• Genre: Social.Drama.Fluff.Romance.Slice of life
• Main Couple: Namjin
• Summary:
هیچ ویژگی به خصوصی در اون شخص نبود که منجر به این احساس منحصر به فرد بشه؛ جز اینکه بعدها این جمله به چشمم خورد:
"ما هیچ کس را به طور تصادفی انتخاب نمیکنیم، بلکه ما فقط به آنهایی نزدیک میشویم که از قبل در ناخودآگاهمان حضور داشتهاند."
زیگموند فروید
و به یاد آوردم که ما توی ناخودآگاه من، همیشه تنها بودیم...
یه پاش رو روی پای دیگهاش انداخت و بعد از سکوت کوتاهی گفت «چی اینقدر خیرهات کرده؟»
به خودم اومدم و متوجه شدم مدتی از حواس پرتیم میگذره و دیگه به بخارهای رقصان در هوا نگاه نمیکنم؛ نگاهم قفل تخت سینهی برجسته و دستهای توی هم گره شدهی اون مرد بود «آدما وقتی خیره میشن که مغزشون حرفی برای گفتن داشته باشه.»
سر تکون داد «به مغزت بگو ساکت باشه...»
«دست من نیست... همونطور که دست تو نیست وقتی موهای بازم به چشمت میخوره...»
جرعهای از نوشیدنی داغش نوشید و بر خلاف عقیدهام قصد نکرد با این جریان فکری مخالفت کنه «تو به چی فکر میکنی؟...» سمتم برگشت و با نگاه عجیبی بهم چشم دوخت «وقتی خیره میشی...»
به لکنت افتادم «اغلب به اینکه... به اینکه با هم تنهاییم...»
شاید قرار نبود این داستان به خوبی و خوشی تموم شه. یا شایدم هنوز تموم نشده بود...
_______________________________________________
نامجون به خاطر دفاع از کشورش، میره به جنگ. اما این به نفعشه؟ به نفع جونگکوک چی؟ یا تهیونگ و جیمین و هوسوک؟ تنها چیزی که واضح بود، نابودی ای بود که به همراه جنگ، از راه می رسید.
کاپل اصلی : نامجین
کاپل های فرعی : هوپمین ، تهکوک
وضعیت آپ : پایان یافته
شروع : [ 2022.01.02 ]
پایان : [ 2022.04.12 ]
1 in #kim_seokjin
زیبایی شناختی آثار هنری
اگه یه روزی حس کردی تنهایی و کسی رو نداری،مطمئن باش هنوز حداقل یه نفر هست که تو، توی سرشی...
_______________________________________________________
یه موزه ساده بین هیاهوی دنیا چطور میتونه اسرار آمیز و سرنوشت ساز باشه؟
شاید به خاطر وجود آدمای درونشه...
اما دزدی و خیانت چطور میتونن چیزی رو نجات بدن؟
تاریخی_تخیلی
شروع:[2022.3.20]
وضعیت آپ: در حال آپ
کاپل های اصلی: نامجین
کاپل های فرعی: سپ-تهکوک