〄☾ نِیم : Atlantis Moon
✘کاپل : ʸᶤᶻʰᴬᶰ
【ژانر : [𝓢𝓵𝓲𝓬𝓮 𝓸𝓯 𝓵𝓲𝓯𝓮 ] - [𝓡𝓸𝓶𝓪𝓷𝓬𝓮] -[𝓓𝓻𝓪𝓶𝓪] 】
◀هپی اند.
⏱پایان یافته.
.
.
★ [تریلر]
.
.
محض رضای خدا، آخه اون هرکسی نبود که ییبو بخواد با تفکر بچگانه اش سر ندیدنش بجنگه!
اون شیائو ژان بود، الهه زیبایی و نور شب خیره کننده ای که هر نگاهی رو مجذوب و فریفته خودش میکرد و وانگ ییبو... بله... وانگ ییبو همون مرد قسم خورده ای بود که ادعا میکرد نور شب، فقط ماهه و الان ماهش رو مقابل هلال چشمای معصومانه این قدیسه سیاه پوش ، گم کرده بود.
_ آقای وانگ، حرفای منو شنیدید؟
نیاز به این سوال نبود، چون نگاه ییبو قرار نبود به این زودی حواس روحش رو از این همه درخشندگی آسمانی پرت کنه!
پایان این راه به کجا ختم می شه؟
اصلا پایانش مهمه یا اتفاقاتی که تو مسیر می افته؟!
شاید همین اتفاق هاست که مسیر زندگی و در نهایت پایانش رو تغییر میده...
تو بهترین اتفاقی بودی که برام افتادی!
مسیر زندگیم با اومدنت عوض شد!
درست وقتی که توی تاریکی گیر کرده بودم، مثل نوری به زندگیم تابیدی...
▫️The end of darkness▫️
❕ژانر: رمنس/اکشن/مافیایی/انگست
❕کاپل: ییجان
ایدی اینستا و چنل تلگرام: @novel_srn 🥂
پایان یافته🔥💯
شاید همه چیز از اونجایی شروع شد که اون جیغ بلند گوشام و کر کرد و اون فلوت دوباره تو دستام بود و ذهنم برای به یاد آوردن مقاومت می کرد
من باید بر می گشتم سمتت؟! ولی سال ها گذشته بود و اگه ما عاشق نمی شدیم شاید هیچ وقت اذیت نمی شدیم این یعنی نباید دوباره عاشق شیم...؟!
نویسنده : @zzzmmmaayy
ژانر : معمایی ، عاشقانه
کاپل : وانگشیان
جان...
اسمی که به فراموشی سپرده شده...
زنده ای که زنده نیست...
و حالا شنگ...
رئیس باند کرول... یه مافیای بدجنس
با گذشته ای تاریک و ترسناک...
طعم درد..لذت مرگ...
چی میشه بعد از گذشت سالها دوباره اون شخص رو ملاقات کنه؟؟...
اینبار اون شخص کنارش میمونه..؟
وانگ ییبو...
اسمی که شنیدنش ضربان قلب این مافیای بدجنس رو شدت میده..
یاد اوری از جان...
تنها امید جان
《وقتی بمیرم لبخند میزنم:)💖》
-دوستت دارم..؟!
-عشق ما سخته پس اگر ذره ای تردید داشته باشی از هم خواهد پاشید..!
-من دوستت دارم..
-خیلی آرومه و عشق ما خیلی پر قدرت!..می تونی دووم بیاری؟!
-دوستت دارم شیائوجان!!
💫عاشقانه انگست روانشناختی💫
❤𝒀𝒊𝒛𝒉𝒂𝒏❤
[کامل شده]
«وانگ ییبو! قلب من بازیچهی تو نیست که هر دفعه از راه میرسی میخوای از هم بشکافیش!
توی لعنتی فکر کردی چه حقی داری که بیای بگی من مال توام؟!»
اسم: وانْدِروال (کسی که همیشه بهش فکر میکنی و کاملا شیفتهاش شدی.)
ژانر: بی ال، عاشقانه، امگاورس، اسمات
کاپل: ییجان
نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢
ادیتور: ♧Fatemeh
شیائوژان دانشجوی سال آخر رشته تاریخ شناسی چین و وانگ ییبو، صاحب موزه پنج قبیله مشهور است.
شیائو ژان با پیشنهاد استادش، پروفسور وانگ هایکوان، بررسی موسیقی قبیله گوسولان را به عنوان موضوع پایان نامه اش انتخاب میکند که برای انجام آن به کمک وانگ ییبو، صاحب موزه نیاز دارد و او را پس از هزار سال به گوسو لان میکشاند.
(شخصیت های کتاب استاد تعالیم شیطانی که در این داستان استفاده شده اند متعلق به نویسنده ان میباشد و باقی کاراکترها ساختگی و غیر واقعی است. این داستان در ادامه سریال آنتیمد نوشته شده است.)