Beauty♡
29 story
Spy | Larry Stylinson بقلم maiwoh
maiwoh
  • WpView
    مقروء 5,260
  • WpVote
    صوت 1,297
  • WpPart
    أجزاء 20
*یه مدت آپ نمیشه* [on going...] وقتی اعتماد از بین بره دیگه برات اهمیت نداره حتی اگه عاشقش باشی! 20211118
Upstairs بقلم atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    مقروء 114,808
  • WpVote
    صوت 15,132
  • WpPart
    أجزاء 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction
Crush | Vkook بقلم by_sar
by_sar
  • WpView
    مقروء 241,879
  • WpVote
    صوت 33,826
  • WpPart
    أجزاء 42
[Completed] همه چیز از یه کراش ساده شروع شد. جایی که تهیونگ پسرخاله‌ی خبیثِ جونگ‌کوکه و می‌خواد بهش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی می‌شه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟! برشی از داستان: جونگ‌کوک هر شب قبل از خواب دعا می‌کرد تا توی روزش با تهیونگ روبرو نشه و خدا ازش در مقابل اون شیطان بی‌شاخ و دم محافظت کنه اما انگار دعاهاش بی‌فایده بودن چون تهیونگ تو تمام موقعیت‌های حساسِ زندگی اون پسر از هر سوراخ سنبه‌ای بیرون می‌پرید و همه چیز رو خراب می‌کرد. - عنوان: کراش. - وضعیت: اتمام یافته. - ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف. •Vkook• 1 in taekook 1 in taehyung 1 in funny 1 in teenfic 1 in fluf 1 in farsi 1 in مدرسه‌ای
+12 أكثر
Stop Rewind Play | Vkook | mini fic بقلم Moonlike_Rmy
Moonlike_Rmy
  • WpView
    مقروء 90,966
  • WpVote
    صوت 12,065
  • WpPart
    أجزاء 6
خلاصه: جونگکوک و تهیونگ با وجود اینکه پنج ساله باهم ازدواج کردن اما تصمیم گرفتن که از هم جدا بشن؛ ولی مجبورن برای طلاق گرفتن جلسات مشاوره ای رو بگذرونن و سنیورا اسمیت، مشاور پیری که به کمک اون دو اومده، سعی میکنه تا مشکلاتشون رو بهشون نشون بده💞 ژانر: فلاف، روانشناسی، برشی از زندگی، درام کاپل: ویکوک نویسنده: Moonlike_Rmy چنل تلگرامی: @V_kooki
my cute bunny[vkook] بقلم haruno-sakura1999
haruno-sakura1999
  • WpView
    مقروء 806,412
  • WpVote
    صوت 93,147
  • WpPart
    أجزاء 30
داستان درباره ی دنیاییه ک توش هایبرید ها(دو رگه ی حیوان و انسان) توش ب عنوان ی نژاد دسته پایین زندگی میکنن که ادم ها ازشون معمولا به عنوان خدمتکار و یه موجود بی ارزش استفاده میکنن حالا چی میشه که تهیونگ داستان ما یه بانی کیوت پیدا کنه که قلب و احساساتشو کم کم زیر و رو کنه؟ ژانر:رومنس ؛زندگی روزانه؛اسمات؛گاهی کمدی؛تخیلی(بخاطر وجود هایبرید) میدونم ک توضیح دادنم اصلا خوب نیس T-T امیدوارم خوشتون بیاد💙💙💙
Memorable Moments Of F.r.i.e.n.d.s بقلم Bhriiii
Bhriiii
  • WpView
    مقروء 2,450
  • WpVote
    صوت 731
  • WpPart
    أجزاء 17
تا حالا شده خیلی اتفاقی بخندی و بقیه با تعجب بهت نگاه کنن؟! بعد بپرسن: هی، به چی داشتی میخندیدی؟! تو هم فقط بگی: هیچی، دوباره یاد اون قسمت فرندز افتادم! این بوک مجموعه ی از تمام اون قسمت های سریال فرندز هست که گاهی وقت ها موجب خندیدنمون میشه. اگر فراموششون کردی یا تمامی بدبختی ها ریختن سرت؛ چرا که نه، یه نگاه بنداز شاید تو هم خندیدی؛) اگر خیلی حساسید که براتون سریال فرندز اسپول نشه نخونید. ❌خطر اسپویل
