W.s
35 قصة
➤𝑨𝒕𝒍𝒂𝒏𝒕𝒊𝒔 𝑴𝒐𝒐𝒏 بقلم VIIWIX
VIIWIX
  • WpView
    مقروء 14,228
  • WpVote
    صوت 2,643
  • WpPart
    فصول 35
〄☾ نِیم : Atlantis Moon ✘کاپل : ʸᶤᶻʰᴬᶰ 【ژانر : [𝓢𝓵𝓲𝓬𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓲𝓯𝓮 ] - [𝓡𝓸𝓶𝓪𝓷𝓬𝓮] -[𝓓𝓻𝓪𝓶𝓪] 】 ◀هپی اند. ⏱پایان یافته. . . ★ [تریلر] . . محض رضای خدا، آخه اون هرکسی نبود که ییبو بخواد با تفکر بچگانه اش سر ندیدنش بجنگه! اون شیائو ژان بود، الهه زیبایی و نور شب خیره کننده ای که هر نگاهی رو مجذوب و فریفته خودش میکرد و وانگ ییبو... بله... وانگ ییبو همون مرد قسم خورده ای بود که ادعا میکرد نور شب، فقط ماهه و الان ماهش رو مقابل هلال چشمای معصومانه این قدیسه سیاه پوش ، گم کرده بود. _ آقای وانگ، حرفای منو شنیدید؟ نیاز به این سوال نبود، چون نگاه ییبو قرار نبود به این زودی حواس روحش رو از این همه درخشندگی آسمانی پرت کنه!
+6 أكثر
freedom بقلم parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    مقروء 16,923
  • WpVote
    صوت 3,917
  • WpPart
    فصول 34
-وی ووشیان! با بند بند وجودم ! ازت متنفرم!
But I loved you 🍁 ولـی‌مـن‌دوسـتت‌داشتـم  بقلم i_am_SMH
i_am_SMH
  • WpView
    مقروء 1,401
  • WpVote
    صوت 240
  • WpPart
    فصول 3
📌وضعیت: پایان یافته.❤️📚 ⏳آغاز: ۱۷ اوت ۲۰۲۱ ⌛پایان: ۲۳ اوت ۲۰۲۱ ⏰ بازنویسی: ۱۹ اکتبر ۲۰۲۵ But I loved you 🍁 ولـی‌مـن‌دوسـتت‌داشتـم 🌫️ 🌫️🍂🍁🍂🍁🍂🍁 🌫️ فکر کردنِ زیاد آدمو مریض میکنه؛ 🌫️ منم‌ از‌ بعد‌ِ رفتنت مریض شدم... 🌫️ اگه میشه بهت فکر نکرد؟!🍂 #S_M_H #ییژان #ییبو_تاپ #امگاورس #؟_اند
انتهای تاریکی بقلم Novel_srn
Novel_srn
  • WpView
    مقروء 14,537
  • WpVote
    صوت 3,011
  • WpPart
    فصول 62
پایان این راه به کجا ختم می شه؟ اصلا پایانش مهمه یا اتفاقاتی که تو مسیر می افته؟! شاید همین اتفاق هاست که مسیر زندگی و در نهایت پایانش رو تغییر میده... تو بهترین اتفاقی بودی که برام افتادی! مسیر زندگیم با اومدنت عوض شد! درست وقتی که توی تاریکی گیر کرده بودم، مثل نوری به زندگیم تابیدی... ▫️The end of darkness▫️ ❕ژانر: رمنس/اکشن/مافیایی/انگست ❕کاپل: ییجان ایدی اینستا و چنل تلگرام: @novel_srn 🥂
+22 أكثر
Repetition بقلم Lord_Qi_La
Lord_Qi_La
  • WpView
    مقروء 5,851
  • WpVote
    صوت 1,142
  • WpPart
    فصول 12
پایان یافته🔥💯 شاید همه چیز از اونجایی شروع شد که اون جیغ بلند گوشام و کر کرد و اون فلوت دوباره تو دستام بود و ذهنم برای به یاد آوردن مقاومت می کرد من باید بر می گشتم سمتت؟! ولی سال ها گذشته بود و اگه ما عاشق نمی شدیم شاید هیچ وقت اذیت نمی شدیم این یعنی نباید دوباره عاشق شیم...؟! نویسنده : @zzzmmmaayy ژانر : معمایی ، عاشقانه کاپل : وانگشیان
