منو ببینی! مرد خنده ی مستی سر داد ، طوری که صدای خنده هاش لرز ترسی به جون پسر می انداخت، آروم سمتش قدم برداشت و جلوی اون ایستاد ، سایه ی مرد روی سرش افتاده بود انگار اون مانع تموم نوری بود که بهش میخورد و زندگیش رو تاریک میکرد... جیمین نگاهش رو به کف خونه انداخت و اخم ظریفی کرد تا ترسش رو از اون مرد پنهان کنه ، اون تونسته بود از گذشته ی تاریکش فرار کنه ... اما حالا انگار سرنوشت نمیخواست اون آینده ی روشنی داشته باشه. یونگی: تو به من چیزی بدهکار نیستی هرزه کوچولو... صدای ضخیم شده ی مرد که باعثش الکل بود با بوی تند نفس های اون به بینیش میخورد. یونگی: ولی یه سری چیزا هست که نمیذاره به این راحتیا دست از سرت بردارم... دستش رو جلو برد و با تیکه ای موهای نرم و رنگ شده ی اون پسر بازی کرد یونگی : هرچقدر بخوای میتونی از دستم فرار کنی ، هر چقدر بخوای جیمین! ولی ... پوزخندی وسط حرفاش زد اون همیشه مطمئن میشد که در مقابله باهاش از تحقیر آمیز ترین لحنش استفاده کنه و همین جیمین رو عذاب میداد. یونگی :... ولی تو نمیتونی از چیزی که درست پشت سرته فرار کنی..
The Hookup Pact by fleuresmell
fleuresmell
  • WpView
    Reads 3,300,681
  • WpVote
    Votes 64,799
  • WpPart
    Parts 50
When Evelyn and her long-term enemy, star hockey captain Atlas, are forced to work together on a university media project, sparks fly as resisting their attraction becomes a far bigger challenge than their opposing opinions. Standalone in the Wellsfield University Series ***** Evelyn Hayes has hated Atlas Griffin, the golden boy of their university hockey team, since their very first conversation three years ago. To Evelyn, he's the womanizing, arrogant epitome of rich privilege and everything she despises. So when a university-funded media project for the hockey team throws her into Atlas' orbit, she fully expects them to be at each other's throats. What she doesn't expect is for the snarky comments and daring glares to turn into sparks of undeniable attraction. With Atlas' sights set on the NHL and Evelyn desperate to keep the media lead position she's worked so hard for, neither is interested in anything complicated. Soon, a heated one-night stand leads to an enemies-with-benefits hookup pact. But is either ready to face the consequences when the lines blur and strings start to get attached?