STAR (season 1) | VKOOK  بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 253,012
  • WpVote
    صوت 36,723
  • WpPart
    أجزاء 41
When The Stars Appear وقتی ستاره ها ظاهر شدند (فصل اول) -تمام شده- - این گستاخیه اگه بگم دوست دارم با ولیعهد یک رابطه ی عجیب رو شروع کنم؟ + چه رابطه ی عجیبی...؟ - رابطه ای توش نه دوستیم نه رقیب... این گستاخیه سرورم...؟ اگه گستاخیه فقط بهم بگید... فراموشش میکنم... Wr: @Moonlike_Rmy Main Couple: Vkook Genre: Angst. Romance. Historical
STAR ( Season 2) | Vkook بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 178,984
  • WpVote
    صوت 23,696
  • WpPart
    أجزاء 35
When A Star Disappears وقتی ستاره ای ناپدید میشود (فصل دوم) -تمام شده- قسمتی از فیک: - میدونی اولین بوسه ی دنیا چطوری شکل گرفت؟ جونگکوک نگاه خمارش رو به تهیونگ دوخت و حلقه ی دست هاش رو دور گردن تهیونگ محکم تر کرد: - نه... چطور‌‌... تهیونگ نگاهی به لب های جونگکوک انداخت و بعد زمزمه کرد: - تو زمان های قدیم یک زن و مرد پینه دوز بودن که یک روز مرد وقتی دست هاش بند بود یه تکه نخ رو با لب هاش کند و بعد... به زنش گفت بیا این رو از لب من بردار و وصلش کن! زن هم که دستش سوزن و وصله بود اومد نخ رو برداره دید دستش بنده! به ناچار با لب هاش برداشت... شیرین بود.... خوششون اومد... ادامه دادن...! جونگگوک با شنیدن این داستان خنده ای کرد اما با نزدیک شدن سر تهیونگ خنده روی لب هاش محو شد و آب دهانش رو به سختی قورت داد: - اما... تهیونگ ما دستامون بند نیست... تهیونگ پلکی زد و به چشم های جونگکوک خیره شد: - ولی شاید خوشمون اومد... writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook Genre: Drama. Romance. Smut
-3101- | Vkook | Completed  بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 131,236
  • WpVote
    صوت 17,977
  • WpPart
    أجزاء 20
خلاصه: تهیونگ یک نظامیه و توی ارتش کار میکنه و چند سالی هست که با دوست پسرش جونگکوک یک زندگی ساده ولی پر از استرس رو میگذرونن! چون دوست پسرش هر بار که اون به ماموریت میره روز و شبش رو با استرس و دلهره میگذرونه... -3101- Wr: @Moonlike_Rmy Main Couple: Vkook Genre: Angst. Romance. Drama. Imaginary
Paper Boy 💟 Yoonmin بقلم maedeh1
maedeh1
  • WpView
    مقروء 16,233
  • WpVote
    صوت 3,462
  • WpPart
    أجزاء 18
کاپل : یونمین ژانر: ماجرایی، درام، رمنس رده بندی: PG جیمین یه پسر خیلی خاصه که همه ازش خوششون میاد و با یونگی تو بچگی دوست بودن،الان جیمین با هوسوک قرار میذاره ولی یونگی هنوز هم دوستش داره. همه چیز همینطور کسل کننده اس تا روزی که جیمین ناگهان ناپدید میشه و یونگی تصمیم میگیره بر اثر سرنخ هایی که هست بره دنبالش بگرده. بر اساس اقتباس آزادی از داستان " شهر های کاغذی" نوشته جان گرین.