+11 أكثر
my little neighbour   بقلم parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    مقروء 23,094
  • WpVote
    صوت 4,389
  • WpPart
    فصول 21
یه تلفیقی از داستان mo dao zu shi پایان فصل اول #taoris #modaozushi #wangxian #lanwangji #weiwuxian #kris #tao
+7 أكثر
معشوقه ام باش... بقلم kim_devilish
kim_devilish
  • WpView
    مقروء 2,416
  • WpVote
    صوت 409
  • WpPart
    فصول 10
جان... اسمی که به فراموشی سپرده شده... زنده ای که زنده نیست... و حالا شنگ... رئیس باند کرول... یه مافیای بدجنس با گذشته ای تاریک و ترسناک... طعم درد..لذت مرگ... چی میشه بعد از گذشت سالها دوباره اون شخص رو ملاقات کنه؟؟... اینبار اون شخص کنارش میمونه..؟ وانگ ییبو... اسمی که شنیدنش ضربان قلب این مافیای بدجنس رو شدت میده.. یاد اوری از جان... تنها امید جان
𝖲𝗆𝗂𝗅𝗂𝗇𝗀 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝖨 𝖽𝗂𝖾..🍂 بقلم littleHosna
littleHosna
  • WpView
    مقروء 2,365
  • WpVote
    صوت 440
  • WpPart
    فصول 13
《وقتی بمیرم لبخند میزنم:)💖》 -دوستت دارم..؟! -عشق ما سخته پس اگر ذره ای تردید داشته باشی از هم خواهد پاشید..! -من دوستت دارم.. -خیلی آرومه و عشق ما خیلی پر قدرت!..می تونی دووم بیاری؟! -دوستت دارم شیائوجان!! 💫عاشقانه انگست روانشناختی💫 ❤𝒀𝒊𝒛𝒉𝒂𝒏❤
واندروال بقلم fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    مقروء 32,192
  • WpVote
    صوت 4,959
  • WpPart
    فصول 24
[کامل شده] «وانگ ییبو! قلب من بازیچه‌ی تو نیست که هر دفعه از راه می‌رسی می‌خوای از هم بشکافیش! توی لعنتی فکر کردی چه حقی داری که بیای بگی من مال توام؟!» اسم: وانْدِروال (کسی که همیشه بهش فکر میکنی و کاملا شیفته‌اش شدی.) ژانر: بی ال، عاشقانه، امگاورس، اسمات کاپل: ییجان نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ادیتور: ♧Fatemeh
WANGXIAO (Completed) بقلم song-of-dark-cloud
song-of-dark-cloud
  • WpView
    مقروء 63,690
  • WpVote
    صوت 12,226
  • WpPart
    فصول 79
شیائوژان دانشجوی سال آخر رشته تاریخ شناسی چین و وانگ ییبو، صاحب موزه پنج قبیله مشهور است. شیائو ژان با پیشنهاد استادش، پروفسور وانگ هایکوان، بررسی موسیقی قبیله گوسولان را به عنوان موضوع پایان نامه اش انتخاب میکند که برای انجام آن به کمک وانگ ییبو، صاحب موزه نیاز دارد و او را پس از هزار سال به گوسو لان میکشاند. (شخصیت های کتاب استاد تعالیم شیطانی که در این داستان استفاده شده اند متعلق به نویسنده ان میباشد و باقی کاراکترها ساختگی و غیر واقعی است. این داستان در ادامه سریال آنتیمد نوشته شده است.)