My favorite
12 stories
•° Black Tattoo °• [ KookV, Namjin] Completed oleh sara_ac_purple
sara_ac_purple
  • WpView
    Membaca 280,563
  • WpVote
    Suara 42,606
  • WpPart
    Bagian 55
"نگاهم دوباره به دست های پر از تتوی جونگ کوک افتاد و بی معطلی چیزی که از ذهنم می گذشت رو به زبون اوردم: تو چند سالته؟ گوشه ی لبش رو کج کرد که باعث شد لپ سمت چپش بیرون بزنه و شبیه یه بچه خرگوش بشه. از دیدن چهره کیوتش لبخندی ناخودآگاه رو لبم نشست و با شنیدن صداش که گفت: بیست و دو... سعی کردم جلوی بزرگ شدن لبخندم رو بگیرم. حداقل تو خوابم با یه بچه زیر سن قانونی سکس نداشتم! خیالم راحت شد جدا!!" 🎨همه چیز از یه درخواست برای کشیدن یه تابلوی بزرگ رنگ روغن شروع شد! کیم تهیونگ نقاشی که توی دنیای رنگارنگ خودش سیر می کرد، هیچ وقت تصورش رو هم نمی کرد روزی تتو های سیاه رنگ براش جذابیتی داشته باشن.. چه برسه اینکه جذب تتو آرتیستی خوش چهره و هات به اسم جی کی بشه~ نام: Black Tattoo | تتوی سیاه کاپل: کوکوی، نامجین، هوپکوک ژانر: رمنس، فلاف، روزمره، اسمات🔞 تمام شده / completed + after story .
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ oleh AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Membaca 380,147
  • WpVote
    Suara 47,228
  • WpPart
    Bagian 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
Bento box | ᴊᴍ+ʏɢ oleh kmoonlight77
kmoonlight77
  • WpView
    Membaca 177,684
  • WpVote
    Suara 31,097
  • WpPart
    Bagian 39
[-کامل شده-] 𝐌𝐢𝐧𝐘𝐨𝐨𝐧 یونگی و جیمین دو تا پدر مجرد بودن که پشت درب‌های مهدکودک وقتی منتظر بچه‌هاشون بودن با هم آشنا شدن اما این مکالمات کوتاه توی سالن انتظار به کجا قرار بود برسه؟ *** ▪️Name: Bento box ▪️Couple: YoonMin (Jimin🔝) ▪️Gener: Romance, Fluff, Family, Smut *** ▪First part: March 07th, 2021▪ ▪Last part: August 27th, 2021▪ توجه داشته باشید که این داستان فقط افکارِ منِ نویسنده‌اس و اتفاقاتی که توی کتاب میفته هیچ ربطی به این اشخاص در زندگی واقعی نداره. این افراد مثل بازیگرهای یه سریال می‌مونن، استفاده از اسم و چهره‌اشون تنها برای برقراری ارتباط و تصور راحت‌تر شماست :) __________________________________
His Tiny Pickpocket | Hopemin, Vkook oleh and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    Membaca 28,497
  • WpVote
    Suara 6,153
  • WpPart
    Bagian 77
هوسوک جانگ بعد از خرابکاری و بدبیاری در چند پرونده‌ی متوالی در سازمان اف‌بی‌آی، توسط رئیسش به یه استراحت کوتاه مدت فرستاده میشه اما توی این زمان استراحت به یه جیب‌بر می‌خوره و مسیر زندگیش کمی با تغییر مواجه می‌شه و... Name: His Tiny Pickpocket🔎 Couple: Hopemin, Vkook Writer: Andromeda Genre: Crime, Comedy, Romance, Dram, Smut Channel: @papacita01
My Daddy oleh MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    Membaca 530,741
  • WpVote
    Suara 88,302
  • WpPart
    Bagian 66
Name: My daddy Writer: maya^^ ژانر:روزمره،اسمات،ددی کینک،فلاف،عاشقانه💖 کاپل:چانبک / کایسو / هونهان ❌کامل شده❌ بکهیون یه منحرف کوچولو🍓 بود و با سیاستش هر چیزی که دلش میخواست رو بدست میاورد! ولی وقتی هوس یا عشق در یک نگاه اتفاق میافته بک میتونه جلوی اون غریزه مالکیت خودش رو بگیره؟! اون به پارک چانیول به جای اینکه به چشم هیونگه جدیدش نگاه کنه تنها تصوری که ازش میکنه یه ددی فوق هاته💫! چانیول استریتی که دوست دخترش🌸 تمام زندگیشه و به مسائل گی و هر چرت دیگه ای اصلا اهمیت نمیده❎! و بک برای بدست آوردن ددیش فقط یه راه به مخ کوچیکش میرسید و اونم بدن عالیش بود🔞!
Up and Down oleh yukieygjm
yukieygjm
  • WpView
    Membaca 107,688
  • WpVote
    Suara 15,998
  • WpPart
    Bagian 41
C O M P L E T E D توی این دنیا اگه یه امگا باشی فرقی نداره که خوش اخلاق یا خیلی جذاب باشی؛ تو در واقع یه وسیله واسه لذت آلفا هایی! چرخه ای که هیچوقت عوض نمیشه و این چیزیه که جیمین بیشتر از هر چیزی ازش متنفره چون او نه تنها یه امگاس بلکه مرد هم هست! اگه مادرش با اون آلفای جذاب و ثروتمند ازدواج نکرده بود هیچ وقت عاشق یه آلفای عوضی که هیچی جز لذت براش مهم نیس نمیشد! و هیچوقت وارد باتلاقی که هیچ راه خروجی نداره نمیشد! Couple: YoonMin, J-hope x boy Genre: Daddy kink, Omegaverse, Smut, Angest, Romance Writer: Yuki.YG.JM
Forest ♧ HopeMin ♧ oleh Razi_Moon
Razi_Moon
  • WpView
    Membaca 108,069
  • WpVote
    Suara 20,227
  • WpPart
    Bagian 50
هوسوک خون آشامی که صد ها سال تنها زندگی کرده یک روز با یک ماشین تصادف کرده رو به رو میشه و به جای اینکه بزاره نوزادی که توی آغوش مادر مرده اش گریه میکرد مثل خانوادش بمیره اون رو به کلبه ی خودش میاره و بزرگش میکنه... ژانر: سوپرنچرال - درام - رمنس نویسنده: Razi and Moonlike کاپل: hopemin
Moscow | Hopemin Completed oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Membaca 110,533
  • WpVote
    Suara 16,961
  • WpPart
    Bagian 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
●•°○I Sold My Virginity Online○°•● oleh _YourMy24_
_YourMy24_
  • WpView
    Membaca 132,998
  • WpVote
    Suara 25,321
  • WpPart
    Bagian 14
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه . از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .‌ چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر . تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .‌ پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه . توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .